Latest Entries
مرگ و میشل
![]()
بخوان به نام هیتلر!
برای گسترش «ارزشهای» هیتلر روشنضمیر، محفل فاشیسم بینالملل به دو قطب کاذب «اسلامستیز» و «اسلامپرست» تقسیم شده. دو قطب کذا بر یوتوپیای «یک کشور، یک مذهب» و توحش «احترام به ادیان» پای میفشارد. به همین دلیل است که دستگاه تبلیغات آلمان، با توسل به «ایران» و «اسلام» معلق زدن جمکرانیان را در مسیر سرکوب «آزادی بیان» به نمایش گذاشته. خارج از «شپیگل» که به شیرین عبادی تریبون داده، در سیرک هیتلر، چندین و چند لوطی و عنتر به وراجی و مزخرفبافی پیرامون یک تصنیف مشغول شده و برای مقدسات اسلام، مقدسات اسلام خوب و مقدسات اسلام «سبز» چه سینهها که نمیزنند.
پیشتر گروهی از همین عنترها، با توسل به تصاویر گلشیفته فراهانی، سنگر حق و باطل بر پا کرده، برای جنبش سبز و اسلامشان معرکه گرفته بودند. ولی آنزمان سیرک کذا تحت نظارت سازمان سیا اداره میشد. اینبار عموسام به دلیل تغییر شرایط صحنه را به آلمان سپرده. مسافرت سناتور «روکار» به ایران در راستای همین تغییر شرایط صورت گرفته! در این شرایط دیگر مشکل میتوان ایران را به «پل پیروزی» تبدیل کرد؛ هر چند در سوریه فاشیستها دستبردار نیستند.
هدف از انفجار بمب در سوریه، قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان در ینگهدنیاست! بله، تعجب نکنیم! «متجاوز» هیچ مسیری جز «تجاوز» نمیشناسد؛ «دوستان سوریه» را دستکم نگیریم! همگی به پیروی از هیتلر روشن ضمیرشان، تعلقات قومی، نژادی، باورهای مذهبی و گرایشات جنسی «اقلیتها» را به ابزار سرکوب انسان تبدیل میکنند. هیتلر هم با توسل به تعلقات قومی یهودیان، به قلع و قمع چپگرایان پرداخت و کولیها، معلولین و برخی از همجنسگرایان را نیز به اردوگاه کار اجباری فرستاد، اینهمه برای خالی کردن جیب آلمانیها! پس از گذشت دههها، شاهدیم که همین روند تجاوز در آلمان «بهینه» شد و آن را به ینگهدنیا و کشورهای مسلماننشین نیز صادر کردند.
فاشیستها به این نتیجه رسیدهاند که اینبار میباید بجای «ابراز نفرت» از اقلیتهای سرکوب شده در دوران هیتلر، به آنان «تقدس» بخشید. اینگونه است که سهپایة «اسرائیل»، «صندلی چرخدار» و «گرایش به همجنس» از چنین اهمیت تبلیغاتیای برخوردار شده و «تقدس» یافته! تبلور این سه پایة توحش را در دولت آنجلا مرکل به صراحت میبینیم. وزارت اقتصاد آلمان با «صندلی چرخدار» شناسائی میشود و وزارت امور خارجهاش با گرایش به همجنس. دولت آلمان به دولت متجاوز اسرائیل زیردریائی اتمی میفروشد، و وزیرامورخارجهاش برای سوریه «راه حل یمنی» پیشنهاد میکند! «راه حل یمنی»، برای سوریه، همان نادیده گرفتن ملت سوریه و مطالباتاش، یعنی تحمیل کودتای آمریکائی یمن بر کشور سوریه است. از همه مهمتر این «راه حل» به معنای تحمیل توحش اسلامگرایان بر ملت سوریه نیز خواهد بود. البته «وستروله» در جایگاهی نیست که برای سوریه تعیین تکلیف کند؛ آلمان کشوری است اشغال شده و فاقد سیاست خارجی! اقتصاد این کشور هم در گرو صادرات تولیداتاش به آمریکا و حوزة نفوذ دلار است. خلاصه، آلمان کمابیش در شرایط چین قرار گرفته و به همین دلیل در همسوئی با پکن از اسلامگرائی و سرکوب انسان دفاع میکند.
«سرکوب انسان» چیست؟ در زمینة فردی و اجتماعی سرکوب انسان از «نماد قدرت» در خانواده آغاز میشود و سپس در جامعه «امتداد» مییابد. اینهمه به شرط اینکه نظام حاکم بر جامعه دمکراتیک نباشد. این است دلیل طبل زدن رسانههای غرب برای «بهار عرب» و همین است دلیل خفقان دکههای حقوق بشر لندن و واشنگتن در برابر عملیات خرابکارانة «معترضان» سوریه. سکوت دکان حقوق بشر در برابر کشتار مردم سوریه دلایل بسیار بسیار موجه دارد! از آنجمله است تأمین انزوای کاذب برای اسرائیل، و ممانعت از استقرار صلح در منطقه.
وقوع «انقلاب اسلامی» در ایران، جنگ در عراق و اخیراً «بهار عرب» تاکنون تحقق این اهداف مقدس را امکانپذیر کرده بود، ولی این روند توحش که به مذاق محفل «میشل فوکو» بسیار خوش میآمد، به دلیل دخالت روسیه در بحران سوریه با اشکال جدی روبرو شد. در نتیجه، باراک اوباما به ناچار آخرین تیر را از ترکش محفل هیتلر «روشنضمیر» بیرون کشیده و به طبل زدن برای «ازدواج همجنسگرایان» پرداخت؛ جای تعجب نیست!
مانند همة استعمارگران، حاکمیت آمریکا در راه تأمین منافع نامشروع خود به گسترش خشونت، یعنی تجاوز به حریم خصوصی انسانها نیاز داشته، دارد و خواهد داشت. طی جنگ سرد، این حاکمیت انسانستیز با بهرهبرداری تبلیغاتی از استالینیسم حاکم بر شوروی، خود را «مدافع حقوق بشر» جا میزد. ولی با فروپاشی اتحاد شوروی چهرة واقعی حاکمیت ایالات متحد نیز آشکار شده. این حاکمیت در واقع نمونة «یانکی» فاشیسم هیتلری است و همچون نمونة هیتلر بر تعلقات قومی، نژادی، دینی و گرایشات جنسی انسانها تمرکز یافته. با این تفاوت که حاکمیت آمریکا برای تأمین برتری محافل سرمایهداری آنگلوساکسون، از یکسو «اسلام» و حکومتهای اسلامی را بجای «نژاد» به اصطلاح «پست» سامی و «دین یهود» نشانده، و از سوی دیگر، حاکمیت اسرائیل و همجنسگرائی را در هر فرصت به «ارزش» میگذارد! به این ترتیب است که حکومتهای اسلامی در همگامی با واشنگتن و از طریق تخطئة این «ارزشها»، گاوچرانها را در جایگاه «برتر» قرار میدهند.
دلیل هم روشن است؛ حاکمیت اسرائیل متجاوز و اشغالگر است، و همجنسگرائی هم از منهیات «ادیان ابراهیمی» به شمار میرود. در یک جامعة بهنجار، همجنسگرائی مورد ستایش قرار نمیگیرد، همچنانکه از منظر حقوق و قوانین بینالمللی، تجاوز به کشورها و سرزمینهای دیگر پذیرفتنی نیست. در نتیجه، «نفی» اسرائیل و «همجنسگرائی» توسط حکومتهای اسلامی در افکار عمومی به راحتی «توجیه» میشود. حال آنکه این برخورد از پایه و اساس «غیرمنطقی» و غیر دمکراتیک است!
