Latest Entries

تار و توتال






هم‌میهنان گرامی! امسال، پیش از برگزاری جشن سده، سری به پایتخت چچن می‌زنیم؛ تارموی پیامبر «صاد» را در این شهر به نمایش‌گذاشته‌اند. پس آنگاه جشن‌های نوروز جمشیدی را برپا می‌کنیم و ... و در اردیبهشت‌ماه هم روز جهانی کارگر را در «باکو» جشن می‌گیریم؛ چرا که چند روز بعد در همین شهر به تماشای «یوروویژن» خواهیم نشست. اینهمه به کوری چشم ملایان جمکران و اربابان‌شان در لندن و واشنگتن.

این ‌آمریکا نمی‌گذارد «ما» پیشرفت کنیم! باز هم یک «دانشمند هسته‌ای» ما را در واشنگتن دستگیر کرده‌ا‌ند! «پنج‌تن» از آدمکش‌های «ما» را در سوریه به اسارت گرفتند، و 11 تن از زائران «ما» را در این کشور ربودند! «پنج‌تن»، به همان پنج‌تن بی‌بی‌گوزک‌ها ارجاع می‌دهد و 11 تن نیز همان 11 «عین» هستند که، یک عین‌شان هنوز «غایب» مانده. همچنین آخوند مصلحی می‌گوید، «دشمن» 15 «طرح» توطئه برای‌مان چیده. می‌دانیم که پیامبر «صاد»، به اضافة‌ 14 معصوم و خدمة حضرت زهرا تعدادشان مسلماً به 15 می‌رسد! خلاصه حکومت جمکران، دست در دست به اصطلاح اپوزیسیون‌اش در این لجنزار مقدسات و مبهمات‌ و مزخرفات شناور مانده تا گاوچران‌ها بتوانند در ایران چند زین‌العابدین «بیمار» را به حکومت برسانند؛ آنهم زین العابدین‌های هسته‌ای!

افسوس که «ترز دلپش»، متخصص کشف سلاح هسته‌ای در عراق خیلی زود «شهید» شد! اگر این زینب زمان زنده می‌ماند، می‌توانست امروز به همراه بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران آمده و پس از دریافت «حق» و حقوق و مزایا و غیره یک گزارش «علمی» و «علوی» و ... و به ویژه الکی و باب‌دندان تفنگ‌فروش‌ها تنظیم نماید، و بیش از این‌ها مایة‌ «افتخار» هموطنان‌اش باشد! بله، در ستایش این شخصیت «استثنائی» خیلی‌ها قلم‌فرسائی کرده‌اند، تا حدی که دیگ حسادت ما به جوش آمد که، چرا در کشور ما از این قماش «پرسوناژ» یافت نمی‌شود؟

ولی با مشاهدة متن نامة صدرحاج سیدجوادی در سایت «کلمه»، مورخ 28 ژانویه 2012 ، خیلی زود به اشتباه خویش پی بردیم. بله، صدر حاج سیدجوادی، از همه برتراند، چرا که در دورة شاه، قوم‌وقبیلة‌شان برای فراهم آوردن زمینة براندازی نامة‌ سرگشاده می‌نوشتند، و اینک خودشان به نگارش «نامة محرمانه» روی آورده‌اند. جالب اینجاست که نامه‌های کذا ـ چه سرگشاده، و چه محرمانه ـ در راستای تأمین منافع طویلة‌ مک‌کارتی تنظیم می‌شود. به همین دلیل است که پس از گذشت 7 ماه متن کامل نامة محرمانة‌ ایشان منتشر می‌شود. بله جناب «صدرحاج سیدجوادی»، البته به ادعای خبرگزاری‌های «خودی»، بی‌دلیل نامة محرمانه به «حاخ»، رهبر قلعة حیوانات ننوشته‌اند. در این نامه مطالب «مفیدی» مطرح شده که با یک تیر چند نشان می‌زند.

نویسنده از یک‌سو با جدا کردن حساب «حاخ» از «احمی»، برای «رهبر» حاشیة امن به وجود آورده، و از سوی دیگر، با ارائة‌ تصویر رستم‌صولت از «احمی»، او را در رأس یک شبکة‌ تروریسم بین‌المللی شیعی‌مسلک نشانده. حال چند پرسش منطقی مطرح می‌شود. نخست اینکه حاج سید جوادی چگونه به این اطلاعات فوق محرمانه دست یافته؟ دیگر آنکه، اگر این مطالب در نامة «محرمانه» حاج سیدجوادی مطرح شده رسانه‌ها از چه طریق متن نامه‌ای را به دست آورده‌اند که گویا محرمانه هم هست؟ از سه حال خارج نیست؛ یا خامنه‌ای نامة کذا را شخصاً در اختیار بوق‌ها قرار داده، یا خود حاج سید جوادی یک نسخه از این نامه را در اختیار اربابان‌اش گذارده،‌ یا اینکه اصولاً نامه‌ای در کار نیست، و این «خبر» را سازمان سیا تنظیم کرده تا از جیره‌خواران‌اش تصویر «قدرقدرت» ارائه دهد.

دشمن، تحریم، مذاکره و ... و زین‌العابدین بیمار، یعنی زین‌العابدین هسته‌ا‌ی! زین‌العابدین هسته‌ای ویراست نوین حسین کودتاچی در هزارة سوم است. این حسین در پی شکست کودتای هیزاکسلنسی به افلاس افتاده، ولی همچنان به ارباب وفادار مانده و «بمب اتمی» می‌طلبد. جهت تحکیم جایگاه متزلزل حسین هزارة‌ سوم است که سنت ارسال نامه‌های سرگشاده منسوخ شده، و جای خود را به «نامة ‌محرمانه» سپرده. اظهارات مضحک سردار نقدی که در سایت «اطلاعات.نت»، ‌ مورخ 28 ژانویه سالجاری انتشار یافته شاهدی است براین مدعا:

«[...] نقدی [...] با اشاره به حضور مجدد نظامی امریکا در [...] خلیج فارس گفت [...] امریکایی‌ها نامة‌ التماس‌آمیزی نوشتند که پس از دریافت این نامه نرمشی در مقابل آن‌ها صورت گرفت [وی افزود] رئیس جمهور امریکا با ارسال نامه [...] در حقیقت شکستش را اعلام کرد [...]»

می‌بینیم که مثل معروف «کله پز برخاست، سگ جای‌اش نشست»، به دلیل افلاس ارتش آدمخوار ناتو سخت متزلزل می‌نماید. تا دو سه روز پیش، سگ با «حفظ سمت» در آغوش کله‌پز نشسته بود و «عوعو‌کنان» هم‌سوئی ملایان جمکران را با دیده‌بان حقوق بشر در نیویورک بر ملا می‌کرد. اینک می‌باید به تماشای نمایش مهوع جنگ زرگری سگ با کله‌پز بنشینیم. هدف از جنگ کذا تبدیل «پیزی افندی‌ها» به «رستم صولت» در طیف حکومتی است. عربده‌جوئی آخوند جنتی، شیخ احمد خاتمی و شرکاء برای «دشمن»، تهدید توخالی مجلس جمکران به توقف فروش نفت به اروپا و همچنین، تهدید به بستن تنگة‌ هرمز در راستای همین سیاست به راه افتاده. سیاستی که چارچوب آن را منافع شرکت نفتی «توتال» تعیین می‌کند.

یادآور شویم، شرکت مذکور دست در دست دیگر شرکت‌های کنسرسیوم، از کودتای 28 مرداد 1332 تا به امروز در تاراج‌ نفت کشورمان نقش سرنوشت‌سازی ایفا کرده، و در صورتیکه ناچار شود از تاراج نفت ایران دست بردارد، از چند سو زیان می‌بیند. هم نفت رایگان را از دست می‌دهد، هم به دلیل افزایش بهای نفت در بازار جهانی ناچار است در مقابل شرکت‌های نفتی روسیه عقب‌نشینی کند و ... و از همه مهم‌تر، «مهار» جیره‌خواران‌اش را در جمکران از دست خواهد داد. به عبارت دیگر، شرکت مذکور می‌باید افسار محفل کودتای 22 بهمن را رها کند. و به همین دلیل است که «مارژری»، مدیرعامل توتال به هذیان‌گوئی افتاده.

به گزارش سایت فارسی نووستی، مورخ 27 ژانویه 2012، مدیرعامل توتال ادعا کرده، «تحریم نفت ایران هیچ تأثیری بر بهای نفت در بازار جهانی نخواهد داشت!» به استنباط ما مدیرعامل توتال برای «پیش‌گوئی» و رمالی در زمینة اقتصاد با «دومینیک شتروس ـ کان» مشورت کرده. بیچاره «دشک»! ایشان پس از تکمیل مراسم «تطهیر» در چین و سپس در بروکسل، از سوی پارلمان اروپا برای سخنرانی دعوت نامه دریافت داشته‌‌اند؛ مشتاقان به فرانس پرس، مورخ 26 ژانویه 2012 مراجعه فرمایند! بین خودمان بماند، قرار شده «دشک» قطره‌ای از دریای بیکران «دانش» خود را در چشم و گوش نمایندگان اتحادیة کذا بچکاند، باشد که از کوری و کری مزمن نجات یابند و از «نشانه‌ها» حدیث مفصل بخوانند و بدانند که از پس لرزه‌های «چرخش» در سیاست آمریکا گریزی نیست. ابعاد گستردة این چرخش با انتخابات روسیه و سپس ملاقات «کیسنجرـ پوتین» در تاریخ 20 ژانویه 2012 روشن‌تر شد.

در پی همین چرخش سیاست آمریکاست که دولت ترکیه به ناچار از اروپای غربی فاصله گرفت و امروز می‌باید از سیاست‌های مسکو پیروی کند. در این راستا، وزیر امور خارجة ترکیه که قرار بود روز 23 ژانویه در بروکسل باشد و از تحریم ملت ایران حمایت کند راهی مسکو شد، و پس از «عرض ادب» خود را به بغداد رساند. همچنین دولت پاکستان، پس از دریافت «پیام» صریح دست از ناز و کرشمه برداشته و قرار شد وزیر امور خارجه‌اش را به افغانستان بفرستد. و اما در این میان وضعیت حکومت جمکران از همه تماشائی‌تر شده.

این حکومت، سه دهه‌است که با آمریکا می‌جنگد؛ به این کشور «دانشجوی بورسیه» اعزام می‌کند؛ با شرکت‌های نفتی آمریکائی مبادلات گسترده برقرار کرده؛ از شاخک‌های چینی و کره‌ای آمریکا اسلحه و مهمات دریافت می‌کند، و ... و خلاصه بگوئیم با زدن به «سیخ و سنگ» در عمل به مجری «پنهان» سیاست‌های آمریکا در کل منطقه تبدیل شده. اما تحولات سوریه، دست ملایان جمکران را رو کرد.

روز گذشته خبر رسید که مخالفان بشاراسد، «پنج تن» ایرانی را در سوریه دستگیر کرده‌اند؛ و حضرات «تک‌تیرانداز» تشریف دارند! نیازی به توضیح نیست که بگوئیم، «پنج‌تن» کذا برای گسترش سرکوب در سوریه، و فراهم آوردن زمینة کودتا به این کشور اعزام شده‌ بودند. همچنانکه پیشتر هم گفته‌ایم، منافع غرب چنین ایجاب می‌کند که در سوریه نیز یک دولت خیابانی، نظیر دولت شیخ مهدی استقرار یابد. چرا که «گذار قانونی به یک نظام دمکراتیک»، منافع غرب را در کل منطقه مورد تهدید قرار خواهد داد. منافعی که طی جنگ سرد با کودتا تأمین می‌شد، و پس از فروپاشی اتحاد شوروی از طریق انقلاب‌های رنگی و مخملی و ابریشمی و کشکی و توسل به لشکرکشی‌های خیابانی تأمین می‌شود. به همچنین ‌است در مورد حکومت زین‌العابدین‌های هسته‌ای!

برای استقرار حکومت زین‌العابدین هسته‌ای، ساواک جمکران در چارچوب سنت مقدس طویلة مک‌کارتی به «نامه» متوسل شده. نامة محرمانه و سرگشاده برای خامنه‌ای. محرمانه را حاج سیدجوادی می‌نویسد، سرگشاده را‌ «عروس» آخوند منتظری! دلیل هم اینکه حاج سیدجوادی ارواح شکمش، قرار شده مسائل محرمانه را مطرح ‌کند تا عروس منتظری بتواند سرنا را از سر گشادش بزند؛ یعنی در باب «شیمی درمانی» میرحسین و شیخ مهدی و عیالات‌شان به علی خامنه‌ای نامه بنویسد. بله، از وقتی کیهان «یتیم» شد، مصلحت بر این قرار گرفت که رهبران «جنبش سبز» سرطان بگیرند، و به صورت جمعی برنامة «شیمی درمانی» به راه اندازند! این است آیندة حکومت جمکران!

بهتر است بگوئیم این «بود» سناریوی لندن و واشنگتن که با دستگیری یک عدد «دانشمند هسته‌ای» در واشنگتن ناکام ماند! اما نمایش «کسب ترحم» برای رهبران «جنبش سبز» و نبرد ملایان با یانکی‌ها همچنان ادامه دارد. در فاصلة دو پرده نمایش «نبرد با آمریکا» و «شیمی درمانی» میرحسین و شرکاء، جنگ زرگری «احمی» و شیخ احمد خاتمی با «دشمن» را از دست ندهیم! «احمی» ضمن ابراز رضایت از ثبات اقتصادی، افزایش بهای دلار و تحریم‌ اقتصادی را به «دشمن» نسبت داده، بر عزم دولت جهت مذاکره با گروه «1+5» تأکید می‌کند. از سوی دیگر، شیخ احمد خاتمی می‌گوید، «دشمن» کور خوانده،‌ به مذاکرات ذلت‌بار تن نمی‌دهیم! و اما سایت نووستی، با انتشار پروپاگاند ارتش ناتو در کنار تبلیغات پادوهای‌اش در جمکران، هر دو را عملاً به سخره گرفته.

به عنوان نمونه همزمان با انتشار خبر سقوط یک فروند فانتوم ارتش حکومت اسلامی در حوالی بوشهر، سایت فارسی نووستی از دستگیری «دانشمند هسته‌ای» جمکران در واشنگتن و از اعتراف «پنج‌تن» در سوریه خبر می‌دهد. همچنین التماس و لابة ناتو به درگاه حکومت جمکران در سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 26 ژانویه 2012 منتشر شده. نووستی می‌نویسد، فوگ راسموسن، دبیرکل سازمان ناتو از ایران در خواست کرد تنگة‌ هرمز را نبندد! بله، در واقع دبیرکل سازمان آدمخوار ناتو تلاش می‌کند از حکومت مفلوک جمکران تصویر «قدرقدرت» ارائه دهد. و از حکومتی که عرضة تأمین امنیت مرزهای‌اش را ندارد، و هست و نیست‌اش به دست یانکی‌هاست، برای ملت ایران لولوی سرخرمن بسازد. در واقع متن نامة «محرمانة» حاج سید جوادی در هم‌سوئی با سخنان دبیرکل ارتش ناتو قرارگرفته. اگر به این مجموعه، خبر ارسال نامة باراک اوباما به خامنه‌ای را بیافزائیم خواهیم دید که حزب دمکرات ایالات متحد، هنوز در دوران جیمی‌کارتر روشن‌ضمیر «یخ» زده.

پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران که با چراغ سبز یانکی‌ها صورت پذیرفت، بوق‌های ارتش ناتو نامه‌نگاری جیمی کارتر برای خمینی را در بوق گذاشتند و متن نامة رئیس جمهور وقت ایالات متحد را نیز برای شوت‌وپرت‌ها منتشر کردند. گویا دو روز پس از اشغال سفارت آمریکا، یعنی در تاریخ 6 نوامبر1979، جیمی کارتر برای خمینی نامه نوشته و از ‌او درخواست کرده هر چه در توان دارد جهت آزادی گروگان‌ها به کار بندد! به عبارت دیگر ابلهان می‌باید بپذیرند که محفل «کارتر ـ برژینسکی» با گروگانگیری موافق نیست! حال آنکه این عمل همزمان زمینة تحکیم پایه‌های حکومت توحش و اعمال تحریم‌های اقتصادی بر ملت ایران را فراهم آورد، و نهایت امر کشورمان را به پشت جبهة اسلام‌گرایان در افغانستان و عراق تبدیل کرد. بهار خونبار عرب پیامد همین لات‌بازی‌های کاخ سفید در ایران است که خر لنگ‌اش در سوریه به گل نشسته! دلیل هم اینکه روسیه، برخلاف همیشه، صریحاً مخالفت خود را با براندازی و اعمال تحریم اقتصادی بر ملت سوریه اعلام داشت، و شب گذشته نیز با قطعنامة «شاه باید برود» در شورای امنیت مخالفت کرد.

اعضای اروپائی شورای کذا در راستای خوش خدمتی برای آمریکا می‌خواهند برای «رفتن بشار اسد» قطعنامه تصویب کنند. علامت تعجب هم نمی‌گذاریم! 34 سال پیش، حاج سیدجوادی‌ها نامة سرگشاده می‌نوشتند تا بوق‌های ارتش ناتو بتوانند در شیپور «شاه باید برود» بدمند. و از آنجا که در سوریه چنین امکانی برای‌شان وجود ندارد، از یک‌سو برای کشتار غیرنظامیان مزدور مسلح به این کشور اعزام می‌کنند، و از سوی دیگر هیاهوی «مخالفت با کشتار غیر نظامیان» به راه می‌اندازند؛ همان بساطی که در تونس، مصر و ... و خصوصاً لیبی به راه انداختند. و شاهدیم که بوق‌های‌شان در جمکران از براندازی‌ در کشورهای مذکور چه استقبالی به عمل می‌آورد. در هر حال، این برنامه در سوریه تکرار نخواهد شد، و این است دلیل مسافرت اسمعیل هنیه به ایران.

به استنباط ما هنیه در واقع حامل نامة محرمانة بنیامین نتانیاهو برای مقام معظم باید باشد. نخست‌وزیر اسرائیل در این «نامة محرمانه» پس از عرض «شالوم» حضور رهبر قلعة حیوانات نوشته‌اند: «تا نیفتادم ز پا، دستم بگیر!» بابی‌صبری منتظریم «سایت کلمه» متن این «نامة محرمانه» را برای‌مان منتشر کند، تا ما بتوانیم بپردازیم به اصل مطلب، یعنی به «نمایش تار موی پیامبر گرامی اسلام در چچنی.»

سایت فارسی نووستی، مورخ 27 ژانویه 2012 می‌نویسد، تار موی مقدس پیامبر اسلام را از ازبکستان با هواپیما به «گروزنی»‌ آورده‌اند. خیال‌مان راحت شد که پیامبر «صاد» اگر در دوران نورانی نبوت‌شان مجبور شدند به جای هواپیما با اسب «دلدل» به آسمان بروند، حداقل تارموی‌شان سوار بر هواپیمای مجلل از ازبکستان به گروزنی وارد شد، و پس از سان دیدن از گارد احترام بوسه‌ای از لبان «قادروف» دریافت کرد. البته فکر نکنید قادروف چنین جسارتی به تار موی آنحضرت کرده؛ به هیچ عنوان! این تار مو در یک «کپسول» جلوس فرموده و در تصاویر نووستی،‌ قادروف کپسول را می‌بوسد:

«تارموی مقدس حضرت محمد با هواپیمای ویژه از ازبکستان به چچن رسانده شد و رمضان قادروف، ‌ رییس دولت چچن [...] در فرودگاه گروزنی از این یادگار مقدس [...] استقبال کرد. این یادگار مقدس پیامبر اسلام با همراهی گارد احترام به مسجد مرکزی گروزنی [...] رسانده شد. رمضان قادروف کپسول حاوی تار موی مقدس حضرت محمد را می‌بوسد [...] سخنگوی مفتی گری چچن اعلام کرد تار موی مقدس حضرت محمد به همراه تمام گواهینامه‌های حاکی از اصالت آن به چچن رسانده شده [...] پیشتر ظرف مقدس حضرت محمد که قدمت آن بیش از 1400 سال است، در ماه سپتامبر سال 2011 با هواپیمای ویژه از لندن به گروزنی رسانده شده بود. به همراه آن دو فرش را که مدت طولانی قبر پیامبر اسلام را با آن‌ها می‌پوشاندند به چچن آورده شدند.»

بله اگر حضرت رضا پهلوی با شعار مبهم «انتخابات آزاد، برای ایران آزاد» مانع نشوند، همین روزهاست که تار موی مقدس برای دلجوئی از «توتال»، یک نامة‌ محرمانه برای مقام معظم ارسال ‌کند که متن آن پس از هفت‌ماه در وب‌سایت «کلمه» و سپس در رادیوفردا انتشار خواهد یافت. شاید هم تارموی مقدس شخصاً برای دیدار با رهبر کبیر انقلاب اسلامی، و شرکت فعال در مذاکرات هسته‌ای ملایان با گروه «1+5» در تهران حضور بهم رساند.

 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید29ژانویه2012

bypassip.com
uberproxy.com
mailexcel.com
turbounblocker.info
urlsubmit0.info
urlsubmit5.info
letsrevealit.info
freeproxy2012.info
worldunlocker.info
pavsta.com
blackrevealer.info
hideme2012.info
hidesmart.com
sneakyred.com
proxies.biz
shizopets.com
https://poxy.co
onemicrecords.co.uk
saikesavabooks.in
hideme2012.com
funkypenguinpromotions.co.uk
topproxies.net
apuprocessors.net
marapetsfansite.com
stargateblog.net
mitproductions.com
aroragroup.co.uk
letmetrythisplease.info
roofreno.info
unnava.in
proxys.mobi
proxycruises.info
supergreenstuff.com
urlsubmit7.info
jroudh.com
kainclothing.com
desivibesuk.com
domainparker.info
iranproxy2012.info
mlafincorp.in
urlsubmit1.info
jaisoft.in
hidemyip2012.info
internetunblocker.info
incloak.com
wirelessmemorystick.com
desivibes.us
urlsubmit9.info
desivibes.tv
taruneek.in

کله‌پز در نیویورک






محفل «کارترـ برژینسکی» به دلیل افلاس، مطالبات‌اش را همزمان از زبان مکارم شیرازی و شاهزاده «رضا پهلوی» بیان می‌کند. کلیدواژه‌های این مطالبات عبارت است از «حقوق‌بشر»، «مردم»، «عقلانی»، و از همه مهم‌تر، «جدائی دین از حکومت!»

عوام‌فریبی و عوام‌شیفتگی ویژگی حکومت کودتائی «شیخ و شاه» است. این نوع حکومت انسان‌ستیز که با دست‌های مقدس کلنل‌آیرون‌ساید بر ملت ایران حاکم شده، «حریم خصوصی» نمی‌شناسد. اهداف و برنامه‌های‌ مبهم‌اش نیز از لجنزار «تقدیس» و «تکفیر» و «خدا» و «مردم» فراتر نخواهد رفت و ... و همین ابهام صورتکی می‌شود بر اهداف واقعی این حکومت. اهدافی که در سرکوب ملت ایران جهت تأمین و گسترش منافع استعمار خلاصه شده، می‌شود و خواهد شد. بله، فقط شاهزاده رضا پهلوی نیست که به خواست تل موهوم «مردم» احترام می‌گذارد؛ ملایان جمکران نیز 33 سال است بر طبل توخالی همان «مردم» می‌کوبند، و در راستای همین سیاست استعماری است که اکبر بهرمانی برای «تمام کردن کار»، خواهان حضور «مردم» در صحنه شده. «کار» کذا چیست و چگونه تمام می‌شود؟ همانطور که در 22 بهمن 1357، یا در 28 مرداد 1332 تمام شد، یعنی با قرار گرفتن «ارتش» در کنار «مردم». آنهم «مردم معترض» که خواهان براندازی «دیکتاتور» هستند. اتفاقاً «کنت راث»،‌ مدیراجرائی دیده بان حقوق‌بشر در نیویورک هم از این قماش «مردم» خیلی خوشش آمده.

چه سال عجیبی است این سال «اژدها!» تحولات‌اش مواج است، به حرکت اندام اژدهائی خشمگین می‌ماند که در فیلم‌های سینمائی نشان می‌دهند. البته پیش از آغاز سال نو «چینی»، شاهد تحولات «مواج» سیاسی بودیم. و از شگفتی‌های «پیش‌اژدهائی» همان ملاقات کیسینجر بود با پوتین که برق از چشم جمکرانی‌ها پراند! بیچاره‌ها نمی‌دانند این نخستین ملاقات نیست! سه سال پیش هم در تاریخ 20 مارس 2009،‌ کیسنجر به دیدار ولادیمیر پوتین شتافت؛ ‌ سری به سایت فرانسه زبان نووستی بزنید، پیامدهای این «ملاقات» را به یاد خواهید آورد؛ سال 2009 هیچ ربطی به اژدها نداشت!

اما در نخستین روز سال اژدها، راه «اوغلو»، وزیر امورخارجة ترکیه به بروکسل بسته شد. قرار بود ترکیه برای تحریم ایران در نشست اتحادیة‌ اروپا شرکت کند، اما «داوات اوقلو» به بروکسل نرفت، و امروز او را دیدیم که در کنار سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجة‌ روسیه نشسته و با تحریم ایران مخالفت می‌کند و ... و باقی قضایا هم در سایت فارسی نووستی، مورخ 25 ژانویه 2012 در دسترس مشتاقان قرار دارد. اما مهم‌تر از تغییر مسیر «اوغلو» از بروکسل به مسکو، تغییر مسیر دیمیتری مدودف است!

ایشان ضمن هشدار به «مک‌فال»، سفیر جدید آمریکا در روسیه تلویحاً به سفیر یانکی‌ها فرموده‌اند، ‌ « مایکل جان! چرا با ما سر یاری نداری؟ استوارنامه‌ات را به ما تحویل ده تا تأئیداش کنیم!» سایت فارسی نووستی، مورخ 25 ژانویه سالجاری می‌نویسد، دیمیتری مدودف برای انتصاب «مک‌فال» به عنوان سفیر آمریکا در روسیه با اوباما مذاکره فرموده و سایت فرانسه زبان نووستی در همین ‌مورد توضیح می‌دهد که مذاکرة «مک‌فال» با «اوپوزیسیون»، آنهم پشت درهای بسته چنین تفسیر شد که آمریکا قصد دارد در روسیه آشوب به راه اندازد! یادآور شویم، مک‌فال اواسط ماه ژانویه 2012 وارد روسیه شد و ... و چند روز بعد، کیسینجر، برای ملاقات با پوتین به مسکو آمد!

کجا بودند این یانکی‌ها؟ کجا رفتند این «ناجیان؟» چرا برای نجات سرنشینان «اتوبوس دریائی» دست ‌به کار نشدند؟ یک اتوبوس دریائی که روز اول بهمن‌ماه 1390، گردشگران را به جزیرة «هرمز» برده بود، بعد از ظهر همان روز، هنگام بازگشت به بندرعباس غرق ‌شد! جالب اینجاست که ناخدای شناور مذکور، ‌ 15 دقیقه پس از خروج از جزیرة هرمز به دلیل از کار افتادن موتور شناور تقاضای کمک کرده بود ولی هیچکس به کمک‌اش نیامد! گویا یانکی‌ها فقط «ماهیگیرها» را نجات می‌دهند. بله بعضی‌ها «مردم» را دوست‌ دارند و بعضی ها ماهیگیر می‌پسندند؛ خلایق را سلایق متفاوت باشد!

و اما به گزارش حنازرچوبه، مورخ دوم بهمن‌ماه 1390، «گفته می‌شود»، این «حادثه» به دلیل عدم توجه ناخدا و اصرار مسافران رخ داده! مطلب حنازرچوبه با کد: 30776707 انتشار یافته! و اما جالب‌تر اینکه در تاریخ 13 ژانویه سال 2012، یعنی چند روز پیش از این حادثه و چند هزار کیلومتر آنطرف‌تر، در سواحل ایتالیا یک شناور غول پیکر به طول 300 متر نیز به دلیل «خطای ناخدا» و «اصرار یکی از مسافران» واژگون می‌شود! عجیب است که شرایط غرق شناور در سواحل ایتالیا به شرایط غرق اتوبوس دریائی در حوالی جزیرة «هرمز» چنین شباهتی داشته باشد!

و عجیب‌تر اینکه علل دو حادثه نیز در رسانه‌ها «متغیر» است. به عنوان نمونه، در مورد شناور ایران اول گفتند، هوا توفانی بوده، بعد ادعا کردند، شناور مذکور به دلیل «اتمام بنزین» از حرکت باز مانده و پس از مدتی، به دلیل آبگرفتگی واژگون و غرق شده! افسوس که از امور «دریائی» سر رشته نداریم! ولی با توجه به اظهار نظر کارشناسان در مورد حادثة ایتالیا، یک ندای درونی به ما می‌گوید که بعضی‌ها با «توریسم»، به ویژه در سواحل ایران و ایتالیا مخالفت می‌کنند! همانطور که با تصاویر برهنة «گل‌شیفته» نیز خیلی‌ها مخالفت فرموده‌اند؛ حتی موافقان! به عنوان نمونه، اهالی «پیک‌نت» که سلیقة‌ «مردمی» دارند و زن‌های تپل‌مپل و گامبو می‌پسندند از زبان یکی از خوانندگان‌شان می‌نویسند، «کانون گرم خانواده» را متلاشی نکنید، و از ندیدن عکس‌های گلشیفته تأسف نخورید! خلاصه اگر ندیدین، چیزی از دست ندادین، پوست بود و استخوون:

«[...]برای هر جدائی جایزه نمی‌دهند [...] کانون گرم خانواده را متلاشی نفرمائید [...] از ندیدن عکس [...] گلشیفته هم ضرر نکرده‌اید‌، طفلکی پوست و استخوان است.»
منبع: پیک نت: مورخ 29 دی‌ماه 1390

همچنانکه می‌بینیم کمبود گوشت در کشور، حزب توده را تا حد «مرگ» به آخوند جماعت نزدیک‌ کرده؛ به طوریکه هواداران حزب کذا وقتی به تصویر یک زن جوان نگاه می‌کنند، بجای زیبائی‌های زنانه، ‌به دنبال گوشت و دنبه و کله‌پاچة «گوسفند» می‌گردند. و از آنجا که گوسفند مرغوب می‌باید «پروار» هم باشد، خیکی نبودن گل‌شیفته آنچنان باعث ناخرسندی اهالی پیک‌نت شده که بیا و ببین! البته از این دکان «مردمی» انتظاری بیش از حد نداشته باشیم؛ یکی از مقامات این تشکل «مردمی» کسی نیست جز «خدائی!»

جناب «خدائی» روز گذشته در بی‌بی‌سی مصاحبه فرموده، و یک «پرس» دیزی «مصدق»، دستپخت نهضت عاظادی را به خورد شنوندنگان «محترم» دادند. ایشان از «قانون‌گرائی» مصدق و از «شرافت» حزب‌توده داستان‌های بسیاری گفتند و ... خلاصه خودشان «مردمی» هستند، و بی‌دلیل نیست که اظهارات‌شان، همچون سخنان گهربار رضا پهلوی «خدائی» شده. خلاصه، اگر تل موهوم «مردم» را از «شیخ و شاه» بگیریم، هر دو اینان ابتر خواهند شد، و می‌باید دکان معجزات‌شان را تعطیل کنند.