از یکسو، همجنسگرا، به عنوان انسان میباید از حقوق انسانی برخوردار گردد، و از سوی دیگر، حق موجودیت اسرائیل نیز به عنوان عضو رسمی سازمان ملل میباید رعایت شود. اما یانکیها با تبدیل همجنسگرائی و اسرائیل به شعارهای «انتخاباتی» و تبلیغاتی، در خارج مرزها زمینة سرکوب اسرائیلیها را فراهم میآورند، و در داخل نیز زمینة سرکوب همجنسگرایان را!
خلاصه اگر «شانس» بیاوریم، ممکن است در راستای این سیاست توحشپرور بزودی «کریستین کوئین» در جایگاه شهردار نیویورک بنشیند! دلیل هم اینکه ایشان از سالها پیش گرایشات جنسی مبارکشان را در بوق گذاشتهاند! بله، معیار انتخاب شهردار، لیاقت و سابقه و مهارت و مدیریت و «مزخرفاتی» از این دست نیست، «خودتخریبی» است! همانطورکه اسلامگرایان از طریق رسانهای کردن توهمات و «باورهایشان» در مناطق مسلماننشین با حمایت غرب به قدرت میرسند، در ینگه دنیا نیز هر کس تجاوز به حریم خصوصیاش را بپذیرد و اجازه دهد «گرایشاش به همجنس» تبدیل به خوراک رسانهای شود، مورد حمایت محفل باراک اوباما قرار خواهد گرفت! یادآور شویم هیچ اهمیتی ندارد که این گرایشات «واقعی» باشد، مهم این است که فرد، تهاجم رسانهها را به حریم خصوصیاشی بپذیرد؛ «کریستین کوئین» این تهاجم را پذیرفته. و کسی که از «تجاوز» به حریم خصوصیاش استقبال میکند، به طریق اولی زمینة تجاوز به حریم خصوصی دیگران را نیز فراهم خواهد آورد. برای طویلة مککارتی، این قماش افراد حکم «پل پیروزی» را دارند! ماجرای «استقلال» پهلوی اول و تبدیل ایران به «پل پیروزی» را که فراموش نکردهایم.
باری به گزارش فیگارو، مورخ 11 مه 2012 قرار است کریستین کوئین، در تاریخ 19 مه 2012، پیش پای فرانسوا اولاند در ینگه دنیا ازدواج کند و مسلماً دروازههای ترقی و پیشرفت، به ویژه دروازههای تمدن «اسلام عزیز» حاج روحالله و میشل فوکو به روی ایشان گشوده خواهد شد! بله، میشل فوکو را دستکم نگیریم، که تلاشهای محفل ایشان، تجاوز به کودکان را «فرهنگ» تعریف کرد!
روند کار چنین بود که ابتدا در پروپاگاند ناتو، انسانستیزی و مرگپرستی «دین» با «فرهنگ» در ترادف قرار گرفت. سپس، پامنبریهای طویلة مککارتی برای سرکوب ایرانیان و دیگر ساکنان مناطق مسلماننشین به دو قطب کاذب «اسلامستیز» و «اسلامپرست» تقسیم شدند. گروه اول به بهانة «دفاع از اسرائیل»، دکان اسلامستیزی باز کرد. حال آنکه گروه دوم بر استخراج الگوی «اقتصادی ـ اجتماعی» از توحش و توهم صحرانشینان عربستان متمرکز شد تا بتواند با نفی همزمان «انسان»، «زمان» و «مکان»، ناهنجاریهای تحجر و توحش دین اسلام، نظیر زنستیزی، تعددزوجات و به ویژه «کودک بارگی» را به «ارزش» تبدیل کند. جالب اینکه میشل فوکو در همین گروه فعالیت داشت. همین فرد برای توجیه سوءاستفادة جنسی از کودکان تومار جمع میکرد! ایشان ارتباط جنسی فرد بالغ با فرد نابالغ را، در صورت رضایت طرفین، «مجاز» میخواستند! ما هم در این مقطع ناچاریم تا حدودی وارد جزئیات شویم و توضیح دهیم که برای فرد بالغ و بهنجار، ارتباط جنسی «لذت جنسی» به همراه دارد، حال آنکه فرد نابالغ، بهنجار یا نابهنجار، در هر حال به دلیل عدم بلوغ جنسی با این «لذت» بیگانه است!
در نتیجه ارتباط جنسی با فرد نابالغ در هرحال «تجاوز» به شمار میرود، چرا که از منظر حقوقی نمیتواند «دوسویه» و «انسانی» تلقی شود. اهداف و خواستههای فرد بالغ از ارتباط جنسی هرگز بر خواستهای فرد نابالغ منطبق نخواهد شد. ولی خوب، برای «متجاوز» این مسائل هیچ اهمیتی ندارد، و میشل فوکو هم اگر در مورد زندگی جنسیاش افشاگری نشده، در عرصة فردی و اجتماعی از هر نظر یک متجاوز تراز اول به شمار میآید.
میشل فوکو دوبار دست به خودکشی زده و در واقع تهاجم را از تجاوز به حریم زندگی خود آغاز کرده. در مراحل بعدی، این تجاوز در قالب «اعمال نفوذ» و دور زدن قوانین و مقررات تجلی میکند. چرا که براساس مقررات آکادمیک فرانسه، میشل فوکو میبایست پیش از تدریس فلسفه در دانشگاه، به تدریس فلسفه در دبیرستان بپردازد. ولی ایشان با اعمال نفوذ برخی «محافل» از این مرحله معاف میشوند، و مستقیماً در جایگاه استاد دانشگاه مینشینند! موضعی که باز هم به دلیل اجبار در «تدریس» برایشان خوشایند نبود، به همین دلیل خود را با سرعت به «کولژ دوفرانس» منتقل کرده، تمامی وقت گرانبهایشان را صرف «مطالعه» و تحقیق مینمایند. بله، «از ما بهتران» در «کولژ دو فرانس»، همچون میشل فوکو هیچ ارتباطی با جماعت دانشجو ندارند، با دریافت حقوقهای گزاف، اوقاتشان به «تحقیق» میگذرد!
«تحقیقات» میشل فوکو به کنار، مقالات وزین وی در ستایش از «انقلاب» اسلامی روحالله خمینی در راستای همان مزخرفاتی به رشتة تحریر درآمد که بعدها تحت عنوان گوسالهفریب «گذار به دمکراسی» از قلم الکن «رابرت مکفال»، تراوش کرد. پیشتر در مورد چرندیات «مکفال» توضیح دادهایم. این فرد در کمال وقاحت میگوید، ایرانی حق دارد بین استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی «انتخاب» کند. «مقالات» میشل فوکو هم در وقاحت و حماقت دست کمی از «تفکرات» عمیق «مکفال» ندارد.
میشل فوکو از فرانسه برای ملت ایران نسخة «مرگ» و نیستی میپیچید، و خودفروختگانی نظیر بنیصدر هم برایاش پامنبری میخواندند. جالب اینجاست که افراطگرائی فوکو و شیفتگیاش به «مرگ» مورد بررسی «جیمز میلر» قرار گرفته؛ هر چند ترجمة اثر «میلر» به زبان فرانسه در دسترس است! ولی بعضیها مصلحتشان چنین ایجاب میکند که افکار عمومی فرانسه در جریان شیفتگی میشل فوکو به «مرگ» قرار نگیرد. چرا که بنابرتعریف، «مرگپرستی» از ویژگیهای فاشیسم است و انتساب فوکو به فاشیسم، تصویر «مقدس» ایشان را مخدوش میکند. و این امر تهدیدی است برای منافع محافل غرب در کشورهای مسلماننشین، به ویژه در کشور ایران که با کودتای کلنل آیرونساید پای در روند استعماری «شیخوشاه» گذارد. 33 سال از استقرار حکومت فاشیسم اسلامی در ایران میگذرد، و حاکمیت فرانسه همچنان در جمال بیمثال اکبر بهرمانی و محمد خاتمی سیاستمدار «میانهرو» رویت کرده و ضمن طبل زدن برای اسلام خوب و «هنر» مرجان ابراهیمی، دستنوازشی به سروگوش اراذل «تحکیم وحدت» کشیده و ... و خلاصه در راه بازتولید «انقلاب»، و بازگشت به دوران نورانی «امام» از هیچ کوششی فروگذار نکرده!
اما جنگ سرد مدتهاست که به پایان رسیده و ادامة سیاستهای آن دوران طلائی دیگر امکانپذیر نیست. به عبارت دیگر، زمینة برگزاری نمایش «کنفرانس تهران» و اهدای شمشیر به رفیق استالین وجود ندارد. اینبار میباید بازندگان جنگ دوم جهانی از برندگان این جنگ متمایز شوند. و فراموش نکنیم که فرانسه برندة جنگ نیست، آلمان و ژاپن هم از جمله کشورهای «محور» و از بازندگان این جنگ به شمار میروند.
و اما روسیه در واقع سرنوشت این جنگ را رقم زده. و این است دلیل واقعی برچیده شدن نیروگاههای هستهای ژاپن! حال با توجه به جایگاه واقعی فرانسه در جنگ جهانی دوم، و با در نظر گرفتن سیاست «سنتی» این کشور در ایران، منطقاً میباید شاهد عقبنشینی حاکمیت فرانسه در منطقه باشیم. مسافرت «میشل روکار» به ایران در واقع با هدف فراهم آوردن مقدمات همین عقبنشینی صورت گرفته. به استنباط ما در آستانة ورود «روکار» به ایران، قتل 4 سرباز بریتانیائی همزمان با ترور «ارسلا رحمانی»، از مقامات حکومت طالبان و عضو عالیرتبة «شورای صلح افغانستان»، پیام روشنی به حامیان «طالبان» در غرب فرستاد.
فیلترشکنهای جدید14مه2012
pretender.info
illgo.info
peril.info
wewin.info
spyme.info
stableweb.info
cooltiger.info
earmarks.info
stream2go.info
breadsticks.info
mathlesson.info
timeouts.info
weaken.info
logically.info
internetpresenter.in
wefool.info
soared.info
nolag.info
snowapple.info
multiplicity.info
schoolessay.info
fastaccesses.info
greygoblin.info
spawned.info
sniffing.info
gobook.info
fortproxy.info
playschool.info
aumyspace.info
handsomeproxy.info
happykid.info
privacy24.info
streamsurfer.info
tunnelfly.info
sparkler.info
freshshrimp.info
coldblooded.info
teenguys.info
mallrat.info
wordsurfer.info
cleaned.info
tigerstory.info
webdad.info
humpy.info
nightshade.info
placesite.info
proxyamerican.com
gallows.info
jinxed.info
tourbrowser.info
سافت و سوسیالیست
![]()
«[...]تمام فلسفة اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن بگیرند اسلام رویهم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد[...] یکدسته [...] برای تأئید حرص و آز و شهوت و خودپسندی و جاهطلبی خودشان[...] دنیای نامرئی و خدای قهاری تصور کردهاند که همان تمایلات پست آنها را دارد[...]»
منبع: توپ مرواری
بحران سیاسی در یونان، ائتلاف حزب کادیما با لیکود در اسرائیل، و ... و از همه مهمتر عقبنشینی اتحادیة اروپا از پروژة «ریاضت اقتصادی» نشان از خرد شدن سه پایة استعماری «آلمان ـ فرانسه ـ اسرائیل» دارد! در واقع سقوط سرکوزی، همان سقوط ویشیستهای متحد هیتلر است، منتهی اینبار یک سوسیالیست به صورت خیلی «سافت»، نقش «دوگل» را ایفا میکند! مسلم بدانیم که تغییر در فرانسه، نه تنها دولت هیتلر مؤنث، که همپالکیهای فاشیستاش را در سراسر آمریکا و اروپا متزلزل خواهد کرد و به طریق اولی حکومتهای توحشپرور منطقه، از قماش حکومت جمکران از پیامد این تزلزل در امان نخواهند بود. به همین دلیل هفته نامة «اکونومیست» که پیشتر به شاخ و شانه کشیدن برای جناح چپ فرانسه مشغول بود و تغییر سیاست اقتصادی در این کشور را با فروپاشی در ترادف قرار میداد، اکنون باد در بادبان پارة حکومت اسلامی و رهبر مفلس آن انداخته، از «مدیریت غیرمتعارف» خامنهای و اعتقاد تل موهوم «مردم فرودست» به این حکومت، برایمان بیبیگوزک میبافد و ... و از آنجا که «وصفالعیش، نصفالعیش»، این بیبیگوزکهای «مید. این. یو. کی» چنان به مذاق پاسدار شریعتمداری خوش آمده که خبر ویژة کیهان، مورخ 18 اردیبهشتماه 1391 را به نقل آنها اختصاص داده:
«[...] آیتالله خامنهاي [...] به روشي غيرمتعارف اما كارساز بحرانها را مديريت ميكند[...] جمهوري اسلامي بر خلاف رژيمهاي ديگر منطقه كه اعتقادي به مذهب ندارند، بر پاية اعتقادات ديني مردم [...] شكل گرفته و همچنان از اين حمايت مردمي بهرهمند است[...]»
بله، «دیگر رژیمهای منطقه» که به مذهب اعتقاد ندارند همان دولت روسیه است که اکونومیست بدبخت جرأت نمیکند از آن نام ببرد. خلاصه اگر ایرانیان از حکومت مذهبی جمکران گریزاناند هیچ اهمیتی ندارد؛ کارفرمایان اکونومیست برای تأمین منافعشان نه تنها به این حکومت «نظمشکن» و «ایرانستیز» نیاز دارند که خیلی هم از این جانوران وحشی خوششان میآید. هماینان بودند که جهت گسترش فقر و بیکاری در اروپا از زوج «مرکل ـ سرکوزی» حمایت میکردند. چرا که رشد فاشیسم در بستر فقر و فرودستی به بهترین وجه امکانپذیر میشود. فرصتطلبی «سنتی» حزب کمونیست فرانسه به کنار، بیدلیل نبود که پس از 5 سال حکومت پلیسی گروه نیکولا سرکوزی، آراء رهبر ویشیستها در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نسبت به گذشته افزایش هم نشان میداد! بله، ریاضت اقتصادی توأم با سرکوب سیاسی و پلیسی به تدریج نتایج مطلوب را به بار آورده بود و محفل نیکولا سرکوزی میپنداشت که میتواند رسماً در استخر فاشیسم شنا کرده، با «جبهةملی» و فاشیستها دولت تشکیل دهد. اینچنین بود که روز جهانی کارگر، نیکولا سرکوزی، طرفداراناش را به میدان کنکورد پاریس آورد و بعضیها ادعا کردند که 200 هزار تن در این «تظاهرات» حضور به هم رسانده بودند!