مهم‌ترین معجزات دی‌ماه سال 1390، البته پس از انتشار «نامة» معروف «کیسنجرـ بیکر» در کیهان، اظهارات مکارم شیرازی است. ایشان طی دیدار با ‌پروفسور«ماركو ساسولی»، ‌ مدیر بخش حقوق بین‌الملل دانشگاه ژنو، ضمن تمجید از جنبه‌های بشردوستانة قانون اساسی جمکران، از حقوق‌بشر نیز دفاع کرده و فرموده‌اند: تا صدای ما به گوش مردم جهان نرسد، نه حقوق بشر اصلاح می‌شود و نه دمکراسی به وجود می‌آید! آنحضرت در ادامه فرموده‌اند، قانون اساسی ما خیلی خوب است و «مردم» به آن رأی داده‌اند، و ما هم تا زنده هستیم برای پیشرفت حقوق بشر تلاش می‌کنیم. بله «مردم» نه تنها به حکومت اسلامی که به قانون اساسی این حکومت توحش نیز «رأی» داده‌اند، یادتان که نرفته! بی‌دلیل نیست که رضاپهلوی هم به ما ملت لطف کرده و «به خواست مردم» احترام می‌گذارد. این «مردم» همواره کارساز حکومت «شیخ‌وشاه» بوده‌اند. و اظهارات مکارم شیرازی با کد: 30758513 در حنازرچوبه، مورخ 20 دی‌ماه سالجاری انتشار یافته:

«[...] قانون اساسی [...] با مختصات بسیار خوبی نوشته شده [...] و مردم به آن رأی بالائی داده‌اند [...] اگر قانون اساسی ایران را ملاحظه كنید، بسیار انسانی و بشردوستانه است [...]‌ وی تصریح کرد، تا زنده هستیم، برای پیشرفت حقوق بشر تلاش می‌كنیم و از نگاه ما كسی كه تلاش نمی‌كند، جزو مردگان است.»

می‌بینیم که ایشان ثابت کردند که نمرده‌اند، چرا که خیلی خوب ‌گ...زیده‌اند! به قول نابغة بزرگ، نوری‌زاد، «می‌گو..م، پس هستم.» تعجب هم ندارد در قاموس فعلة فاشیسم «تفکر» با قضای حاجت و دیگر مسائل «طبیعی» ترادف دارد. بد نیست مکارم شیرازی برای‌مان توضیح دهد، سنگسار و قصاص و دیگر احکام توحش دین چه ارتباطی می‌تواند با اعلامیة جهانی حقوق‌بشر داشته باشد؟ مسلماً از منظر آخوندجماعت «حقوق بشر»، همان حقوق صحرائی بردگانی باید باشد که گوسفندوار پشت سر بز گله، یعنی ولی فقیه می‌دوند و در این چارچوب صحرائی، سگ گله نیز در جایگاه پاسدار اسلام قرار می‌گیرد، و شبان، در ردة خداوند، بگذریم.

در چنین شرایطی است که از زندگی یک لات چاقوکش به نام حاج بخشی «مستند فاخر می‌سازند!» چرا؟ چون نوچة خانوم سیحون «هنردوست» در سنگر مردم‌پرستان لنگر انداخته بود. به گزارش «جهان نیوز» مورخ 28 دی‌ماه، این مأموریت پرافتخار به شبکة دوم صدا و سیمای «قلعة‌ حیوانات» سپرده شده. و مهرنیوز، مورخ 17 دی‌ماه 1390، آخرین مصاحبه با «پرسوناژ مستند فاخر» را به این شرح منتشر کرده:

«[...] موسوی که استعفا داد، آمد دفتر سیداحمد، من هم آن‎جا بودم. گفتم: خجالت نکشیدی آمده‎ای این‎جا؟! الان باید بازوی امام باشید بی‎غیرت‎ها! [خبرنگار می‌پرسد چیزی نداشت بگوید؟ نوچة معصومه خانوم پاسخ می‌دهد] چه داشت بگوید؟ همه ‎چیزش را از مردم داشت. شغل به او دادیم [...] نیرو دادیم [...]»

بله، «مردم» را دستکم نگیریم، «توی دهن دولت می‌زنند»، خودشان هم دولت تعیین می‌کنند. جونم براتون بگه، از قدیم گفته‌اند، «علف باید به دهن بزی شیرین بیاد.» علوفة تولید عموسام هم به دهان ملایان جمکران خیلی شیرین آمده؛ «علف نگو، عسل بگو!» از شما چه پنهان، این علف «عسل‌گون» به ویژه به دهان اکبر بهرمانی خیلی مزه کرده.

به گزارش ایسنا، مورخ 4 بهمن ماه سالجاری، اکبر هاشمی در مراسم سوگواری پیامبر«صاد»، و عین سوم و عین هشتم، اظهار داشت، پیامبر و ائمه وظیفه داشتند جامعه را از قید «نادانی» و «خرافات» رها سازند و موفقیت‌شان به دلیل استقبال «مردم» بود. و پیامبر از چنان محبوبیتی برخوردار بودند که بیا و ببین:

«[...] موفقيت [...] رسالت بزرگان دين در پرتو پذيرش و اقبالی بود که مردم به اين بزرگواران داشتند [...]»

می‌بینیم که «مردم» از قدیم‌الایام همه‌کاره بوده‌اند! بله، «مردم» با آغوش باز اسلام را پذیرفتند و پیامبر«صاد» با اتکا به همین «مردم» و بدون توسل به زور اسلام‌شان را به تمام دنیا فروختند. پایه و اساس این دروغ‌های شاخدار چیست؟ آیات قرآن و روایات معصومین! به عبارت دیگر، همان مبهمات و ترهاتی که قانون اساسی «قلعة‌ حیوانات» بر آن تکیه کرده:

«هاشمی [...] با تأکيد بر آيات قرآن [...] و روايات معصومين، اتکاء به مردم را مبنای اسلام و گسترش آن خواند و تأکيد کرد [...] تبليغ اسلام مبتنی به زور نبود [...] پيامبر گرامی آن‌قدر نزد مردم محبوبيت داشتند [...] که مؤمنين نمی‌گذاشتند آب وضوی ايشان به زمين بريزد [...] واضح است در اين فضا برای پذيرش و گسترش اسلام و قرآن نيازی به توسل به زور نبود.»

مسلم است! امام علی‌شان هرگز گردن «کفار» را نزده، پیامبرشان هم به زور شمشیر اموال یهودیان را مصادره نکرده، و ... و خلاصه مهاجمان تازی در حالیکه دسته‌گلی از گلستان‌های سرسبز صحرای حجاز به دست داشتند، لبخند بر لب به ایران حمله کرده‌اند. رستم فرخزاد بی‌دلیل به جنگ مسلمین رفت؛ بابک و مازیار اشتباه کردند و خلاصه «حق» با «افشین» خیانت‌کار بوده. یک میلیاردر روس به نام «پروخوروف» نیز نام حزب‌اش را «امر حق» گذارده و مهم‌ترین برنامة سیاسی‌اش این است که ازدواج کند! البته به شرط اینکه «مردم» او را همچون پیامبر «صاد» جمکرانی دوست داشته باشند و همه دست به کار شوند تا «آب وضوی‌» ایشان به زمین نریزد.

روزی از روزهای دی‌ماه، حضرت «پروخوروف» در سایت فرانسه زبان نووستی فرموده‌اند، اگر به ریاست جمهوری انتخاب شوم حتماً ازدواج می‌کنم؛ درست نیست رئیس جمهور «مجرد» باشد. یادآور شویم ایشان 47 ساله‌اند؛ خلاصه زنان دم‌بخت روس بکوشید تا پروخوروف انتخاب شود؛ شاید بخت شما نیز یاری کرده، بانوی اول شوید. برای اینکار اول باید «مردم» به پروخورف رأی دهند،‌ تا شما بتوانید همسر آیندة رئیس جمهور آینده باشید و به «حق» خود برسید! اما امان از وقتی که «مردم» همراهی نکنند؛ افتضاح به بار می‌آید: مسافرت «اوغلو» به بروکسل لغو می‌شود؛ بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای نظارت بر فعالیت‌های سرداران به ایران می‌آیند؛ و به فاصلة چند روز شاهد مرگ ناگهانی چهار سردار خواهیم بود!

سایت «اطلاعات. نت» مورخ 4 بهمن ماه سالجاری از مرگ ناگهانی «وفا غفاریان»، «عباس مهری»، «احمد سیاف‌زاده» و «منصور ترکان»، فرماندهان سابق سپاه پاسداران خبر داده و می‌نویسد، سردار حسین‌علائی، درگذشت چهار سردار سابق سپاه را تسلیت گفته‌اند! یادآور شویم، سن سرداران متوفی بین 50 تا 55 سال بوده، و گویا همگی سکته کرده‌اند! البته توطئه‌ای در کار نیست، شاید مصاحبة «شاهزاده و گدا» باعث مرگ اینان شده باشد، شاید هم بیانیة اوباما.

به استنباط ما سرداران راحل از مصاحبة «مفرح» اعلیحضرت خیلی شاد و شنگول شده بودند و با دم‌شان گردو می‌شکستند که ناگهان بیانیة اوباما گردوهای‌شان، ببخشید آرزوهای‌شان را بر باد داد! این بیانیه همچنین کیهان را نیز به عزای پدر نشاند! کیهان جمکران، مورخ 21 ژانویه 2012 گریه‌کنان در «خبر ویژه» نوشت، « پيام اوباما مي‌گويد جنبش سبز يعني كشك.» بله، اوباما مرگ جنبش سبز را تأئید کرد و این اوباما با این بیانیه رویاهای طلائی سرداران و کیهان را نقش بر آب نمود. مرگ جنبش سبز، مرگ حکومت جمکران است. حکومتی که از این بساط برای خود «اوپوزیسیون» ساخته و پرداخته بود و آب به آسیاب کیهانی‌ها می‌ریخت. کیهان نیز با چسباندن این اوپوزیسیون به آمریکا، واشنگتن را «مخالف» رهبر و حکومت معرفی می‌کرد و از رهبر پیزی‌افندی، تصویر «رستم صولت» ارائه می‌داد، تا ایرانیان بدانند و آگاه باشند که، «وقتی آمریکا در برابر رهبر به زانو درآمده، ملت ایران جای خود دارد!»

بله از آن وحشی بیابانی هم با همین «پف و نم‌ها» قهرمان نبرد با شرق و غرب ساخته بودند. از مطلب دور نشویم، کیهان در همان صفحه که از «مرگ جنبش سبز» می‌گوید، بجای «گفت و شنود» همیشگی یک شعر بندتنبانی، تحت عنوان «پناهم ده» منتشر کرده که خیلی وصف‌الحال حکومت و «مردم» طرفدار این حکومت است. البته «بندتنبانی» کذا به بهانة سوگواری برای پیامبر «صاد» و «عیون» سوم و هشتم ـ‌ عیون جمع عین است ـ بجای «گفت و شنود» همیشگی نشسته.

کیهان می‌نویسد، در آستانة سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت امام حسن و امام رضا كه دل‌ها داغدار است و چشم‌ها اشکبار، ستون «گفت و شنود» را به سروده‌ای در وصف رسول خدا اختصاص مي‌دهيم. ما هم علامت تعجب نمی‌گذاریم! ولی سرودة‌ کذا در واقع تکرار مزخرفات سردار اکبر است در باب مبارزة پیامبر با جهل و خرافات، و به صورت غیرمستقیم به صلح امام حسن نیز اشاره دارد.

سردار اکبر در ایسنا گفته، امام حسن به دلیل عدم همراهی «مردم» ناچار شد با معاویه صلح کند! در شعر بندتنبانی کیهان، سرایندة درمانده از دارندة‌ «قول لااله» پناه می‌طلبد:

خدا كه غلغله قول لااله‌ات داد
يتيم آمده‌ام، مانده‌ام، پناهم ده

مسلماً مسائلی پیش آمده که هم به مرگ ناگهانی سرداران منجر شده؛ ‌ هم کیهان را در ماتم فرو برده؛ هم حنازرچوبه را حیرت زده کرده! به استنباط ما این مسائل پیامد چرخش سیاست آمریکاست که در قالب ملاقات «هنری کیسینجر» با نخست‌وزیر روسیه بروز کرده. یک‌روز پیش از انتشار کیهان، سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 20 ژانویه 2012 از ملاقات هنری کیسینجر با ولادیمیر پوتین خبر داد. یادآور شویم کیسینجر، وزیر اسبق امور خارجه به محافل جمهوریخواه نزدیک است، و از پیروان «ثبات» به شمار می‌رود؛ کودتای شیلی در دوران وزارت کیسنجر صورت گرفت. محفل نوبل هم پیش از کودتای شیلی به کیسینجر «نوبل صلح» اهدا کرد و به این ترتیب از عملیات آیندة‌ ایشان حمایت به عمل آورد. شگفتا! محفل کذا با اهداء نوبل به برخی افراد، در واقع از عملکرد «آینده» اینان حمایت می‌کند نه از تلاش گذشته‌شان. به همین دلیل پیش از اینکه پای اوباما به کاخ سفید برسد، یک نوبل صلح به ایشان تعلق گرفت، و نتیجه هم در برابر ماست: بهار خون‌بار عرب، کودتاهای مردمی، جنگ داخلی، و ... و خلاصه گسترش حکومت‌های اسلامی در مناطق مسلمان‌نشین جهت سرکوب ملت‌ها با تکیه بر پدیدة ‌موهومی به نام «معترض!»

ویژگی پرسوناژ «معترض» این است که همچون اوباش سبز و امام روشن‌ضمیر میرحسین، هرگز نمی‌گوید چه می‌خواهد. «معترض» فقط می‌گوید چه نمی‌خواهد! به عبارت دیگر معترض جز نفی و تخریب هیچ برنامه‌ای ندارد. به همین دلیل دیده‌بان حقوق‌بشر در نیویورک برای «معترض» و اسلام سیاسی سینه چاک می‌دهد و رسانه‌های جمکران مواضع «مترقی» دیده‌بان کذا را در بوق می‌گذارند.

حنازرچوبه، مورخ دوم بهمن‌ماه سالجاری، در مطلبی با کد: 30777001 به نقل از دیده‌بان حقوق‌بشر می‌نویسد، غرب به دلیل هراس از «اسلام سیاسی»، با دیکتاتورها کنار می‌آید! ولی دیده‌بان کذا نمی‌گوید که این است همان دور باطل کودتای «شیخ و شاه!» هم شیخ کودتاچی و برانداز است، و هم شاه! حاکمیت هر دو نیز در گرو تل موهوم «مردم» قرار گرفته! تل موهومی که در هر قالب و صورتی که بروز کند،‌ انسان‌ستیز باقی مانده و با مفاد اعلامیة جهانی حقوق بشر در تضاد قرار خواهد گرفت. در نتیجه، حضور «شاه‌الله» که چماق‌ها را از هم اکنون از غلاف بیرون کشیده و تیز می‌کنند، و می‌خواهند ما را به جرم «توهین به شخص اول مملکت» تنبیه فرمایند بگوئیم، نمی‌توانید رفراندوم ابله فریب «جمهوری اسلامی آری، یا نه؟» را اینبار در قالب «شاه بهتر است یا شیخ؟» بر پا کنید. بله نمی‌توانید چنین خیمه شب بازی مهوعی به راه اندازید و چنین استدلال فرمائید که چون خمینی بدتر از شاه بود، اینک پس از 33 سال می‌باید دست و پای اعلیحضرت را ببوسیم که می‌خواهند با توسل به همان «مردم»، ما ملت را یکبار دیگر از چاله به چاه رهنمون شوند!

ببین خودمان بماند این «شاه‌الله» به مراتب از «شیخ‌الله» که فرسوده شده، خطرناک‌تر و درنده‌تر است، چرا که طی 33 سال آرمیده و حسابی نفس تازه کرده. در عوض، محفل «کارتر ـ برژینسکی» که فرسوده شده، برای گسترش توحش، «کنت راث»، مدیر اجرائی دیده‌بان حقوق‌بشر در نیویورک را به «نکاح» آخوند مکارم در می‌آورد؛ پیوندشان مبارک! گزارش «حنازرچوبه» بخشی است از «ماه‌عسل» رویائی این زوج خوشبخت:

«[...] ترس از اسلام سیاسی؛ ‌ عامل دوستی غرب با دیكتاتورها است[...]كنت راث، مدیر اجرائی دیده‌بان حقوق بشر گفت [...] نباید سكوت اجباری مردمی را كه تحت رژیم‌های خودكامه هستند با رضایت و آسودگی خاطر آن‌ها اشتباه گرفت [...]‌ این سازمان [...] از دولت‌های غربی خواست كه به صورت مداوم [...] از معترضان صلح‌جو حمایت كرده و رهبران خودكامه و همچنین دولت‌های در حال ظهور جدید را برای اجتناب از خشونت تحت فشار قرار دهند.»