یادآور شویم حداکثر ظرفیت این میدان، اگر بخواهیم خیلی دست و دلباز باشیم، از 40 هزار نفر فراتر نخواهد رفت! دروغچرا؟ روز پنجم ماه مه 2012، برای مشاهدة ابعاد نوین میدان کنکورد به محل رفتیم ولی دریافتیم این کنکورد همان کنکورد کوچولوی خودمان است! در هر حال، اگر میلیونها فرانسوی هم در میدان کنکورد تجمع کرده بودند هم اهمیتی نداشت؛ نتایج انتخابات، به ویژه در یک دمکراسی، هرگز در خیابان تعیین نمیشود! پس بگذریم و بازگردیم به معجزات پس از دور اول انتخابات فرانسه!
شبکة «بی.اف. ام. تیوی» از عیال «شتروسـ کان» دعوت کرده بود پوشش خبری دور دوم انتخابات را برعهده گیرد، ولی باز هم بساطشان از نیویورک در هم ریخت! ابتدا قاضی دادگاه محاکمة «شتروس ـ کان» را به جرم تجاوز به «نفیسا دیالو» تأئید کرد. بعد هم پروندة درخشان فعالیتهای ایشان در هتل «کارلتون» شهر «لیل» مطرح شد و ... و رسانههای فرانسه به ما گفتند در میهمانیهای هتل کارلتون «تجاوز دستجمعی» صورت میپذیرفت. و از آنجا که «شتروسـ کان»، برخلاف مردهشویان جمکران نمیتوانست این عملیات را به «فرهنگ و ارزشهای دینی» مرتبط کند، لگدی نثار سرکوزی کرد و بر ملا شدن افتضاح «سوفیتل» نیویورک را به حساب او نوشت! در صورتیکه نیکولا سرکوزی، مانند «چپنمایان آلمان» به قبیلة «کلارسفلد» ارادت فراوان دارد و از اشغال سرزمینهای سوریه، لبنان و فلسطین توسط اسرائیل حمایت میکند. بیدلیل نبود که در دور دوم انتخابات، بیش از 80 درصد فرانسویهای ساکن اسرائیل به سرکوزی رأی دادند! برخلاف توهم اسرائیلپرستان، با شایعهپراکنی نمیتوان وابستگیهای محفلی سرکوزی به «شتروس ـ کان» را پنهان داشت!
باری، یک روز پس از اعلام نتایج دور اول انتخابات، پس از اینکه سرکوزی «ریشههای مسیحی» فرانسه را کشف کرد، «مارین لوپن»، رهبر فاشیستها هم رسماً اعلام داشت، آراء جبهة ملی اعتراضی نیست و ما آمادة همکاری هستیم! اینجا بود که بعضیها به ناچار ماجرای حمایت مالی قذافی از سرکوزی را فاش کردند. دلیل هم اینکه یک سیاست نوین به ارائة «تصویر دلپذیر» از فرانسه نیاز دارد و اوجگیری روابط نزدیک «سرکوزی ـ لوپن» این تصویر را مخدوش میکند. پیشتر این دولت ویشی بود که در چنین جایگاهی قرار داشت. و پس از شکست ارتش آلمان، برای آراستن ظاهر فرانسه ناچار شدند ژنرال دوگل را از لندن به پاریس بیاورند تا افتضاح ویشیستها را جمع و جور کنند. از شما چه پنهان، اینبار هم جهت برچیدن دکان «آلمان ـ فرانسه» یک سوسیالیست را با آراء نه چندان چشمگیر، پیروز این انتخابات معرفی کردند، به این امید واهی که همان سناریوی پوسیدة پس از جنگ جهانی دوم، در فرانسه و به طریق اولی در ایران به مورد اجرا در آید! به همین دلیل است که اکونومیست به تحسین توحش و نظمشکنی علی خامنهای نشسته.
خارج از دروغپراکنی و مهمل بافی، اکونومیست قانونشکنی، سرکوب و لاتبازی را رمز موفقیت حکومت اسلامی برشمرده و ادعا میکند، «مردم» هیچ مخالفتی با حکومت توحش ندارند، چرا که به اسلام معتقدند:
«[...] اعتقادات مذهبي مردم باعث شده تا آنها از گروههای مخالف جدا شوند [...]»
باید قبول کرد که «اسلام سنج» اکونومیست حرف ندارد! به عبارت دیگر، قلم زن اکونومیست در همسوئی با روحالله خمینی، مخالفان حکومت اسلامی را «بیدین» میخواند. این رسانه در راستای گسترش توحش و نظمشکنی، تعهد رسمی دولت ایران به قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی را نادیده گرفته، فتوی خامنهای را «ملاک» میداند. جالب اینجاست که برخلاف سنت رایج روحانیت شیعه، اکونومیست نوعی فتوی اختراع کرده که «تغییرناپذیر» نیز هست، یعنی شامل مرور زمان نمیشود و هیچ آخوند دیگری، حتی «آیات عظام مترقی» و محبوب بیبیسی و رادیوفردا هم نمیتوانند آن را نقض کنند:
«[رهبر ایران] بمب اتمی را حرام اعلام كرده [...] اين يك حكم ديني نقضناپذير است. نهادهاي امنيتي آمريكا نيز پذيرفتهاند كه ايران سرگرم توليد سلاح اتمي نيست [...]»
همة این حکایات «مفرح» روز گذشته در خبر ویژة کیهان منتشر شده بود. یعنی همزمان با ادای سوگند ولادیمیر پوتین در کاخ کرملین. یادآور شویم در سایت رسانههای معتبر فرانسه، فیلم این مراسم به صورت «نصفه ـ نیمه» و به همراه دروغهای شاخدار در دسترس مشتاقان قرار گرفت! مهمترین دروغ این بود که «پوتین به قول خود، مبنی بر انتخاب فرمانداران توسط مردم وفا نکرد»، حال آنکه قانون «انتخاب فرمانداران با آراء مردم» مدتهاست که به امضاء دیمیتری مدودف رسیده! در هر حال، دروغپردازی به رسانههای «معتبر» فرانسه محدود نمیشود؛ ورقپارههای جمکران نیز از همین مکتب مقدس پیروی میکنند. به عنوان نمونه، سایت «مهرنیوز»، مورخ 5 اردیبهشتماه سالجاری، از برگزاری مراسم چهارشنبهسوری توسط زرتشتیان حکایتها دارد:
«تمام تلاشم برای راهیابی به یک جمع زرتشتی [...] برای دیدن یک برنامه چهارشنبهسوری [...] بینتیجه ماند [...]»
نمیدانستیم زرتشتیها، با احترامی که برای آتش قائلاند، چهارشنبهسوری از روی آتش میپرند و شاید چهارشنبه سوری جشن زرتشتیهاست، در نتیجه، مسلمین در آن شرکت نخواهند کرد! جالب اینجاست که این مزخرفات را گروه «فرهنگ و ادب» مهرنیوز منتشر میکند، و در کمال حماقت ادعا دارد، یزدیها هیچ مشکلی با تازیان تاراجگر نداشتهاند، چرا که خویشان «زرتشتی» است! از مطلب دور افتادیم، بازگردیم به سقوط «سافت» هیتلر در فرانسه، که در کیهان، تشرف اکونومیست به دین مبین را در پی آورد و از همه مهمتر تلویزیون بیبیسی را به این صرافت انداخت که میتوان برای بزک کردن چهرة کریه جنبش سبز و حزب رستاخیز و اسرائیل، کل این مجموعه را به شاپور بختیار پیوند زد!
همچنانکه بالاتر گفتیم، پرروئی محفل سرکوزی، باعث شد قذافی را از قبر بیرون بکشند، تا به کمک سوسیالیستها، بساط هیتلر را در فرانسه برچینند. در این گیرودار بود که در تاریخ 5 مه 2012، تلویزیون بیبیسی در یک برنامة گوساله فریب به ما گفت، «شاپور بختیار برای کشتن خمینی به اسرائیل روی آورده بود!» همچنانکه بارها گفتهایم، ملاک ما عملکرد شاپور بختیار طی 37 روز نخستوزیری اوست. بختیار همواره از قانون و نظم قانونی دفاع کرد و به صراحت مخالفتاش را با «حکومت نعلین» اعلام داشت. از نظر ما، در آن مقطع تاریخی، چنین برخوردی قابل تحسین است. اگر شاپور بختیار از اسرائیل تقاضا کرده بود که خمینی را سر به نیست کند، مسلماً مقامات اسلامنواز اسرائیل، برای تخریب بختیار هم که شده، از این فرصت طلائی استفاده میکردند. شاید وزارت امور خارجة بریتانیا به دلیل ابتلا به آلزایمر، و یا تحت فشارهای «مالی» آنچنان دچار بحران شده که رسماً خودش را به خریت زده باشد؛ سقوط بختیار، و استقرار حکومت توحش در ایران، به تجزیة لبنان و تخریب عراق انجامید و همچنانکه شاهدیم کشورهای مسلماننشین را به طاعون «حکومت اسلامی» مبتلا کرد. به عبارت دیگر، بساط حاج روحالله برای تأمین منافع اسرائیل به راه افتاده بود. این روند گسترش توحش 33 سال بعد، به دلیل دخالت روسیه، فقط در سوریه متوقف ماند! سوریهای که، در پی جنگ 33 روزه، در سپتامبر سال 2007 توسط جنگندههای اسرائیل بمباران شد و خفقان حکومت ملایان در برابر یکهتازیهای اسرائیل گویاتر از آن است که به تفسیر نیاز داشته باشد! در واقع، ارتباط اسرائیل با حاکمیت ایران، از الگوی ارتباط توفانی فرانسه با ارتش ناتو پیروی میکند و بر محور ابلهفریب «عشق و نفرت» متمرکز شده.
در دوران ژنرال دوگل ارتباط عاشقانة فرانسه و ناتو مخدوش شده، آن حضرت «ظاهراً» عضویت فرانسه در فرماندهی ناتو را به تعلیق در آوردند. ولی در دوران سرکوزی حاکمیت فرانسه برای بازگشت به فرماندهی ناتو سرودست میشکست و ... و اینک برنامة فرانسوا اولاند خروج از این صورتبندیها است. به عبارت دیگر، شرایط چنین ایجاب میکند که فرانسه در جایگاه «مستقل» بنشیند، البته فقط در رسانهها!
در واقعیت هیچ استقلالی در کار نیست چرا که فرانسه، مانند همة کشورهای اروپای غربی، خراجگزار آنگلوساکسونهاست. هدف از «استقلال» رسانهای فرانسه، حمایت از منافع لندن و آنگلوساکسونهای آنسوی آتلانتیک در کشورهائی است که این منافع مقدس مورد تهدید قرار گرفته. حضرات چنین میپندارند که «در» همچنان بر همان پاشنة 69 سال پیش خواهد چرخید! آن زمان که بریتانیا، پس از اخراج رضاشاه «مستقل»، به گسترش همان تشکیلات استعماری مشغول شد و شمشیر کذا را در «کنفرانس تهران» به حضور استالین تقدیم کرد تا ایشان آن را بر فرق خلقهای شوروی فرود آورند که آوردند! حضور وزارت امور خارجة مفلس بریتانیا بگوئیم، بازنویسی تاریخ ایران، آنهم از زبان مقامات اسرائیل، افلاستان را درمان نمیکند، بلکه ابعاد گستردة این افلاس را مینمایاند. افلاس امپراتوریای که در توهم بازتولید کودتای «شیخوشاه» دستوپا میزند و میکوشد از علی خامنهای مفلوک تصویر شاهنشاه قدرقدرت ارایه دهد، حال آنکه نه استالین در مسکو نشسته، و نه روزولت در کاخ سفید! و از همه مهمتر، در فرانسه نیز به صورت «سافت» یک دوگل از نوع سوسیالیست ظهور کرده!
«[...] خاصیت هر نسل این است که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند [...] به همین علت بشر را وادار میکنند همیشه رو به قهقرا برود. فقط الفاظ فرق میکند. اما دیکتاتور امروز به مراتب خطرناکتر از دیکتاتور هزار سال پیش است [...]»
منبع: توپ مرواری
فیلترشکنهای جدید9مه2012
defending.info
harvarddegree.info
gobook.info
logically.info
spyme.info
jumpme.info
alyspeed.info
collegeresume.info
cockfight.info
betrayer.info
unproper.info
freshshrimp.info
reaped.info
access07.info
shortenme.info
theyoutubeproxy.com
vanisher.us
nolag.info
placesite.info
testanswer.info
fastaccesses.info
teenguys.info
illgo.info
devilish.info
bluebeard.info
timeouts.info
facebook-online.info
hidenode.com
securitytunnel.info
accesslegal.info
countme.info
sparkler.info
notfun.info
cleaned.info
linkhide.info
surf-online.info
pretender.info
streamsurfer.info
incan.info
columnbiamba.info
proxycape.us
nightshade.info
workweek.info
buyus.info
unmatched.info
nonconformist.info
playschool.info
justly.info
browser24.info
handsomeproxy.info
چن و چین
![]()
33 سال پیش، در تاریخ 12 اردیبهشتماه 1358، ساواک با ترور آخوند مطهری، زمینة روضه و زوزه و قهرمانسازی را برای حکومت توحش جمکران فراهم آورد. ولی یکسال است که «روزجهانی کارگر» گریبانگیر مردهشویان و اربابانشان در لندن و واشنگتن شده! سال گذشته همزمان با روز جهانی کارگر، «جهان اسلام» در سوگ شهادت جانگداز بنلادن اشک میریخت، و امسال همین «جهان اسلام» برای ورشکستگی دکان حقوقبشر یانکیها و پایان سیاست نیکسون در چین سوگواری میکند!
بله، روز گذشته سفارت آمریکا با اخراج یکی از به اصطلاح «معترضین» چین، در واقع ناچار شد به سیاست دوگانة یانکیها در این کشور پایان دهد. از دوران نیکسون، گاوچرانها ضمن بهره برداری «اقتصادی ـ نظامی» از دیکتاتوری چین، جایگاه دفاع از حقوقبشر در این کشور را نیز اشغال کرده بودند! ماجرای «چن» به فروش حقوقبشر آمریکا در چین نقطة پایان گذاشت. البته از بوقهای آتلانتیست این خبر به نوع دیگری پخش شد! به ادعای اینان، «چن گوانگچنگ»، وکیل ناراضی چینی به میل خود سفارت آمریکا را ترک کرده.