کنت راث چه می‌گوید؟ همان مزخرفاتی را تکرار می‌کند که از زبان خمینی دجال می‌شنیدیم؛ همان چرندیاتی که 33 سال است در رسانه‌های جمکران بازتولید می‌شود، و در واقع همان پروپاگاند تولید طویلة مک‌کارتی است جهت تشویق دخالت دین در سیاست. سیاستی که استعمار غرب بی‌شرمانه برآن پای می‌فشارد و جیره‌خواران‌اش آن را واژگون می‌نمایانند. امروز که ‌حمایت غرب از اسلام‌گرایان و به طور کلی از خرابکاران و تروریست‌ها آشکار شده، «کنت راث» در کمال وقاحت و حماقت ادعا می‌کند، «غرب از اسلام سیاسی می‌هراسد!» و شاهدیم که «اسلام سیاسی»، به ویژه در ایران، افغانستان، ‌ عراق، ترکیه و پاکستان به بهترین وجه منافع غرب را تاکنون تأمین کرده. حال باید از زوجة خوشبخت نیویورکی آخوند مکارم بپرسیم، چگونه می‌توان پذیرفت که «ارباب» از سگ درگاه خود هراس داشته باشد؟! و اگر غرب از اسلام سیاسی می‌هراسد، چرا دکان حقوق‌بشر نیویورک و ملایان آدمخوار جمکران، در هم‌سوئی با یکدیگر شعارهای جیمی‌کارتر منفور را نشخوار می‌کنند؟

توان و توشه به پايان رسيده بود، ولي
خدا رسيد به فرياد و زاد راهت داد
[...]
خدا كه دست تو را خواند و دستگاهت داد

هم‌سوئی دیده‌بان حقوق‌بشر در نیویورک با ملایان «قلعة حیوانات» را به فال نیک می‌گیریم. قدیمی‌ها می‌گفتند، «کله پز برخاست، سگ جای‌اش نشست.» اینک به عیان می‌بینیم که سگ با «حفظ سمت» به آغوش کله‌پز پناه برده!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید26ژانویه2012

unmaskthesite.info
letmetrythisplease.info
newip.us
proxies.biz
omgitseasy.info
desivibesuk.com
privacyunblocker.info
proxysite.in
cardiffbuzz.co.uk
letsrevealit.info
https://poxy.co
desivibes.us
hyperunblock.info
mailexcel.com
urlsubmit8.info
freeunlocker.com
helptounlock.info
desivibes.tv
onlineearnmoney.in
unblockcashnhits.info
incloak.com
bypasstunnels.info
rubysolar.in
unblockedpages.com
supergreenstuff.com
hyperunblocker.info
turbounblock.info
sneakyblue.com
kainclothing.com
topproxies.net
armanipurses.com
shieldproxy.com
sdhigndesigns.in
freeproxy2012.info
urlsubmit9.info
proxyspirit.info
freewebproxy2012.info
inlocaltv.net
anonymunlock.info
playproxy.com
proxycruises.info
camoproxy.info
unlockingweb.info
shaadimubarakuk.com
unblockwebsite.co.uk
anonymoustunnels.info
saikesavabooks.in
shizopets.com
urlsubmit1.info
proxyfofree.com

شازده و قالیچه






«[شازده] اسدالله میرزا با کمک آقاجان و دائی‌جان سرهنگ، دائی‌جان ناپلئون را راضی کردند که به ملاقات با نمایندة قشون انگلیس تن در دهد [...] سرجوخه اشتیاق‌خان [...] به محض ورود پاشنة پا‌ها را بهم کوبید و دست را به علامت سلام نظامی به عمامه‌اش برد: گودآفترنون سر...»
منبع: ایرج پزشکزاد، «دائی‌جان ناپلئون.»

در این ماه فرخندة ژانویة سال 2012 خوشبختانه فرصتی دست داد تا دولت چین دست نوازشی به سر و گوش «دومینیک شتروس ـ کان» و عیال‌شان بکشد. پیشتر گفتیم که بعضی‌ها آرزو داشتند «دشک» را به عنوان سوسیالیست بجای سرکوزی در کاخ ریاست جمهوری فرانسه بنشانند که خوشبختانه آرزوهای‌شان برباد رفت. اصولاً امسال، سال بر باد رفتن رویاهای محفل اسلام‌نواز و اسرائیل‌پرست، یا همان محفل «حاجی ابوتراب»، پرسوناژ رمان معروف صادق هدایت است. اما فراموش نکنیم، دولت چین، دولتی است «علوی» و یار مستضعفان! از اینرو پس از اینکه «دشک» به فرانسه بازگشت و از دست‌راستی‌ها متلک شنید و سوسیالیست‌ها هم خواستند اما نتوانستند استقبال لازم را از این شخصیت «برجسته» به عمل آورند، دولت چین ایشان را به پکن دعوت نمود تا با سخنرانی در یک کنفرانس اقتصادی از انزوا خارج شوند. بعد هم بروکسل از این اقتصاددان «سرشناس» دعوت کرد و ... و اینچنین بود که عیال ایشان نیز از گوشة عزلت خارج شده، در راس «هافینگتون پست» فرانسه زبان لنگر انداختند! خلاصه محفل این زوج خوشبخت در بیشرمی و وقاحت از اعضای‌اش هیچ کم ندارد. اما معجزات محفل کذا به این مختصر محدود نمی‌ماند؛ کافی است به مصاحبة شاهزاده رضا پهلوی با آقای رئیسی در «انجمن سخن» بنگریم!

مژده به اهالی مرز پر گهر! شاهزاده رضاپهلوی از جایگاه واقعی‌شان خارج شده به عضویت حزب عوام‌فریب توده در آمده‌اند، تا برای‌ ملت ایران «نهضت عاظادی» به راه اندازند!

«حق انتخاب آزاد» انسان را به رسمیت بشناسیم! یک زن هنرپیشه که از بد روزگار ایرانی است، «نوامیس اسلام» را خدشه دار کرده و دیگ تعهد آخوندک‌های چادرپرست جنبش سبز را به جوش آورده! اینان که سیاست‌شان عین دیانت‌شان است، موجودیت انسان آزاد را به رسمیت نمی‌شناسند، در نتیجه هر کس نفس بکشد، می‌باید به اینان توضیح دهد به طرفداری از کدام سنگر نفس کشیده. از اینرو اگر هنرپیشه‌ای در برابر دوربین برهنه شود، و تصاویر برهنه‌اش زینت‌بخش صفحات رسانه‌ها گردد، شیخک‌ها بلافاصله از این عمل سوژة بحث سیاسی و اخلاقی و اجتماعی می‌سازند.

به همة متفکران چادرپرست که با «حریم خصوصی» بیگانه‌اند یادآور شویم، پیکر آن هنرپیشة ایرانی به دیگران تعلق ندارد! از تصاویر برهنة گلشیفته برآشفته‌اید؟ این تصاویر ارزش‌های انقلاب‌تان را مخدوش می‌کند؟ هیچ اجباری برای زل زدن به آن‌ها ندارید! می‌توانید سر بر سجاده بگذارید و هزاران هزار بار قادر متعال‌تان را شکر گوئید که در توحش و حماقت رستگار شده‌اید! در هر حال، این تصاویر سوژة بحث سیاسی نیست. شما و همپالکی‌های‌تان به هیچ عنوان نمی‌توانید خود را در جایگاه «قیم» دیگران قرار دهید، به «قضاوت» بنشینید، و حکم صادر کنید.

یک هنرپیشة «بالغ» و «برخوردار از عقل سلیم» که قانوناً تحت «قیمومت» هم قرار ندارد، در برابر دوربین عکاسی برهنه شده؛ این موضوع فقط به آن هنرپیشه مربوط می‌شود و بس! گذشت آن دوران شیرین که فاشیست‌ها برای خلق‌الله «هنر متعهد» اختراع کرده بودند. فعالیت‌های انسانی، از جمله «هنر» و «غیرهنر» در خدمت «سیاست» و به ویژه در خدمت توحش مقدسات قرار نمی‌گیرد. اینهمه قابل توجه شاهزاده رضا پهلوی که ضمن مرزشکنی و خروج از جایگاه واقعی اجتماعی‌شان، زیر درخت سیب نشسته و ‌با شعار دمکراسی و حقوق بشر ما را به شیوة بعضی‌ها به «وحدت کلمه» فرا می‌خوانند!

بله مصاحبة‌ اعلیحضرت با آقای رئیسی را از دست ندهید! در این مصاحبة مفرح، جناب رئیسی و شاهزاده موفق شدند ضمن انتقاد از «مرده‌پرستی» و «اشرافی‌ات» یک دیگ آش شله‌قلمکار برای‌مان بار بگذارند که در آن دمکراسی و حقوق‌بشر در کنار شمر و یزید، شبلی و بایزید و دست در دست نادرشاه و صفویه و مصدق و رضاشاه و بیژن جزنی و ... عوام‌گرائی و «سردار اشتیاق‌خان هندی»، پرسوناژ رمان دائی‌جان ناپلئون قل‌قل می‌کرد. از همه مهم‌تر، رضا‌ پهلوی توانست در این میانه نقش «نخودی» بر عهده گرفته، ‌ و وعدة دست‌بوسی و پابوسی بدهد! بخش پایانی وبلاگ امروز را به «گفتگوی» شاهزاده و گدا اختصاص می‌دهیم.

چگونه می‌توان سناریوی براندازی 22 بهمن 1357 را در ایران «بازتولید» کرد؟ پاسخ به این پرسش بسیار ساده‌ است، از طریق «بازتولید» شرایط مشابه! به عبارت دیگر کافی است بوق‌ آنگلوساکسون‌ها چنین القاء کند که ما ملت، در ژانویه 1979، یعنی در دوران صدارت شاپور بختیار منجمد شده‌ایم، و کشورهای همسایه، به ویژه همسایة شمالی‌مان نیز در همین برهة‌ «مقدس» یخ زده‌اند! روشن‌تر بگوئیم، همه می‌باید بپذیرند که از 33 سال پیش تاکنون آب از آب تکان نخورده! به ویژه لازم است که ملت ایران حتماً در چنین توهمی شناور شود، تا یک‌بار دیگر لندن و واشنگتن بتوانند خرلنگ‌شان را به سرمنزل مقصود برسانند. خری که به گل نشسته و یانکی‌ها را ناچار کرده مطالبات‌شان را مستقیماً بر زبان آورند!

بله، محفل «کارترـ برژینسکی» دیگر نمی‌تواند از زبان آن وحشی بیابانی سخن‌پراکنی کرده و مطالبات کاخ‌سفید را مطالبات اسلامی «مردم» جا بزند. در نتیجه، باراک اوباما ناچار شده شخصاً خواهان رفتن «بشار اسد» شود. و به همین دلیل است که «بشار اسد باید برود»، بجای «شاه باید برود» نشسته. به گزارش «نیوزها» و «پرس‌ها»، در تاریخ 19 ژانویه، باراک اوباما طی دیدار با پادشاه اردن گفت: «بشار اسد باید برود!»

روشن‌تر بگوئیم، یانکی‌ها برای فرو بردن سوریه در «بهار» نکبت‌بار عرب خیز برداشته‌اند و می‌خواهند از یک‌سو این کشور را به طویلة اسلام و نماز و «چادرسیا» تبدیل کنند، و از سوی دیگر با سازمان دادن به براندازی در ایران از ارتباط میان بغداد و دمشق با تهران ممانعت به عمل آورند. جالب اینجاست که یانکی‌ها در رسانه‌های‌شان هم رهبر «قلعة حیوانات» را به پشتیبانی از بشار اسد متهم می‌کنند، و هم روسیه را حامی جمکران می‌نمایانند. همزمان، رسانه‌های رسمی جمکران نیز با توسل به «تحریف» سخنان مقامات روسیه، می‌کوشند مسکو را طرفدار حکومت اسلامی جلوه دهند‍! حال آنکه موضع‌گیری صریح نخست‌وزیر روسیه و معاون‌اش، دیمیتری روگزین بر ضد اسلام‌گرایان و حامیان‌شان در غرب نشان می‌دهد که روسیه به طور کلی با اسلام‌گرائی، و به ویژه با حکومت نظم‌ستیز کفن‌فروش‌ها مخالف است. در واقع تبلیغات مضحک رسانه‌های جمکران در راستای تحرکات آخوندک‌های جنبش سبز، یعنی با هدف ایجاد نفرت از روسیه صورت می‌گیرد. منطق این تبلیغات بر این اصل استوار شده که هر ایرانی آزاده‌ای از حکومت اسلامی نفرت دارد، در نتیجه، حامیان «فرضی» قلعة‌ حیوانات نیز از این نفرت بی‌بهره نخواهند ماند.

این است دلیل فوران سخنان لاوروف، پوتین و ... و «کارشناس روس» در خبرگزاری ایسنا، حنازرچوبه، «فارص‌نیوض» و ... و این است دلیل جنجال بی‌بی‌سی و رادیوفردا پیرامون حمایت مسکو از دولت سوریه! اینان به صورت غیرمستقیم با توسل به سوریه، روسیه را حامی جمکران جا زده‌اند، حال آنکه روسیه با اعمال خشونت در سوریه رسماً مخالفت کرده و واشنگتن و متحدان‌اش در شورای امنیت حاضر نیستند پیش‌نویس قطعنامة روسیه را در مورد سوریه مورد بررسی قرار دهند، چرا؟ چون در این پیش‌نویس توسل به «خشونت» از سوی دولت و مخالفان‌اش محکوم شده. برای دریافت ابعاد خشونت‌طلبی و توحش مدعیان دفاع از حقوق بشر در لندن و واشنگتن بد نیست سری به مطالب سایت فارسی نووستی بزنید. ارتش آدمخوار ناتو می‌خواهد سناریوی لیبی را در سوریه نیز به صحنه بیاورد! و اما در باب طرفداری حکومت جمکران از دولت لائیک سوریه، نیم نگاهی به سخنان ابلهانة نمایندة ویژة مقام معظم در دمشق کفایت خواهد کرد. سخن از «چادرسیا» و نماز و این حرف‌هاست!

شیخ طلب‌الدین فرصت‌بن پفیوز، به نقل از امام پشم‌الدین رذالی می‌فرماید، چون مایکل مک‌فال ابن‌عسگری در رکاب حضرت ویلیام ابن «برنز» سلام‌الله به مسکو وارد شدند، زمین شکر بوسیده به نماز ایستادند و دست به دعا برداشتند و چندان گریستند که اهود باراک بر آنان نازل شده و فرمود: یا ایهاالذین قاتلوا؛ «تهاجم فی‌ایران، لایزال جدا بعیدا!» و در این هنگامه بود که با «آیات» اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، باراک اوباما پادشاه اردن را ندا داد: «بشار اسد باید برود!»

یا درخت سیب فی نوفل لوشاتو! یا بمب اتم! یا امام غریب! به دادشان برسید که «دانشمند هسته‌ای» فرانسه، «ترز دلپش» ترور نشد؛ از غصة ‌شکست برنامة‌ یانکی‌ها دق کرد! از اینرو کیهان جمکران که «بی‌دانشمند» مانده بود به خشتک «دکتر اکبر اعتماد» آویزان شد! پس کیهان را با خشتک «دکتر اعتماد» رها می‌کنیم و باز می‌گردیم به مرگ «ترز دلپش!»

در غم رفتن‌ات ای یار عزیز ...