سایت فارسیزبان «بیبیسی»، مورخ 13 اردیبهشتماه 1391 مینویسد، وی از حبس خانگی در روستائی در چین گریخته و «گفته میشود»، به سفارت آمریکا در پکن پناه برده! یادآور شویم که این ناراضی چینی «نابیناست»، و منطقاً نمیتوانست به تنهائی از یک روستا خود را به سفارت آمریکا در پکن رسانده باشد! از سوی دیگر سفارت آمریکا، تا آنجا که ما میدانیم نگهبان دارد و هر کس بخواهد نمیتواند به این صحن «مقدس» وارد شود، مگر اینکه مانند «دانشجویان پیرو خط امام» قصد خوشخدمتی و کسب رضایت ارباب را داشته باشد.
باری رسانههای جمعی فرانسهزبان، و به ویژه «بی. اف. ام. تیوی» از دو سه روز پیش با تصویر وکیل ناراضی و تفسیرهای شکمی، طبل زدن برای آمریکا و حقوق بشر را آغاز کرده بودند که ناگهان پرزیدنت «اوباما» از حضور «چن» در سفارت آمریکا اظهار بیاطلاعی فرمودند! همین کافی بود که هیلاری کلینتن سنگ روی یخ شود! ایشان طبق معمول «نگران» حال «چن» بودند و به ادعای بوقهایشان قرار بود ضمن مذاکرات اقتصادی در پکن، با سران چین در اینمورد نیز گفتگو فرمایند که اوباما دکانشان را برچید. پس آنگاه فرانس پرس، مورخ دوم ماه مه 2012 نوشت:
«[...] چن، پس 6 روز سفارت آمریکا را ترک کرد [...] و مقامات چین به دلیل پذیرش وی خواهان عذرخواهی مقامات آمریکا شدند [...]»
مسلماً خبر عذرخواهی یانکیها را هیچکس منتشر نخواهد کرد و انتشار آن اهمیتی هم ندارد؛ از یکسو ملاک «کردار» است، نه «گفتار». و از سوی دیگر، مهم این است که آن وکیل چینی ماجرای خروجاش از سفارت آمریکا را چگونه نقل خواهد کرد! مسلماً اگر این فرد که حقوقدان هم هست، قصد نداشت از دولت آمریکا تقاضای پناهندگی کند، وارد سفارت این کشور نمیشد! به استنباط ما دولت آمریکا ناچار شده وکیل چینی را «اخراج» کند! و به این ترتیب ناراضیان و مردم چین به ابعاد واقعی حمایت آمریکا از حقوقبشر پی میبرند و این خود دستاوردی است بس چشمگیر. چرا که در این سو، حکومت جمکران هنوز چشم امید به دکان حقوق بشر آمریکا دوخته و منتظر است محفل «کارترـ برژینسکی» با فوت کردن در آستین «ملی ـ مذهبیها» یک «انقلاب» دیگر برایاش سازمان دهد، و اینبار «شاه» را بجای «شیخ» بنشاند. به همین دلیل سایت «پیک نت» تصویری از عیال «دربند» تقی رحمانی منتشر کرده تا آنها که مصاحبة مضحک خود رحمانی را میشنوند، بدانند و آگاه باشند که این «زینب زمان»، برای دفاع از حقوق بشر در کشور ایران، زندان را «انتخاب» نموده!
بله، به ارزش گذاشتن زندان، همچون تبدیل مرگ به «ارزش»، از اهداف مقدس محافل استعماری در کشور ایران بوده و هست. کسی که زندان را «انتخاب» میکند، پیامدهای این «انتخاب» را میشناسد و میپذیرد. ولی اگر چنین فردی از منظر حقوقی «صغیر» یا «مهجور» باشد، قادر به «انتخاب» نخواهد بود. در هر حال تبدیل زندان به «ارزش»، فقط از طریق به ارزش گذاشتن حماقت و شقاوت میسر است. به این منظور «آیدا قجر»، مجری برنامة «بهارستان» تقی رحمانی را «واجد شرایط» یافته.
او میگوید، رحمانی 14 سال در زندان حکومت اسلامی بوده، «تبعید» را برگزیده، همسرش زندانی است، و ... و فرزنداناش غصه میخورند! سایت بالاترین هم این قصة امام حسین را منعکس کرده:
«[...] تقی رحمانی که بیش از 14 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بعد از [...] انتخاب تبعید، همسرش هم بازداشت بشه و بچههایشان با شنیدن صدای پدرشان از رسانهها [...] گریه کنند[...]»
اگر به این چند سطر نیک بنگریم میبینیم که آیدا قجر با فروش حماقت «تقی رحمانی» به مخاطب، میکوشد همزمان برای فرزندان خردسال وی نیز «تأثر» خریداری کند! طبق اظهارات ایشان، رحمانی 14 سال در زندانهای جمکران بوده. به عبارت دیگر این فرد، 29 سال از عمر خود را در آزادی گذرانده و منطقاً میباید از ابعاد توحش نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت ملایان آگاه باشد. چرا که از نخستین روزهای ورود خمینی به کشور، برنامة سرکوب ملت ایران به اجرا درآمد و هر روز بر شدت آن افزوده شد! روشنتر بگوئیم هر کس در دوران نورانی «امام» میرحسین موسوی در ایران زندگی کرده باشد، از وحشیگری حکومت اسلامی خبر دارد. حال این سئوال مطرح میشود که طی 29 سال آزادی تقی رحمانی کجا زندگی میکرد که اینچنین از زندانی شدن «فرضی» همسرش حیرت زده شده؟
حال یک پرانتز باز میکنیم و یادآور میشویم که نرگس محمدی از پامنبریهای شیرین عبادی است که چند جایزه هم دریافت کرده. و با توجه به سوابق محمدی، زندانی شدن «رسانهای» وی هیچ تعجبی ندارد. تأثر دو فرزند خردسال این زوج مقدس هم کاملاً منطقی است؛ هر کودک بهنجاری از غیبت پدر و مادرش رنج میبرد. چه اینان در سفر باشند، چه در زندان! فقط امثال تقی رحمانی از این واضحات بیاطلاع میمانند، چرا؟ چون رحمانی با گذشته، یعنی با عملکرد خود و هم پالکیهایاش بیگانه است و هیچ مسئولیتی برای خود نمیشناسد. ایشان «میمونوار» به تقلید از پیامبر و ائمة اطهار مشغولاند. پیامبر «هجرت» کردهاند، رحمانی هم پس از 29 سال چسبیدن به محفل «حوزه و بازار» در حکومت ملایان «هجرت» میکند. ولی ایشان بجای عزیمت به «مدینه»، برای فروش اسلام خوب در بلاد فرنگ لنگر میاندازند! و به قول «آیدا»، شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بعد از انتخاب «تبعید»، چنین مصائبی برایاش پیش آید! در واقع آنچه اهمیت دارد همین «فکر نکردن» امثال رحمانی است! اگر این فرد «تبعید» را انتخاب کرده میباید پیامد انتخاباش را بپذیرد. میبینیم که چنین نیست. رحمانی به شیوة پیامبرش «هجرت» میکند، آیدا قجر هم پیرامون «مصائب اهل بیت» رحمانی برای مخاطب «روضه» میخواند. در واقع برنامة ایشان برانگیختن احساسات مخاطب از طریق روضهخوانی است؛ یعنی همان کاری که آخوندها با توسل به بیبیگوزکهای کربلا انجام داده و میدهند.
جریان کربلا چیست؟ قیام حسین بر ضد ظلم! مبارزات زینب و ... و شیون و زاری طفلان مسلم! داستان رحمانی هم بر اساس همین الگوی حماقت تنظیم شده. پس مشتاقان روضه و زوزه را با اهل بیت رحمانی تنها میگذاریم و میرویم به سراغ روز جهانی کارگر و پیامدهای آن در سال اژدها!