فرانس پرس، مورخ 18 ژانویه 2012، خبر مرگ این دانشمند «فرهیخته» را انتشار داد. علت مرگ ایشان مشخص نیست! ولی مسلماً این دانشمند در سوگ شکست برنامة‌ تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای ماتم گرفته بودند و ... و به استنباط ما «حسین‌وار» به استقبال مرگ شتافته‌اند. شاید هم گلوله‌ای که به مغز احمدی‌روشن شلیک شد، به ایشان هم اصابت کرده باشد! یادآور شویم، حکومت کفن‌فروش‌ها دروغ می‌گوید، مرگ احمدی‌روشن بر اثر انفجار بمب نبود! پس بازگردیم به موضوع خودمان، یعنی «دلپش.» ایشان از بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بودند که در دورة ریاست البرادعی خودفروخته بر این سازمان، در رسانه‌های جمعی فرانسه طوطی‌وار تکرار می‌کردند، «اطمینان دارم عراق سلاح کشتار جمعی دارد!» بله به ارادة‌ پنتاگون خیلی‌ها به این حقیقت الهی «اطمینان» داشتند، مادام دلپش هم یکی از هم‌اینان بود که رفت و «علی» را تنها گذاشت.

«علی»، رهبر قلعة‌ حیوانات است که حنازرچوبه وصف فعالیت‌های سیاسی‌اش را حذف کرد و ناچار شدیم برای آشنائی با سوابق درخشان‌اش به سراغ «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» بشتابیم. علی‌ خامنه‌ای، در باب آغاز فعالیت سیاسی‌اش چنین می‌گوید، «بله ماه محرم بود دیدیم سینماها را تعطیل نکرده‌اند. اعلامیه‌ای تنظیم کردیم و آن را به مردم دادیم؛‌ مجبور شدند سینماها را تعطیل کنند چون امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم مورد تأکید قرارگرفته و...» و خلاصه این است معنای امر به معروف و نهی از منکر: تکیه بر باورهای مبهم و مقدس انگاشته شده جهت ایجاد مزاحمت برای کل جامعه.

می‌بینیم که در دورة‌ پهلوی، ساواک و شهربانی «مدرن» بجای مبارزه با لات و اوباش دستاربند، به سرکوب مخالفان اینان مشغول بود. به عنوان نمونه، همچنانکه پیشتر هم گفتیم، مصطفی رحیمی پس از انتشار مقالة «روشنفکران ایران محکوم‌اند» از طرف همین ساواک ممنوع‌القلم شد! ولی هیچکس از حوالة‌ ارز برای عمله و اکرة انجمن‌های اسلامی در غرب یا برای روح‌الله خمینی در عراق ممانعت به عمل نیاورد، بگذریم. حال می‌باید از این گوسالة ‌ننه‌حسن، رهبر قلعة حیوانات که بر اساس بی‌بی‌گوزک‌ شیعی‌مسلکان و با تکیه بر مبهمات قرآن، «سینما» را در ردة منکرات قرار داده بپرسیم، ‌ مگر در صدر اسلام «سینما» و عزاداری برای حسین وجود داشته که «منکرات» در کارتان بیاید؟ اگر روال چنین است، پس دیگ‌زودپز و یخچال و تلویزیون و ... و اتومبیل هم می‌شود «منکرات» و استفاده از آن‌ها در «ماه محرم» می‌باید ممنوع شود، چرا؟ چون در ماه محرم شمر و یزید، امام حسین «عین» را گویا «شهید» کرده‌اند! حال که به شمر و یزید رسیدیم برویم به سراغ مصاحبة آقای رئیسی با شاهزاده رضا پهلوی.

این مصاحبه را «یوتوب» در اختیار شوت‌وپرت‌ها گذاشته تا حسابی لذت ببرند. اولاً فیلم مصاحبه وجود ندارد! یک تصویر از رضا پهلوی دیده می‌شود و بس! در پس پردة این تصویر نیز مصاحبة فرضی در «جریان» است. ابتدا آقای رئیسی چند بار «استارت» می‌زنند و «ئه، ئه» می‌کنند تا سرانجام موتورشان به هلک هلک افتاده و پت‌وپت‌کنان راه افتد. خلاصه وجه تسمیة‌ «انجمن سخن» همان حکایت «زنگی است و کافور!» نه «سخن» سنجیده‌ای در کار است و نه انجمنی در خور!

آقای رئیسی پس از انتقاد از «مرده‌پرستی»، یادی از «دکارت» و «توکویل» کرده، به رضا پهلوی می‌فرمایند، آقای «رضای پهلوی!» شما که مثل پدر و پدربزرگ‌تان نمی‌اندیشید! شاهزاده هم پاسخ می‌دهند، «به هیچ‌ عنوان! ما زمان و مکان را در نظر می‌گیریم و خواهان دمکراسی و حقوق‌بشر هستیم و ...» و باز هم آقای رئیسی به «استارت» زدن پرداخته و در لابلای «ئه، ‌ئه‌ها» به ما می‌گویند،‌ «نادرشاه خیلی مردمی بوده و ...» و رضا پهلوی بلافاصله گوشی به دست‌اش می‌آید که لازم است، «شاه» نیز مثل آخوند جماعت، «مردمی» و «خاکی» و از این حرف‌ها باشد. و از همه مهم‌تر اینکه، می‌باید اعلیحضرت شیوة‌ بیان ‌«عامیانه» را رعایت فرمایند، چرا که در عرصة سیاست ایران، عوام‌پرستی و ابتذال‌گرائی رمز «پیروزی» انگاشته می‌شود! منافع لندن و واشنگتن چنین ایجاب می‌کند.

اینچنین است که حضرت والا با نفی جایگاه واقعی اجتماعی‌شان، خود را «یک ایرانی»، مثل هر ایرانی دیگر برشمرده و می‌فرمایند، «من هیچ توقعی ندارم، من دست و پای هر کسی را که به این نهضت آزادی کمک کند می‌بوسم! » بله، رضا پهلوی، ولیعهد محمد رضاشاه و نوة رضا شاه، که در تبعید تاج‌گزاری هم کرده،‌ با دیگر ایرانیان هیچ تفاوتی ندارد! عجیب است که ایشان خود را مدافع نظم دمکراتیک و اعلامیة جهانی حقوق‌بشر معرفی می‌کنند، حال آنکه خروج از جایگاه واقعی اجتماعی،‌ فی‌نفسه عملی است ضددمکراتیک! چرا که چنین خروجی نظم دمکراتیک جامعه را در هم می‌شکند.

در یک دمکراسی هر فرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و فقط در چارچوب این جایگاه است که می‌باید «وظایف» محوله را به انجام رسانده و پاسخگوی رفتار و کردار خود باشد. از منظر حقوقی، خروج از این جایگاه واقعی «قانون شکنی» شمرده می‌شود. به عنوان نمونه، خروج «پادشاه» از جایگاهی که قانون برای‌ وی مشخص کرده نقض قوانین است و «نقض قانون»، یعنی ارتکاب جرم!

به صراحت بگوئیم، رضا پهلوی با خروج از جایگاه خود در عمل برای نقض قانون خیز برداشته، نه برای دفاع از حقوق بشر. به همین دلیل است که می‌گوید و باز می‌گوید: «من به خرد جمعی معتقدم و هر چه مردم بخواهند، همان است!» حال آنکه بر خلاف توهمات ایشان «خردجمعی» همان گسترش توحش و توهم است. بهتر بگوئیم، در ادبیات سیاسی معاصر خردجمعی جز «پوپولیسم» نیست. حداقل تظاهرات طرفداران موسوی و پیوستن مخالفان حکومت اسلامی به اینان در عمل ابعاد این به اصطلاح «خرد جمعی» را به صراحت نشان داد.

کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که مخالفان حکومت دین، ‌ هم‌صدا با اوباش طرفدار موسوی جلاد و کروبی شیاد پای به خیابان‌ها بگذارند؟! مگر میرحسین موسوی در هیچ مقطعی از موجودیت سیاسی‌اش «طرفدار» دمکراسی و حقوق بشر بوده؟ هرگز! به گواهی بیانیه‌های مضحک‌ «تنها» مخالف فرضی حکومت اسلامی، میرحسین خواستار بازگشت به دوران توحش امام‌ خمینی بوده و بس! به عبارت دیگر، تحمیل حجاب به زن ایرانی، ارسال نفت رایگان به اروپا، و ... و خصوصاً تداوم جنگ تا نابودی اسرائیل! اما آن‌ها که با فریاد «مرگ بر حکومت اسلامی» در تظاهرات تهران شرکت کردند، نمی‌توانستند خواهان بازگشت به دوران نورانی آن وحشی بیابانی باشند! اینان با مشاهدة تظاهرات اوباش حکومت فرصت را برای ابراز نارضایتی‌شان غنیمت شمردند و دیدیم که بجز یکی دو نفر از خودی‌ها که گویا اشتباهاً به قتل رسیدند، دیگر قربانیان جنبش منفور سبز همه از مخالفان حکومت اسلامی بودند!

مطالبات باند «مردمی» آقای رئیسی نیز در همین چارچوب توحش قرار گرفته و شاهد بودیم که شاهزاده نیز زیر درخت سیب نشسته ‌و در کنار «مردم» لمیده بودند. و اما بر عکس رئیسی که در سربالائی به «فس فس» افتاده بود، موتور شاهانه خیلی خوب کار می‌کرد، ایشان چند بار تخت‌گاز کنار «مردم» نشستند، و چندین بار در بوق «دمکراسی سکولار» و «جدائی دین از حکومت» دمیدند و در برابر موسوی و کروبی هم ترمز نکردند تا همه بدانند شاهزاده تغییر موضع داده و دیگر از ایندو جنایتکار حمایت نمی‌کند. اما نمی‌دانیم چه شد که «رضای پهلوی» چندبار پشت سرهم ‌فرمودند، «دیرم شده باید بروم!» ولی مگر رئیسی ول کن بود! ایشان هی «استارت» می‌زدند، و پس از چانه زدن با به قول خودشان «رضای پهلوی» بر سر بهای قالیچه توافق کردند و ... و توانستند برای گرم‌تر کردن بازارشان پرسوناژ «روزنتال» را هم وارد صحنه کنند.

خانم روزنتال همانطور انگلیسی صحبت می‌کردند که «سردار اشتیاق‌خان هندی» در سریال دائی‌جان ناپلئون! و به قول مش قاسم دروغ چرا؟ شاید برای ایفای همین نقش قالیچه‌ای هم از دائی‌جان سرهنگ «دستمزد» گرفته بودند!

 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید22ژانویه2012

saikesavabooks.in
marapetsfansite.com
urlsubmit9.info
desivibes.tv
kainclothing.com
stargateblog.net
newip.us
blackrevealer.info
unmaskthesite.info
privacyunblocker.info
shizopets.com
hidesmart.com
omgitseasy.info
sneakyunblock.info
urlsubmit7.info
funkypenguinpromotions.co.uk
urlsubmit0.info
bluerevealer.info
mitproductions.com
onlineearnmoney.in
orangerevealer.info
proxyspirit.info
urlsubmit4.info
https://proxymyip.com
proxysite.in
sneakyblue.com
unlockingweb.info
worldunlocker.info
rubysolar.in
sdhigndesigns.in
anonymoustunnels.info
urlsubmit3.info
jroudh.com
urlsubmit5.info
freeunlocker.com
helptounlock.info
375961d56.com
jaisoft.in
desivibesuk.com
megatunnel.info
anonymunlock.info
internetunblocker.info
todayunlock.info
aroragroup.co.uk
supergreenstuff.com
cardiffbuzz.co.uk
acgroup.in
idealearnings.in
foxy-proxy.info
onemicmanagement.co.uk

سراب‌نامه






اگر مایکل مک‌فال، سفیر جدید یانکی‌ها در روسیه، بدون تحمل لات‌بازی‌های رایج حکومت اسلامی، به سرنوشت «چیل‌کات»، سفیر علیاحضرت در جمکران دچار شد هیچ تعجب نمی‌کنیم! به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 16 ژانویه 2012، مک‌فال در حضور ویلیام برنز، استوارنامة خود را به «سرگئی ریابکوف»، معاون وزارت امور خارجه و مشاور دیمیتری مدودف تقدیم داشته! بین خودمان بماند، ‌ با توجه به اظهارات تند پوتین و دیمیتری روگزین، و تعلیق مانور نظامی «آمریکا ـ اسرائیل»، هوا باید خیلی پس باشد‍! و هوا حتماً خیلی پس است که «بی‌بی‌سی»، بجای فروش «آیت‌الله مترقی»، قصد دارد با توسل به نامة «مصطفی رحیمی» آخوند را به مخاطب حقنه ‌کند.

بوم! شاید باور نکنید، ولی این صدای دهشتناک برخورد «پرهیب» بود با «سراب!»‌ برخوردی که برق از چشم اربابان حکومت اسلامی و شیخک‌های حاشیة‌ خلیج فارس پراند و باعث قطع برق استانبول شد و ... و دنیای «دون» را به کام حضرت دیوید کامرون خیلی خیلی تلخ کرد! چرا که ایشان بلافاصله دریافتند، هم برنامة‌ جنگ‌افروزی و براندازی در سوریه منتفی شده و آرزوهای‌شان برباد رفته، و هم امنیت مسیر تاراج‌شان مورد تهدید قرار گرفته! البته هنوز خبر ناپدید شدن هواپیمای نظامی ترکیه منتشر نشده بود، در غیر اینصورت «برق» بیشتری از چشم حضرات می‌پرید.

خلاصه مانور دریائی سپاه که با هدف تأمین امنیت شاه‌راه‌های «تاراج» آنگلوساکسون‌ها به راه افتاد و به مضحکة‌ «نجات» به اصطلاح «ماهیگیران» فرضاً اسیر ایرانی توسط نظامیان یانکی انجامید، در صحرای حجاز به تراژدی «برباد رفته» تبدیل شد. بله، طی مانور هوائی «فرانسه ـ آمریکا» در شمال غربی عربستان، یک فروند میراژ با یک فانتوم برخورد کرد؛ بدون تلفات جانی! پیامدهای این برخورد جادوئی، تعلیق مانور مشترک «آمریکا ـ اسرائیل»، سرشکستگی «اوغلو»، ورشکستگی دکان رهبر «قلعة حیوانات» در سوریه و ... و از همه مهم‌تر دخیل بستن بنگاه «بی‌بی‌سی» بود به مصطفی رحیمی!

یادآور شویم معادل «فانتوم» و «میراژ» در زبان فارسی به ترتیب «پرهیب» است و «سراب!» البته واژة‌ «شبح» را نیز می‌توان معادل «فانتوم» قرار داد؛ ولی بین «شبح» و «پرهیب»، ما واژة‌ «پرهیب» را برگزیدیم؛ چرا که به اشباح و ارواح ارجاع نمی‌دهد و اسرارآمیزتر و فریبنده‌تر است. و اما به عنوان معادل «میراژ» به همان واژة‌ «سراب» اکتفا می‌کنیم که می‌تواند به اهداف مانور نظامی «آمریکا ـ فرانسه» در عربستان هم ارجاع دهد! این مانور هوائی، از قضای روزگار، در شمال غربی عربستان در جریان بود؛ که ناگهان ... بوم! در نتیجه، بی‌بی‌سی و رادیوفردا خنزرپنزرهای‌شان را به حراج گذاشتند، و ژنرال «دمپسی»، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحد راهی اسرائیل شد تا مانور نظامی «آمریکا ـ اسرائیل» را به تأخیر اندازد. در همین گیرودار وزارت امور خارجة‌ آلمان اعلام داشت، دیدار سران فرانسه و آلمان با ماریومونتی در رم به تعویق افتاده. یادآور شویم قرار بود مرکل و سرکوزی، روز فرخندة‌ 20 ژانویه راهی ایتالیا شوند که نخواهند شد؛ شاید اینهم یکی از پیامدهای برخورد «فانتوم» با «میراژ» باشد!

آری، در پی برخورد «پرهیب» با «سراب»، مصطفی رحیمی هم در ادبیات بی‌بی‌سی اسلام‌گرا از آب در آمد! نظر به اهمیت موضع‌گیری مصطفی رحیمی در برابر بمباران رسانه‌ای غرب و در تقابل با شارلاتانیسم گروه‌های سیاسی ایران، بخش پایانی این وبلاگ را به بررسی مواضع رحیمی در «بی‌بی‌سی» اختصاص می‌دهیم. این بررسی از قضای روزگار با دمیدن رادیوفردا در بوق «سردار منتقد» و زهراخانوم «بیمار» تقارن زمانی یافته. سردار منتقد کسی نیست جز علائی نابکار؛ کسی که همچون میرحسین موسوی، 33 سال است هم از توبره می‌خورد، هم از آخور و ناگهان هوس کرده در جایگاه مبهم «منتقد» و «معترض» و «مخالف» بنشیند، چرا؟ چون منافع اربابان‌اش در لندن و واشنگتن تهدید می‌شود.

پیش از ادامة مطلب، حضور مسئولان بسیار «شریف» رادیوفردا بگوئیم، هر کس با دولت و حکومت جمکران «مخالف» باشد، و از نظام توحش «انتقاد» کند، الزاماً خواهان دمکراسی نیست. در نتیجه، شما عزیزان وقت گرانبهای‌تان را برای فروش خنزرپنزرهای‌ باقیمانده از فاشیسم اسلامی، نظیر «آیات عظام مترقی»، «سرداران معترض»، «منتقدان دولت» و به طور کلی مخالفان «ظلم» و «ستم» و «استکبار» و غیره تلف نکنید! ما ملت بنجل‌های شما را نخواهیم خرید؛ از قدیم‌ گفته‌اند،‌ مال بد بیخ ریش صاحب‌اش. زهرا خانوم و میرحسین و شیخ مهدی و شرکاء ارزانی شما! برخلاف توهمات کارفرمایان‌تان، شکست مفتضحانة دیپلماسی جنگ‌افروزی در سوریه جبران‌پذیر نیست؛ نه در ایران، نه در عراق، و نه در لبنان!

در لبنان، به دلیل مواضع ترکیه در برابر سوریه، «اوغلو» مورد عتاب قرار گرفت؛ در ایران نیز پاسدار لاریجانی کاسه کوزه را بر سر «اوغلو» شکسته و گفتند، ما هیچ پیامی برای آمریکا نفرستادیم! ایشان اضافه فرمودند، اگر «اوغلو» چنین صحبتی کرده، دچار سوء‌تفاهم شده! همچنین معلوم شد دیدار مسعود بارزانی از ایران، برای رساندن پیام اوباما به خامنه‌ای بوده! «بر ما واضح و مبرهن است» که آمریکا، ارواح شکمش هیچ ارتباطی با نوکران‌اش در جمکران و دیگر حکومت‌های اسلامی دست‌ساز سازمان سیا در منطقه ندارد! و اما با در نظر گرفتن سوابق بسیار درخشان حکومت اسلامی، به نظر می‌رسد آن به اصطلاح دانشمند هسته‌ای در واکنش به اطلاعیة رسمی وزارت امور خارجة روسیه ترور شده باشد.

به عبارت دیگر، اعلام مواضع روسیه به مذاق اربابان حکومت اسلامی خوش نیامده و اینان بهترین راه جهت کش دادن «بحران» دست‌ساز هسته‌ای و باد انداختن در بادبان پارة حکومت جمکران را در «آدمکشی» یافته‌اند. اتفاقاً روز گذشته، رهبر «قلعة‌ حیوانات» نیز در تأئید سیاست ارباب زبان به ستایش از «نواب صفوی» گشوده بود. اظهارات پوچ و پرمغز مقام معظم در حنازرچوبه، مورخ 26دی‌ماه سالجاری چند لحظه‌ای انعکاس یافت ولی به سرعت «ناپدید» شد! البته حنازرچوبه، خبرگزاری رسمی حکومت توحش در فناوری‌ «غیب کردن» استاد است، بگذریم!

حدود ساعت 10 صبح 21 دی‌ماه سالجاری به وقت مسکو، بیانیة‌ رسمی وزارت امور خارجة فدراسیون روسیه، تحت عنوان، «روسیه آماده مساعدت حداکثر به روند مذاکرات در خصوص مساله هسته‌ای ایران است» در سایت فارسی نووستی انتشار یافت. در این بیانیه دولت روسیه طرفین را از دست یازیدن به اعمال نسنجیده، ‌ و ایجاد مانع بر سر راه «مذاکرات هسته‌ای» برحذر داشته بود:

«[...] طرف روسی تمام طرف‌های دخیل [...] را به امتناع از برداشتن [...] گام‌های نسنجیده [...]که مانع [...] از سرگیری گفتگوی گروه 1 + 5 [شود فرا می‌خواند]»

و از قضای روزگار همزمان با انتشار همین بیانیه، ساواک جمکران سناریوی «ترور دانشمند هسته‌ای» را به روی صحنه ‌آورد. اینگونه بود که انتشار این بیانیه با خبر ترور «دانشمند هسته‌ای» تقارن زمانی یافت. سایت رادیوفردا،‌ مورخ 21 دی‌ماه، در گزارشی تحت عنوان غلط‌انداز «بر اثر انفجاری در تهران یکی از مسئولان تأسیسات هسته‌ای نطنز کشته شد»، به نقل از «ایلنا»،‌ می‌نویسد، ترور دانشمند مذکور «ساعت هشت و سی دقیقه صبح امروز صورت پذیرفت.» همین سایت سپس با توسل به فارس‌نیوز تأکید می‌کند، بمبی که برای ترور احمدی روشن به کار رفته از نوع بمب‌های مخصوص ترور دانشمندان هسته‌ای بوده! به عبارت دیگر، در ایران هر کس بر اثر انفجار این قماش بمب به قتل برسد، در ردة «دانشمندان هسته‌ای» جمکران قرار می‌گیرد و مسلماً توسط «موساد» ترور شده! حداقل از اظهارات ابلهانة معاون استانداری تهران که مورد استقبال فراوان «رادیوفردا» قرار گرفته، چنین برمی‌آید:

«[...] صفرعلی براتلو، معاون [...] استانداری تهران [گفت] بمب منفجر شده از نوع بمب‌هاى استفاده شده در ترور دانشمندان بوده [...] این مقام استانداری، انفجار صبح امروز را به سرویس‌های اطلاعاتی به گفته وی صهیونیست‌ها منتسب کرد[...]»

بله این «مقام استانداری» می‌دانست چه بگوید که باعث خرسندی محفل «کیسینجر ـ بیکر» و شاخک‌‌ آلمانی‌اش شود. پیشتر هم گفته بودیم، باز هم تکرار می‌کنیم، احمدی روشن،‌ معاون تجاری تأسیسات نطنز هیچ ارتباطی با «دانش هسته‌ای» نداشت. به نظر می‌رسد او را به دلیل «کشمکش‌های مالی» در تأسیسات کذا به قتل رسانده‌اند تا با یک تیر دو نشان زده باشند؛ هم برای مشکل سوءاستفادة مالی دیواره‌ای از دود و آتش به هوا بلند کنند، و هم برای معضل «مذاکرات هسته‌ای» به حساب خودشان راه حل مناسب بیابند. که البته علیرغم جنجال و هیاهوی تایم و شرکاء عملاً هر دو دیوار «دود و آتش» روی سر ملایان فروریخت و بوی پشم‌ و پیلی سوختة‌ مقام معظم بلند شد. اینها را داشته باشید تا برویم به سراغ دولتمردان جنجالی فدراسیون روسیه‌، یعنی ولادیمیر پوتین و معاون‌اش، دیمیتری روگزین.

ایندو ضمن اشاره به «بهار عرب»، از همراهی ارتش ناتو با اسلام‌گرایان ابراز ناخشنودی کرده‌اند. دیمیتری روگزین با اشاره به جنگ داخلی در لیبی تهدید کرده در صورت تداوم آشوب در سوریه، ممکن است بهار عرب به «تابستان داغ» تبدیل شود. سایت نووستی، مورخ 24 دی‌ماه سالجاری اظهارات روگزین را به این شرح منتشر کرده:

«[...] در جنگ های داخلی قهرمان وجود ندارد [...] کسانی که در این جنگ ها دخالت کنند، قهرمانان منفی هستند. [در]‌ سوریه باید [...] به طرف‌های درگیر کمک کرد [...] رویارویی [را کنار گذاشته] و به گفتگوی سیاسی رو بیاورند [...] در تمام جاهایی که غرب برای دمکراتیک کردن نظام سیاسی [...]تلاش کرده، ثمره این تاثیر گذاری به قدرت رسیدن اسلام گرایان بوده [...] بهار عرب حتماً به تابستان داغ عرب منجر می شود که جامعه غرب از آن خوشش نخواهد آمد[...]»

در این راستا، ولادیمیر پوتین نیز در روزنامة‌ «ایزوستیا» از «همدستی» غرب با «نیروهای مخرب» در کشورهای «بهارزده» انتقاد به عمل آورده، و به همین دلیل شامل سانسور حنازرچوبه شده! سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 16 ژانویه 2012 می‌نویسد، «ایزوستیا» مقاله‌ای از ولادیمیر پوتین منتشر کرده که در آن، نخست‌وزیر روسیه همکاری ارتش ناتو با اسلام‌گرایان، آنهم به بهانة‌ استقرار دمکراسی را مورد انتقاد قرار داده:

«تلاش برای صدور دمکراسی با توسل به نیروی نظامی تنش‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد. در بسیاری از مناطق، روند رو به رشد نیروهای مخرب [...] امنیت مردم جهان را تهدید می‌کند. دولت‌هائی‌که از طریق نیروی نظامی به صدور دمکراسی می‌پردازند، خود را در کنار این نیروها قرار می‌دهند[...]»

نیازی به توضیح نیست که بگوئیم «نیروهای مخرب» به فاشیست‌های اسلامگرا ارجاع می‌دهد؛ به اسلام‌گرایان، و به طور کلی به گروه‌های مرگ‌پرست و خشونت‌طلبی که جز «تخریب» و سرنگونی هیچ هدفی دنبال نمی‌کنند. بی‌دلیل نیست که «بوریس بره‌زوفسکی» نیز خواهان انصراف پوتین از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری روسیه شده! بره‌زوفسکی، صاحب قبلی موسسة کامرسانت بود که همچون بسیاری از «اوفسکی‌های» تاراجگر و پیروان خط امام و هوداران «جنبش سبز» به آغوش پر مهر «بریتانیا» پناه برده. مشروح مطالبات این «اوفسکی» اسلام‌پناه در سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 17 ژانویه 2012 انعکاس یافته. ایشان نیز دست به نامه‌نگاری زده و یک «نامة سرگشاده» برای اسقف اعظم روسیه نوشته‌اند و «سخنگوی» به اصطلاح «اوپوزیسیون» شده‌اند! همان اوپوزیسیونی که دوران هرج‌ومرج ریاست جمهوری یلتسین را به عنوان «دمکراسی» مورد تأئید قرار می‌دهد. نامة «اوفسکی» کذا را بررسی نمی‌کنیم، چرا که در بی‌بی‌سی، مورخ 15 ژانویه سالجاری، نامة‌ مهم‌تری منتشر شده، که از «گزینش» بخشی از نامة مصطفی رحیمی توسط خانم یا آقای «حشمت حکمت»، روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی به دست آمده. این «گزینه» تحت عنوان «مصطفی رحیمی و اولین نامه به آیت‌الله خمینی؛ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» در شیپور حاکمیت بریتانیا انتشار یافته.

دلیل هم اینکه ارتش ناتو ناچار شده نهایت امر به تجهیز شورشیان سوریه از طریق ترکیه پایان دهد، و این وظیفة مقدس را به حکومت جمکران بسپارد. حکومتی که ادعای «استقلال» دارد و طی 33 سال اخیر با شعار «اسلام» و «انقلاب»، در واقع برای تأمین منافع اربابان‌اش در لندن و واشنگتن به نقض مقررات و قوانین بین‌المللی و سرکوب ملت ایران مشغول بوده. پس از شکست سناریوی آشوب در روسیه، حکومت اسلامی دست در دست اسرائیل به تجهیز شورشیان سوریه پرداخت.

اسرائیل، رک و راست تمایل خود را به سرنگونی «خاندان اسد»‌ ابراز می‌کرد، حال آنکه بوق‌های «قلعة حیوانات» بر طبل طرفداری ظاهری از «بشار اسد» می‌کوفتند. روشن‌تر بگوئیم، سناریو همان جایگزینی «اهداف» بود با «افراد» که در دورة پهلوی دوم نیز در ایران به اجرا در آمد؛ یعنی جایگزینی «پرسوناژ پلید» با «پرسوناژ نیک». نیازی به توضیح نیست که بگوئیم پرسوناژ نیک همان روح‌الله خمینی بود که ابتدا در قم و سپس در پاریس بر علیه واژگان پوچ «ظلم» و «ستم»و «استبداد» و «استکبار» شعار می‌داد و ظاهراً این شعارهای پوچ خیلی به دهان کارفرمایان بی‌بی‌سی مزه کرده، چرا که هنوز نتوانسته‌اند از این پوچ‌پردازی‌ها دل برکنند!

نخست بگوئیم حضرت «ح. ‌ح» که خود را روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی معرفی می‌کنند گویا فراموش کرده باشند که روزنامه‌نگاری و «فرهنگ» زمان و مکان مشخص دارد! به عبارت دیگر «بازگشت به گذشته»، یعنی نفی شرایط واقعی انسان در زمان و مکان مشخص با «فرهنگ» روزنامه نگاری و پژوهش در تضاد قرار می‌گیرد! به ادعای ایشان شرایط کنونی ایران فضای دوران پهلوی را تداعی می‌کند، چرا که، «افکار عمومی» به محتوای نامه‌هائی که خطاب به خامنه‌ای نوشته می‌شود حساسیت پیدا کرده! اولاً بگوئیم، این شما هستید که قصد دارید «حساسیت» کذا را در بوق بگذارید. نامه نوشتن فلان سردار و بهمان آخوند نانخور استعمار به علی خامنه‌ای برای ملت ایران هیچ اهمیتی ندارد. ولی اگر موضع‌گیری «بی‌بی‌سی» را تأئید کنیم می‌باید نتیجه بگیریم که نامه نیز با واقعیات زمان و مکان «بیگانه» است؛ زمان نمی‌شناسد‌ و به طریق اولی نویسندة‌ نامه هم فراتر از زمان قرار خواهد گرفت:

«[...] حساسیت افکار عمومی [...] چنان است که [...] نگارش یادداشت و نامه‌ای در باره وضعیت ایران در دوران پهلوی [...] خوانندگان را بی‌اختیار به یاد فضای فعلی ایران می‌اندازد [...]»

بله اینچنین است که از «نامه» می‌رسیم به نامة معروف مصطفی رحیمی و ... و از شاه هم به علی خامنه‌ای خواهیم رسید! حال آنکه نامة مصطفی رحیمی خطاب به شاه نبود! اهمیت تاریخی نامة رحیمی از آنجاست که این نامه خطاب به «مستبد» آینده نگاشته شد؛ کسی که برخلاف مقام معظم، هنوز در سراشیب قهقرائی موجودیت سیاسی‌اش قرار نگرفته بود! زمانیکه رحیمی نامه‌اش را نگاشت،‌ آن وحشی آدمکش، قبلة آمال اوباشی بود که اینک لندن و واشنگتن برای‌شان دکان باز کرده‌اند! خلاصه خدمت «ح. ح» بگوئیم، «پژوهش‌گر» اگر عقل سلیم داشته باشد بد نیست.