از شگفتیهای سال 2012 میلادی هر چه بگوئیم کم گفتهایم! شاید به دلیل تقارن روز جهانی کارگر با سالروز «شهادت» استاد مطهری شاهد چنین معجزاتی هستیم! یادآور شویم «استاد شهید» اخیراً ارتقاء درجه یافته و به «علامه» مشهور شدهاند! باری «شهادت» ایشان برای حکومت توحش «مید. این. یو. اس» جمکران فواید بسیار داشت. چرا که از یکسو زمینة اختراع یک «دشمن» موهوم را فراهم آورد، و از سوی دیگر برنامة زوزه و روضه و شیون و مرثیه را توسعه بخشید. واقعیت این است که تأمین حقوق انسانی کارگران در هر حال نابودی آخوند جماعت با دستار و بیدستار را ایجاب میکند. چرا که به دلیل انسانستیزی، آخوند، چه مونث و چه مذکر، همواره با توحش، تعصب، توهم و تزویر ترادف داشته، دارد و خواهد داشت.
به عبارت دیگر، زوج خوشبخت «شیخوشاه» دو روی سکة انسانستیزیاند. به همین دلیل است که بوق تبلیغاتی «اسرائیل» خشونتطلبان سبز را طرفدار دمکراسی معرفی میکند! ویژگی دمکراسی «مید. این. اسرائیل» این است که از طریق تحریف دمکراسی، آن را با «دینستیزی» در ترادف قرار میدهد تا همزمان به شاهزاده رضا پهلوی و کیهان جمکران کمک کرده باشد.
همچنانکه در وبلاگ «زرشک و موشک» هم گفتیم، شاهزاده، از اسرائیل خواهش کرده بودند که «اوپوزیسیون» را مورد حمایت قرار دهد. البته در «اوپوزیسیون» مد نظر شاهزاده طرفداران دمکراسی حضور ندارند. به عبارت دیگر، حضرت رضاسیروس طرفدارانشان را بجای اوپوزیسیون حکومت جمکران نشاندهاند تا دستشان «باز» باشد. و البته جنگ زرگری حکومت مرده شویان با شیخک امارات این فرصت طلائی را برایشان فراهم آورد.
اعلیحضرت در «هجرت»، همصدا با رسانههای جمکران به فوت کردن در آستین «تمامیت ارضی» مشغول بودند که ناگهان یانکیها با ارسال هواپیماهای «اف. 22 » به امارات، دکان کاسبی پر سود شیخوشاه را تعطیل کردند. در نتیجه، حکومت اسلامی ناچار شد به مسائل «اقتصادی» و «اجرای عدالت» بپردازد و امور سیاسی را به اسرائیل بسپارد. اینگونه بود که همزمان با روز جهانی کارگر، در ارتباط با مسائل کهریزک، یک «قاضی» جمکرانی در «رادیوفردا» بازداشت شد! و اما پیش از رادیوفردا، سایت بیبیسی، مورخ 12 اردیبهشتماه 1391، از کشف یک تخلف مالی نوین در شبکة بانکی مردهشویان، و همچنین از «نگرانی جامعه مدرسین قم از تورم در ایران» خبر داد!
بله طبق معمول، نقش اول در بیبیسی همیشه به «ملایان قم» داده شده. دلیل هم اینکه به مصداق آیة «آسمانی» قرآن، یعنی همان «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» که مطلوب گروه مریم و مسعود نیز هست، حق تقدم همیشه با ملایان خواهد بود. در امر مقدس مزدوری در راه استعمار، حداقل در کشور ایران ملایان سابقهدار و «پرتجربهاند!» از اینرو آخوند جماعت، از مقربان درگاه الیزابت دوم به شمار میرود. از قضای روزگار، آنحضرت خودشان هم «آخوند» هستند، منتهی آخوند از نوع اروپائی. یعنی «صلیبی»، نژادپرست، تاراجگر و متجاوز. در واقع «روپرت مرداک» در رسانههایاش تصویر ایشان را باز میتاباند. تصویر برتری «نژادی ـ دینی» اروپائی بر دیگران! این تصویر مجموعهای است شامل دو تصویر متضاد «توجیه توحش» و «قانونمداری!»
توجیه توحش، شامل تجاوز به کودکان، تعدد زوجات و تأکید بر جدائی «نژادها» و ... همچنانکه شاهدیم در حکومتهای جمکران و آفریقای جنوبی با «فرهنگ» در ترادف قرار گرفت، اینهمه برای اینکه «برتری» مسیحیت بر اسلام از یکسو، و برتری نژاد سفید بر نژاد سیاه از سوی دیگر به «اثبات» برسد، که رسید! اتفاقاً در فردای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه هم نیکولا سرکوزی، لائیسیته و قانون اساسی را نادیده گرفت و «ریشههای مسیحی فرانسه» را کشف کرد و توانست در کنار «ویشیستها» بنشیند! خوشبختانه شرایط نوین به حضرات امکان این مانوورها را نخواهد داد! پوپولیستها دیگر نه برای سوسیالیستها، و نه برای جناح راست مفید به فایده نخواهند بود.
همان سیاستی که در آمریکا راه را بر «شتروسکان» بست، جناح راست را هم در بنبست قرار داده. نتیجة دور دوم انتخابات فرانسه هر چه باشد تغییرات وسیع را در حاکمیت این کشور الزامی خواهد کرد، و دیگر کشورهای اروپائی، به ویژه آلمان میباید از این تحولات پیروی کنند. نیازی نیست که بگوئیم اسرائیل و مناطق نفوذ فرانسه در کشورهای مسلماننشین از این تحولات در امان نخواهند بود. شاید به همین دلیل کیهان از طریق «اسرائیل» دست به دامان «جنبشسبز» شده و آن را «لائیک» میخواند!
کیهان، مورخ 12 اردیبهشتماه سالجاری تمام تلاش خود را به خرج داده تا سازمان سیا، «گویانیوز»، جنبش «یاحسین، میرحسین» و پامنبریهای اسلامفروش آن را «لائیک» معرفی کند. در این مطلب که تحت عنوان مضحک، «گويانيوز: بايد بين خدا و جنبش سبز(!) يكي را انتخاب كنيد!» منتشر شده، میبینیم که فردی به نام «امیر سایه» که به ادعای کیهان همان «مناشه امیر» است، در کمال حماقت با تکیه بر ترهات مهدی خزعلی، جنبش سبز را «غیرمذهبی» میخواند! مزخرفات پسر آخوندخزعلی، از زندانیهای «رسانهای» جمکران مدتی است در باب «صدر اسلام» و «خیبر» و غیره، مرتباً در سوپر مارکت اسلام فروشی «گویا نیوز» منتشر میشود، و این مطالب هیچ نیازی به «تفسیر» و «تحلیل» ندارد. به همچنین است در مورد خشونتطلبی به اصطلاح «جنبش» سبز، یعنی لشکرکشی خیابانی با عربدة «مرگ بر این، و مرگ برآن» و ... و همچنین زوزههای شبانة «اللهاکبر» و لاتبازیهای مشابه! خلاصه هر دو در یک مسیر مقدس، یعنی در خط سازمان سیا گام برمیدارند. پشتیبانی آشکار این سازمان از «آخوند جماعت» در اسرائیل، آمریکای لاتین و کشورهای مسلماننشین، به ویژه در افغانستان، آنچنان «عیان» است که حاجت به بیان نیست! با این وصف، قلمزن کیهان این مجموعة منسجم توحش و ابتذال را «لائیک» رویت کرده، و مینویسد که «گویانیوز» به سازمان سیا وابستگی دارد، و این سازمان طرفدار لائیستیه است!