همانطور که گفتیم، اهمیت تاریخی نامة رحیمی در این است که خطاب به یک دیکتاتور ظاهراً «وجیه‌المله» و بالقوه نوشته شده بود، نه خطاب به دیکتاتور فرسوده‌ای که به آخر خط موجودیت‌ سیاسی‌اش رسیده. امروز همه می‌توانند به علی خامنه‌ای نامه بنویسند؛ آنروزها نوشتن نامه به خمینی آدمخوار شهامتی می‌طلبید که در کم‌تر کسی دیده می‌شد. با این وجود، حضرت «ح. ح» بهتر است توضیح دهند، چگونه از نامة مصطفی رحیمی خطاب به آن وحشی بیابانی به علی‌خامنه‌ای مفلوک و شاه رسیده‌اند؟! متوجه هستید! همان کسی را می‌گوئیم که زیر درخت سیب نشانده بودید و شعارهای پوچ‌اش در باب مبارزه با مبهمات‌ از قماش «ظلم» و «ستم» را در بوق‌های‌تان می‌دمیدید. البته دلیل نقب زدن «ح. ح» حداقل برای ما روشن است؛ شکست کودتای هیزاکسلنسی و اخراج آنحضرت از ایران:

«نامة‌ مصطفی رحیمی یک روز پیش از خروج شاه [...] در روزنامه آیندگان منتشر شد [...] نگارش نامه سرگشاده به آیت‌الله علی خامنه‌ای [...] پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال 1388 پرشمارتر و صریح‌تر شده [...]»

آنچه اهمیت دارد حفاری‌های «ح .ح» در تاریخ‌نگاری «خیابانی» ایران معاصر نیست، مهم این است که ایشان با برخوردی گزینشی، از زبان مصطفی رحیمی خواهان «نظارت آخوند» بر امور کشور ‌شده‌اند! حضرت «ح. ح» می‌فرمایند، در دمکراسی‌ها و «جمهوری مطلق» این «نظارت» امکان‌پذیر است! این تأکیدات از تحریف «جدائی دین از سیاست» به دست آمده، و در واقع بازتولید شعارهای استعماری‌ «جدائی دین از حاکمیت» و «جدائی دین از دولت» است. به این ترتیب دست آخوند جماعت برای دخالت در امور سیاسی کشور بازتر خواهد شد:

«[...] مصطفی رحیمی [...] این احتمال را هم مطرح کرده که شاید برخی روحانیون نمی‌خواهند زمام امور را در دست بگیرند اما می‌خواهند در وضع قوانین و اجرای عدالت نظارت کنند تا مطابق با موازین اسلام باشد [...] نظارت نویسندگان در کشورهای دمکراسی در کار دولت، البته با اعمال نظر روحانی [...] به بهترین صورت خود در جمهوری مطلق میسر است [...] اعلام جمهوری مطلق کنید [...]»

نخست حضور «ح. ح» بگوئیم، «اسلامی» را در زبان فارسی «پسوند» نمی‌گویند! دیگر آنکه جمهوری «مطلق» با دمکراسی و جمهوری انسان‌محور در تضاد قرار می‌گیرد. نهایت امر اگر مصطفی رحیمی چنین نامه‌ای نوشته باشد، که نوشته،‌ آن را 33 سال پیش نوشته! یعنی در دوران نخست‌وزیری شاپور بختیار و پیش از تجربة تاریخی حکومت دینی در ایران. امروز جامعة ایران در شرایط سال 1979 نیست؛ مصطفی رحیمی هم در میان ما نیست، در نتیجه نمی‌تواند در مورد شرایط کنونی نظر دهد! به عبارت دیگر، نه از مصطفی رحیمی می‌توان «رهبر» ساخت، نه ایران را می‌توان در شرایط 33 سال پیش قرار داد. و از همه مهم‌تر نمی‌توان «نامة مصطفی رحیمی» را به ابزاری جهت تداوم نظارت آخوند بر جامعة‌ ایران تبدیل کرد. «پژوهشگران» بی‌بی‌سی، جهت تأمین منافع نزولخورهای لندن و واشنگتن در کشور ایران بهتر است ترفند دیگری جز نامة مصطفی رحیمی بیابند!

رحیمی با شناخت ویژة خود و در زمان و مکان ویژه این نامه را نگاشته. نگرش وی از آن روشنفکری است که طی دوران جنگ‌سرد تحولات سیاسی را از دریچة جامعة کودتا زدة پهلوی دنبال می‌کرد. به عبارت دیگر، مصطفی رحیمی تجربة حکومت اسلامی را از سر نگذرانده بود. دیدگاه وی از جامعة‌ایران در سال 1979، امروز نمی‌تواند ملاک ما قرار گیرد. به دلائلی.

نخست اینکه، برای رحیمی برخورد خمینی، به عنوان روحانی «منتقد» دربار در مسیری افتاده بود که تجربة امروز ما نمی‌تواند آن را مورد تأئید قرار دهد. دیگر آنکه، ما با بهره‌گیری از نامة رحیمی و توشه‌ای که طی این 33 سال به دست آورده‌ایم، نگرش روشنفکرانة او را گامی دیگر به پیش خواهیم راند. و در این راستا، بدون ستایش از نقش میرزای شیرازی،‌ با نظارت روحانی بر قوانین مخالفت می‌کنیم. با این وجود، از اهمیت نامة رحیمی آگاه هستیم. مصطفی رحیمی کسی است که 33 سال پیش، زمانیکه دین‌خوئی و آرمانگرائی‌های آبکی برخاسته از «پوپولیسم دینی» چشم بسیاری از سیاستمداران و حتی گروه‌های چپگرا را کور کرده بود، به تضاد موجود بین حکومت دینی و دمکراسی اشاره ‌کرد. اگر آنطور که بی‌بی‌سی وانمود می‌کند، مصطفی رحیمی با نظارت روحانی بر امور کشور به نحوی از انحاء موافق می‌بود، ‌ هرگز نه به خمینی نامه‌ می‌نوشت و نه از دمکراسی در تقابل با حکومت دینی دفاعی به عمل می‌آورد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید19ژانویه2012

sdhigndesigns.in
hollo.in
mlafincorp.in
hiddenunblocked.info
supergreenstuff.com
internetunblocker.info
anonymunlock.info
hiddenprivacy.info
https://smartwebproxy.com
helptounlock.info
unblockedpages.com
proxylease.info
proxysite.in
unblock4.me
taruneek.in
hidesmart.com
gingers.co
rubysolar.in
https://search-proxy.com
unlockingweb.info
collegunblock.info
proxyspirit.info
face-book-proxy.info
saikesavabooks.in
uktunnel.info
unnava.in
onlineearnmoney.in
todayunlock.info
proxyfofree.com
unblockwebsite.co.uk
foxy-proxy.info
acgroup.in
https://comebrowse.me
offshoreanonymous.info
https://proxymyip.com
xxxproxyxxx.com
365x24x7.in
anonymoustunnels.info
freeunlocker.com
jaisoft.in
privacyunblocker.info
playproxy.com
gplusproxy.com
worldunlocker.info
idealearnings.in
ninja-proxy.net
pavsta.com
vpnbrowse.com

ملا در دریا






مرا ببوس، مرا ببوس
برای آخرین بار
[...]

پاسدار علی لاریجانی بیهوده رنج سفر به ترکیه را بر خود هموار کردند؛ با هشدار رسمی دولت روسیه به غرب در مورد تهاجم نظامی به ایران همة‌ آرزوهای آخوندک‌های جنبش سبز بر باد رفت!

در تاریخ 21 دی‌ماه 1390 خورشیدی حکومت کفن‌فروش‌ها با قتل «احمدی روشن» و تبدیل بوشهر به مرکز تجارت با شیخک‌نشین «قطر» در زمینة‌ مزدوری و خود‌فروختگی رکورد جهانی را شکست. این تحرکات در واقع خوشامدگوئی حکومت مرده‌شویان بود به حضرت دیوید کامرون؛ نخست وزیر بریتانیا. ایشان برای یک دیدار رسمی راهی عربستان شدند تا برای رعایت «حقوق‌بشر» یعنی «بشر تفنگ‌فروش آتلانتیست» تیر و تفنگ در اختیار شیخک‌های صحرای حجاز بگذارند.

تاکنون هر بار حکومت جمکران در بن‌بست قرار گرفته، یک «دانشمند هسته‌ای» به قتل ‌رسیده! اینبار نیز عقب‌نشینی چین در زمینة همکاری هسته‌ای با ملایان به قتل فردی به نام «احمدی روشن» منجر شد. به گزارش مهرنیوز، مورخ 21 دی‌ماه سالجاری، «احمدی روشن» معاون بازرگانی نیروگاه نطنز بوده. یادآور شویم نیروگاه مذکور در دورة نکبت‌بار اصلاحات با چراغ سبز آمریکا، تحت نظارت چین فعال شد.

روز یازدهم ژانویه 2012 ،‌ یانکی‌ها دهمین سالگرد «افتتاح» زندان گوانتانامو را «یواشکی» جشن گرفتند، و متحدان‌شان هم در اروپا نمایش خیابانی «اعتراض» به زندان کذا را به اجرا در آوردند تا به قول معروف «ریش و قیچی» در دست خودشان باقی بماند! و اما جیره‌خواران غرب، به ویژه ملایان جمکران از چنین امکاناتی برای پنهان‌کاری و همزمان واژگون‌نمائی برخوردار نیستند. همکاری با طرفداران شورش مسلحانه در سوریه، یعنی ترکیه و قطر، و همزمان پرتاب خمپاره به تجمع طرفداران بشار اسد در شهر حمص،‌ از یک‌سو دم خروس حکومت اسلامی را آشکار کرد، و از سوی دیگر، سیاست انسداد «بیکر ـ کیسینجر» را.

ایندو وزیر امور خارجة «اسبق» ینگه دنیا در نامة لبریز از توحش‌شان که ترجمة آن در کیهان جمکران، مورخ 19 دسامبر 2011 انتشار یافت، نتایج جالبی گرفته بودند. در وبلاگ «کباب و کیسینجر» بخشی از نظرات کشکی ایندو شخصیت برجسته را مطرح کردیم و اینک به دلیل ترور «احمدی روشن» بد نیست به ابراز تمایل آشکار حضرات به هسته‌ای شدن ملایان جمکران نگاهی بیاندازیم. ایندو نابغة دیپلماسی گاوچران‌ها، با نشاندن «ایرانیان» بجای حکومت ملایان می‌گویند، حوادث لیبی باعث تقویت «موضع ایران» در گسترش فناوری هسته‌ای خواهد شد! «استدلال» شکمی ایندو بر چند دروغ شاخدار استوار شده که به «گمان ایرانی‌ها» منسوب‌اش کرده‌اند.

نخست‌ اینکه قذافی، ‌ سلاح هسته‌ای داشته! دیگر آنکه اختیار این تسلیحات نیز در دست خودش بوده، و نهایت امر اینکه، معمر قذافی برای برخورداری از «دوستی غرب» تسلیحات‌ کذا را در اختیار غربی‌ها قرار داده، ولی علیرغم چنین فداکاری‌هائی غرب دولت قذافی را سرنگون کرده؛ و «ایرانی‌ها» البته به ادعای زوج «بیکرـ کیسینجر»، چنین می‌پندارند! دلیل هم‌ اینکه ایندو «دیپلمات» کارکشته،‌ مانند کفن‌فروش‌ها از آنچه در ذهن «ایرانی‌ها» می‌گذرد آگاهی دارند! بله، ایندو تحفة نطنز از آنجا که شهامت ندارند، مطالبات محفل‌شان را به صراحت مطرح کنند، این مطالبات ابلهانه را به «ایرانی‌ها» نسبت می‌دهند:

«[...] آنچه در ليبي رخ داد مي‌تواند منجر به تقويت موضع ايران در گسترش فناوری هسته‌اي شود. ايراني‌ها گمان مي‌كنند [...] قذافي تسليحات خود را به غرب داد تا [...] دوستي آن‌ها را در اختيار داشته باشد و [...] اكنون غرب [...] دشمن اوست. ديگر كشورها بايد متوجه عزم ما در مخالفت با گسترش تسليحات هسته‌اي و ماندن بر همان موضع قبلي ‌ما شوند[...]»

«موضع قبلی» اینان چه بوده؟ تحریم اقتصادی،‌ تهاجم نظامی و براندازی. در واقع ایندو به جیره‌خواران‌شان در جمکران «خط» می‌دهند تا با نقض مقررات بین‌المللی زمینة اعمال تحریم را بر ملت ایران فراهم آورند. و اما به دلیل تحولات پرشتاب منطقه، دولت چین ناچار شد، با عقب‌نشینی از مواضع خود، همکاری هسته‌ای با ملایان را به صورت رسمی تکذیب کند،‌ و ترور «احمدی روشن» پیامد مستقیم «عقب‌نشینی» چین بود.

چین با تکذیب همکاری هسته‌ای با جمکران در واقع به زبان بی‌زبانی تأکید کرد: «دیگر ادامة این همکاری‌ها امکان ندارد!» اینچنین بود که حکومت ملایان در ماجرای هسته‌ای به بن‌بست افتاد و ساواک جمکران پنداشت با ترور معاون بازرگانی نیروگاه نطنز می‌تواند از یک‌سو آمریکا و اسرائیل را «دشمن» پیشرفت‌های هسته‌ای حکومت جلوه دهد،‌ و از سوی دیگر، با تبدیل این قتل به ابزار تبلیغات و پافشاری بر تداوم فعالیت‌های هسته‌ای، خود را از بن‌بست برهاند. اما ساواک جمکران و اربابان جنایتکارش در لندن و واشنگتن سخت کور خوانده‌اند. «آدم‌کشی» و سرکوب در ایران دیگر کارساز سیاست «شهرک‌سازی» اسرائیل نخواهد شد. اربابان حکومت مرده‌شویان نیز دریافته‌اند که با این جنایات نمی‌توانند منافع‌شان را آنطور که باید و شاید در ایران تأمین کنند. از اینرو پادوهای‌شان را به همکاری با ترکیه و شیخک قطر تشویق کرده‌اند.

در این راستا علی لاریجانی به آنکارا رفت، و همزمان با انتشار خبر افزایش نرخ بهرة بانکی گفته شد، «بوشهر به مرکز تجارت با قطر تبدیل می‌شود!» به عبارت دیگر، حکومت مرده‌شویان برای حفظ نفوذ «منطقة دلار» از مزدوری فروگذار نخواهد کرد. هر چند در این گیرودار، مهرورزی در کوبا شعار می‌داد: «سرمایه داری به بن بست رسیده.» سایت فرانسه زبان نووستی، ‌مورخ 13 ژانویه 2012 مطلبی تحت عنوان، «کاپیتالیسم در بن‌بست افتاده» منتشر کرده و تصویر مهرورزی در کنار فیدل کاسترو زینت بخش مطلب نووستی شده.

ولی آنچه در واقع به بن‌بست رسیده، سرمایه‌داری از نوع «چادرسیا» است، یعنی سرمایه‌داری لات و اوباش پیرو خط‌امام. سفر پاسدار لاریجانی به آنکارا، و همچنین روسری گل‌منگلی عیا‌ل صالحی با چادرسیاه، بن‌بست کذا را بخوبی بازتاب می‌دهد. اربابان حکومت اسلامی می‌کوشند از طریق ترکیه، دارودستة میرحسین موسوی، یعنی محفل کودتای آیرون‌ساید را مورد حمایت قرار دهند. روشن‌تر بگوئیم، سفر لاریجانی به آنکارا با هدف ابتر کردن سفر مهرورزی به آمریکای لاتین صورت گرفته.

خلاصه دردسرتان ندهیم حکومت جمکران آشکارا شکاف برداشته. و به همین دلیل است که در آستانة‌ مسافرت دیوید کامرون به عربستان، شاهد بازتولید کسالت‌آور سناریوهای تکراری آنگلوساکسون‌ها از قماش «ترور دانشمند هسته‌ای، ‌ جاسوس‌گیری، تهدید به بستن تنگة هرمز و ...» ‌و از همه مهم‌تر تنظیم وق‌وقیة جمعه بر محور «دشمنی غرب با جهان اسلام» هستیم.

«دیویدکامرون وارد عربستان شد»، «کاپیتالیسم در بن‌بست قرار گرفته»، «نرخ بهرة‌ بانکی به 21 درصد رسید»، «ما برای مذاکرات جدی با گروه 1+ 5 آماده‌ایم»، «گسترش تحریم‌ها با هدف براندازی حکومت اسلامی صورت می‌گیرد»، «آلمان سه زیردریائی هسته‌ای به اسرائیل تحویل داد»،‌ «تنگة‌ هرمز را می‌بندیم»، «آمریکا بسته شدن تنگة‌ هرمز را تحمل نخواهد کرد»، «ژیل ژاکیه، گزارشگر ارشد تلویزیون دولتی فرانسه در شهر حمص، ‌ مقر شورشیان مسلح سوریه کشته شد»، «رئیس هیئت ناظر اتحادیه عرب در سوریه، عضو الجزایری این هیئت را به دلیل دروغ‌پراکنی اخراج کرد»، «11 ژانویه،‌ همزمان با سفر ویلیام برنز به مصر، یک مشروب‌فروشی در لبنان منفجر شد»، «آخرین شاهکار هولیوود پیرامون زندگی مارگارت تاچر، همزمان با فیلم غسل میت به شیوة آمریکائی در افغانستان به بازار آمد» و ... و از همه مهم‌تر، انتقال وسائل شخصی حاج بخشی به موزه بود.

بله افسوس که ایرج گرگین رفت و فرصت نیافت مطالب شیوای رادیوفردا و بی‌بی‌سی را در مدح یک لات و چاقوکش مطالعه کند. یکی از خوانندگان گرامی این وبلاگ پیرامون مقالة وزین شیخ مسعود بهنود پیامی به این شرح ارسال کرده‌اند:

«با درود فراوان، این آخوند بهنود در مقاله خود اصلاً به چاقوکشی‌‌های این مرتیکه روانی‌ در خیابان‌ها اشاره نکرده است، و اینکه چطور با اراذل اوباش خود در خیابان‌ها مردم ایران را ترور روانی‌ و جسمی‌ می‌کردند. تف به این بی‌‌همتی و خودفروشی این مردک. سپاس»

خوانندة گرامی! حاج بخشی، همچون ماشاالله قصاب، زهراخانوم و ... و خانوم سیحون از ارکان نظام بود، و شیخ مسعود یا بهتر است بگوئیم بی‌بی‌سی و دیگر بوق‌های آنگلوساکسون‌ها جز «حفظ نظام» وظیفه‌ای نداشته و ندارند. درست است که شیخ مسعود همچون شیخ صادق صبا و شرکاء «مستقل» تشریف دارند ولی اگر استقلال‌شان از چارچوب منافع استعمار خارج شود، به سرنوشت «ژیل ژاکیه» دچار می‌شوند.

ژیل ژاکیه وقایع عراق، مصر و ... و لیبی را پوشش داده بود. اما در سوریه این امکان را نیافت. می‌گویند دولت سوریه مانع ورود خبرنگاران غرب می‌شود؛ ولی همین دولت برای تهیه گزارش در شهر حمص به «ژاکیه» مجوز داد و محافظان مسلح در اختیارش گذاشت. اما معلوم نیست گزارشگر فرانسوی در این شهر چه دید، یا چه‌ها شنید که در برابر دیدگان همسرش کشته شد؛ تا درس عبرتی باشد برای خبرنگارانی که می‌خواهند رخدادهای سوریه را آنطور که هست، یعنی خارج از چارچوب پروپاگاند رسمی سازمان سیا بازتاب دهند. قتل «ژیل ژاکیه» در واقع «پیامی» بود به همة خبرنگاران! همه می‌باید حمص را فراموش کنند و بپذیرند که دولت سوریه،‌ علیرغم تعهد رسمی بشار اسد به «برگزاری رفراندوم» در ماه مارس و مراجعه به آرای عمومی برای کناره‌گیری از قدرت، به کشتار غیرنظامیان مشغول است! حال آنکه ارتش آدمخوار ناتو شهر حمص را به مقر اوباش مسلح تبدیل کرده و حکومت جمکران نیز همانطور که در افغانستان و عراق از مزدوری برای اشغالگران فروگذار نکرد، در هم‌سوئی با ارتش ناتو به این اوباش در سوریه کمک نظامی می‌رساند. اینان برای بازتولید کودتای ننگین 22 بهمن 1357 در سوریه تلاش می‌کنند، و به همین دلیل است که شاهد گشت و گذار زیردریائی‌های اتمی اسرائیل در آب‌های منطقه هستیم.

این زیردریائی‌ها را آلمان با چراغ سبز یانکی‌ها برای ارتش اسرائیل می‌سازد؛ به این امید که روسیه به «دمکراسی» یلتسین بازگردد و نان کودورکوفسکی‌ها، ‌ بره‌زوفسکی‌ها و اصولاً نان «اوفسکی‌ها» در روغن بیشتری شناور شود. چرا که «اوف‌ها» و «اوفسکی‌ها» در یک سنگر نشسته‌اند، «سنگر حق!»

پریدوش، یکی از کانال‌های تلویزیون فرانسه، در حسرت دمکراسی «یلتسین» آه می‌کشید و آرزو می‌کرد در روسیه «انقلاب» شود! پیش از بررسی برنامة روضه و زوزة حضرات برای یلتسین روشن‌ضمیر بد نیست در مورد آنچه در «حمص» می‌گذرد توضیحاتی بیاوریم.

حمص مقر شورشیان مسلحی است که جز سرنگونی دولت، یعنی جایگزین کردن استبداد فرسوده با استبداد تازه نفس هیچ هدفی دنبال نمی‌کنند. اینان می‌خواهند با اجرای سناریوئی که 33 سال پیش سازمان سیا با تأیید حکومت «اوف‌های» شوروی در ایران به اجرا در آورد، ملت سوریه را از «گذار قانونی» به یک نظام دمکراتیک محروم کنند و در سوریه نیز یک دولت خیابانی و نظم شکن به قدرت برسانند. دولتی که مانند دولت محمد مصدق، یا دولت شیخ مهدی بازرگان برای حفظ قدرت، یا واگذاری آن همواره به شعبان جعفری‌ها، ماشاالله قصاب‌ها و حاج بخشی‌ها و ملکه اعتضادی‌ها نیاز داشته باشد. یعنی یک حکومت «مردمی» و بیگانه با ملت که همچون حکومت خودفروختة جمکران، همواره در تضاد با عملکرد واقعی‌اش شعار ‌دهد. از آنجمله است شعار «نبرد با آمریکا» و ادعای ابلهانة «تنگة‌ هرمز را می‌بندیم» و... شعارهائی که در عمل، به تقویت حضور نظامی یانکی‌ها و شرکای بریتانیائی‌شان در خلیج فارس منجر شده.

همه بدانند و آگاه باشند که «غرب» از ترس سپاه اسلام رزمناو جنگی به خلیج فارس اعزام می‌کند! و از قضای روزگار نجات فرضی ماهیگیران فرضاً اسیر ایرانی را نیز مدیون یکی از همین رزمناوهای یانکی‌ها هستیم! اینان بودند که ویراست مردانة‌ «برباد رفته» را به اجرا درآوردند و بعضی‌ها را به هوس «ماهیگیری» و قایقرانی انداختند!

در میان توفان،‌ هم‌پیمان با قایقرانان
گذشته از جان باید بگذشت از توفان‌ها
به نیمه شب‌ها دارم با یارم پیمان‌ها

امان از بدآموزی! از وقتی رسانه‌ها تصویر آن ماهیگیر فرضاً اسیر ایرانی را در آغوش آن نظامی یانکی منتشر کردند، و همه دیدند که چند نظامی دیگر هم برای در آغوش گرفتن آن ماهیگیر خوشبخت صف کشیده‌اند، «طلاب» هوس ماهیگیری در دریای عرب کرده و با موتور لنج، بلم، قایق پلاستیکی،‌ کشتی لاستیکی، تشک بادی و حتی با جلیقة‌ نجات و دمپائی پلاستیکی به سوی خلیج همیشه فارس می‌شتابند. اتفاقاً ناوگان یانکی‌ها چند نفر دیگر از این اسرای صحرای کربلا را نجات داد، ولی به دلیل ترور «احمدی روشن»، و همچنین انتشار فیلم «مرده‌شوئی» سربازان آمریکائی در افغانستان،‌ «لئون پانه‌تا» رسانه‌های جهان را فرمود، «مگه کار و زندگی ندارین که از مهرورزی نظامیان ما با ماهیگیران اسیر عکس می‌گیرین؟ از سرنوشت ژیل ژاکیه عبرت بگیرین!»

اینجا بود که خبرنگاران و عکاسان فهمیدند، بجای فضولی در امور عموسام و انتشار عکس‌دیده بوسی گاوچران‌ها با ماهیگیران قم، می‌باید تصاویر مهرورزی را منتشر کنند؛ تصویر مهرورزی با دانیل‌اورتگا و هوگوچاوز، به طوری که بیننده نتواند چهرة آن کاردینال کلاه قرمزی را ببیند و به یاد همکاری صمیمانة واتیکان با سازمان سیا و کودتاچی‌های آمریکای لاتین،‌ به ویژه کودتای «برحق» شیلی بیفتد. چرا که اینکشور روابط ویژه‌ای با آلمان داشته و دارد. البته ایتالیا هم روابط ویژه‌ای با آلمان داشته و دارد، ولی خوب در عالم همسایگی، شرایط متفاوت است.

در چارچوب همین «همسایگی»، در برنامة تلویزیونی فرانسه، ‌ «ماریو مونتی» را «مرد محترمی» معرفی می‌کنند! فردی را که در یک دمکراسی «گلدمن‌ساکس» بجای نخست‌وزیر قانونی ‌نشانده و ایشان با کاهش بودجة خدمات دولتی، 30 میلیارد یورو برای خرید اسقاطی‌های پنتاگون اختصاص ‌داده‌اند. ولی محترم بودن ایشان به این مختصر محدود نمی‌ماند، حضرت ماریو مونتی پس از این دست‌ودل‌بازی، از صندوق بین‌المللی پول مبلغ 12 میلیارد دلار وام با بهرة 3 درصد دریافت می‌دارند! باید بپذیریم که ایشان فرد بسیار «محترمی» هستند. این است معیار «احترام» در منطقة دلار! هر کس انسان‌ها را بیشتر به چنگال فقر گرفتار کند، و بیشتر از یانکی‌ها اسلحه بخرد، «محترم‌تر» می‌شود! و این است دلیل جنجال رسانه‌های غرب بر علیه جناح پوتین! این جناح نمی‌خواهد روسیه را به عضویت ناتو در آورد و ارتش را تحت فرماندهی پنتاگون قرار دهد. این است دلیل جابجائی‌ مقامات روسیه پس از انتخاباتی که جایگاه حزب «روسیة‌ واحد» را تضعیف کرد!

در این راستا، جایگزینی سرگئی ایوانف با دیمیتری روگزین، نمایندة روسیه در سازمان ناتو، نشان کاهش گرایش به غرب در سیاست آیندة روسیه است. خبر احداث قریب‌الوقوع سامانة رادار موشکی در «ایرکوتسک» شاهدی است براین مدعا. به گزارش سایت انگلیسی زبان نووستی،‌ مورخ 8 ژانویه 2012، موشک‌های این پایگاه با برد 6 هزار کیلومتر از توانائی ردیابی همزمان 500 «شیئی» برخوردارند. یادآور شویم در داستان «میشل ستروگف»، مقصد نهائی پرسوناژ اصلی «ایرکوتسک» بود! در هر حال، این منطقه در حوالی مغولستان و چین واقع شده و اگر موشکی با برد 6 هزار کیلومتر از «ایرکوتسک» شلیک شود، از فراز خاک چین عبور کرده و در آنسوی مرزهای این کشور به پایگاه‌های یانکی‌ها اصابت خواهد نمود. خلاصه کنار رفتن دیمیتری مدودف از انتخابات ریاست جمهوری روسیه خیلی‌ها را به پریشان‌گوئی انداخت و همچون فیلم زندگی «پربار» مارگارت تاچر، باعث انبساط خاطر «ما» شد!

بین خودمان بماند، «تاچر» خیلی خیلی «محترم» بود؛ علاوه بر نابودی سندیکاهای کارگری، و گسترش جنگ در لبنان، ایران و ... زینب‌وار از آپارتاید و هولیگانیسم دفاع به عمل آورد. از اینرو هیچ خبرنگاری از وضعیت اسف‌بار کارگران معادن ذغال سنگ در انگلستان گزارش تهیه نکرد تا هولیوود بتواند از زندگی این «زن محترم» فیلم بسازد، و همه را ابله بیانگارد!

پریدوش در همان برنامة تلویزیونی که خیلی خیلی سطحش بالاست، متخصصان گرد‌ آمده و به بهانة‌ اظهار نظر پیرامون شرایط «مجارستان»، برای انقلاب در روسیه دست به دعا برداشته و از «دمکراسی» یلتسین قصه‌ها می‌گفتند. یکی مورخ بود،‌ یکی متخصص سیاست داخلی روسیه، و ... و خلاصه همه از «دیپلم به بالا» صحبت می‌کردند، مخاطب هم تحت تأثیر «علم و دانش» اینان می‌افتاد توی چاه. نهایت امر، بحث علمی‌شان به اینجا رسید که در روسیه سانسور و سرکوب بیداد می‌کند،‌ و به همین دلیل مخالفان دولت برای بیان افکار و عقایدشان از شبکة اینترنت استفاده می‌کنند!

به عبارت دیگر، یک دولت سرکوبگر و تمامیت‌خواه در روسیه قدرت را قبضه کرده ولی فراموش کرده اینترنت را سانسور ‌کند! با این وجود، بحث علمی حضرات به این مختصر محدود نماند. اینان می‌گفتند در دوران ریاست جمهوری مدودف حاکمیت پلیسی در روسیه تقویت شده. ولی بعد از چند دقیقه گفت‌وشنود پربار، گویا فراموش کردند چه گفته بودند، چرا که افسوس می‌خوردند که پوتین باعث شد مدودف به حاشیه رانده شود. سپس یکی از صاحبنظران را پرسیدند،‌ «اگر در روسیه انقلاب شود، آیا امیدی هست که دیمیتری مدودف رهبری آن را بر عهده گیرد؟!»

جونم براتون بگه، این برنامة‌ جدی و سطح بالا آنقدر ما را خنداند که از روی کاناپه سر خوردیم و افتادیم زمین؛ ولی همچنان می‌خندیدیم! چرا که همزمان با بحث سیاسی کذا صدای طلاب قم را می‌شنیدیم که بیتابانه برای «اسیر» شدن در سواحل خلیج فارس صف کشیده و گریه‌کنان می‌خواندند:

مرا ببوس، مرا ببوس،
برای آخرین بار!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید15ژانویه2012

unblock4.me
unblockwebsite.co.uk
https://search-proxy.com
https://comebrowse.me
pavsta.com
xxxproxyxxx.com
vpnbrowse.com
revisionisamazing.info
superrevealer.info
hollo.in
unnava.in
offshoreanonymous.info
unblockedpages.com
https://proxymyip.com
https://smartwebproxy.com
proxydojo.com
t-dz.com
hiddenprivacy.info
privacyunblocker.info
webproxy4.co.uk
hiddenunblocked.info
proxylease.info
revisionisboring.info
proxynow.org
foxy-proxy.info
futureshares.tk
vpnpepper.info
aeongains.tk
accreditednet.tk
schoolproxies2012.info
pennystocksurf.tk
anonymouspepper.info
whyilikethis.in
forexpeers.tk
rocksurfing.tk
wifihdmi.tk
fxspreadsurf.tk
surftgif.tk
webstock.tk
freeproxylips.info
eurobrokersonline.tk
virtualmaze.tk
freeschools.tk
proxysite.in
revisionisgreat.info
idealearnings.in
schoolisamazing.info
gplusproxy.com
ninja-proxy.net
uktunnel.info
playproxy.com
face-book-proxy.info

Appendix

Latest Entries

Latest journals

Profile

Author:Nahid Roxan
Welcome to FC2

Search form

ناهید رکسان در توئیتر

Powered By FC2 BLOG

Let's start blogging!!!

Powered by FC2BLOG