در قاموس کیهان، بلاهت و حماقت مسلم، یعنی «مخالفت» با «باورهای مذهبی» افراد «لائیسیته» خوانده میشود! باری کیهان با توسل به «گویانیوز» موفق شده از یکسو «غیردینی» را با «ضددینی» در ترادف قرار دهد، و موسوی و کروبی و ملاممد خاتمی، تولیدات سازمان سیا را از توحش اسلام جدا نماید. و از سوی دیگر، ارباباناش را در اسرائیل و آمریکا «مخالف» توحش اسلام و حکومت جمکران بنمایاند. در پایان این خوشرقصیها چنین آمده که «طرفداری از اسلام»، یعنی مخالفت با آمریکا! و حمایت از جنبش کذا یعنی طرفداری از آمریکا. میبینیم که همچون دوران آریامهر، جیرهخواران یانکیها در ایران به دو بخش «کاذب» تقسیم شده، و در دو جایگاه «ضدامپریالیست» و «طرفدار آمریکا» قرار گرفتهاند:
«[...]سيانيوز [...] در مقالهاي [...] اعتقاد به خدا، نماز و روزه را توهين به شعور[...] مردم ايران دانسته [...] ضمن تقدير از مواضع مهدی خزعلي [...] به بخشي از اظهارات [...] وي [...]اعتراض كرده و [...] مينويسد هدف جنبش سبز سرنگوني [...]نظام اسلامي بود [...]نميتوانيد در همان حال كه خود را طرفدار [این جنبش] ميدانيد از اعتقاد به نظام و انقلاب دم بزنيد [...]»
به عبارت دیگر میباید بپذیریم که «بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیر»، یعنی مخالفت با «نظام» توحشی که بنیانگزار آن کسی نبود جز خمینی! این تناقض آشکار از تناقضگوئی اسلامفروشان حرفهای ناشی میشود و هیچ تعجبی هم ندارد! زبان فاقد صراحت، یعنی زبانی که «انگیزة انسان» در زمان و مکان مشخص را نفی میکند همان زبان فریب و توهم و سکون است که در کتب مقدس نیز به کار رفته. و زبان کیهان در همین ردة انسانستیزی فاقد چارچوب منطقی است، و از اینرو «توهمات» و «دروغ» را با اسناد و شواهد در ترادف قرار میدهد. به ادعای این روزنامه، مقالةکذا را «منوشه امیر» نوشته و «ماهیت» جنبش سبز هم «غیردینی»، «ضددینی» و «ضداسلامی» است:
«مقاله [...] منوشه امير [...] تعريف دقيقي از فتنه 88 ارائه كرده [...] فتنه ياد شده [...] از تمامي مباني ديني و اسلامي عبور كرد [...] اهانت به ساحت مقدس امام حسين [...] نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم [...]كه حمايت آشكار موسوي و كروبي و خاتمي را در پي داشت[...]شواهد و اسنادي است كه جاي كمترين ترديدي در ماهيت [...]غيرديني [...] ضد اسلامي و ضدديني فتنه 88 باقي نميگذارد [...]»
در انتهای این هذیانات، کیهان در کمال بیشرمی تأکید میکند که «اعتقاد به خدا و اسلام» با «جفتکردن كفش مديران فتنة آمريكائي ـ اسرائيلي» جور در نمیآید! جالب اینکه، در چارچوب تأمین منافع ارباب، کیهان درست میگوید! و همانطور که شاهدیم، با شعار «مرگ بر آمریکا» میتوان جیب آمریکائی را حسابی پر کرد.
برای دریافت پایه و اساس «علمی» مطلب کیهان کافی است به آمار «فارسنیوز» پیرامون حجم واردات طی 31 سال استقرار حکومت توحش مراجعه کنیم، بگذریم. در راستای ترهات کیهان، یکی از ساواکیهای جمکران به نام «رضا ملک» در «ندای سبز آزادی»، مورخ 2 مه 2012، به حمایت از موسوی و کروبی جلاد برخاسته، و از آنجا که میخواهد با «ظلم» و «ستم» مبارزه کند به هیچ قیمتی حاضر نیست از زندان خارج شود:
«[...] رضا ملک، کارمند سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که [...] از سال 1378 در زندان به سر می برد، در [...] آستانه آزادی از زندان [...] به دلیل سر دادن شعار علیه رهبر [...] مجدداً به حبس بازگردانده شد[...]»
گویا فعلة فاشیسم به فواید زندان تشریفاتی پی برده و حاضر نیستند «آزاد» شوند. چرا که میپندارند بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیر «ممکن» است. بله، این ملت به خوراک و پوشاک و مسکن و آموزش و بهداشت و فرهنگ نیازی ندارد، فقط میخواهد خامنهای برود! در حالیکه مقام معظم رهبری پیشرفتهایشان به اوج رسیده، و اکنون نگران «تولید داخلی» شدهاند! کیهان، مورخ 11 اردیبهشتماه سالجاری از قول ایشان چنین تیتر زده:
«مصرف كالای ايرانی شرط تحقق استقلال اقتصادی است»
ولی کاسه و کوزة حکومت اسلامی در هم شکست و معلوم شد «انقلاب اسلامی» طی 31 سال، مبلغ 770 میلیارد دلار ارز صرف «واردات» کرده و اخیراً نیز دولت یک بودجة 24 میلیارد دلاری برای واردات به تصویب رسانده که 10 میلیارد دلار آن به مواد غذائی و کالاهای اساسی اختصاص دارد! این همان حکومتی است که سرکوب ملت ایران، اخراج نیروی متخصص، و تعطیل فرهنگ کشور را به دلیل استقلال اقتصادی مرتباً از بلندگوهایاش توجیه میکرد. معلوم نیست اینهمه واردات برای چه بوده؟ این حکومت که بیش از سه دهه است در تبلیغات ملایان «خودکفا» شده!
فارسنیوز، مورخ 13 اردیبهشتماه 1391، سر درد و دلاش باز شده و در مطلبی تحت عنوان «حاصل 31 سال واردات» مینویسد، علیرغم شعار «تولید ملی، و حمایت از کار و سرمایة ایرانی»، واردات 24 میلیارد دلار کالا به تصویب دولت رسیده:
«[...] آمارهای رسمی از خروج بیش از 770 میلیارد دلار ارز [...] طی 31 سال گذشته [...] خبر میدهد[...]»
بله میبینیم که سیاستشان واقعاً عین دیانتشان است؛ ثروت ایران را بیدریغ به درگاه مقدس ارباب تقدیم میکنند! فتوای میرزای شیرازی خودفروخته را که فراموش نکردهایم. این به اصطلاح «آیتالله»، با تکیه بر ارباب و حماقت «مردم»، دربار قاجار را به یکجانبهگرائی، یعنی لغو قرارداد رژی وادار کرد تا دولت ایران به انگلستان خسارت بپردازد. مصدق نیز همین برنامه را «توسعه» داد و تحریم اقتصادی و کودتا را برای ملت ایران به ارمغان آورد. سپس نوبت به حاج روحالله رسید تا باز هم با تکیه بر «مردم» کذا، یک انقلاب «اسلامی» به راه بیاندازند و ... و ضمن تاراج ثروتهای ملی، روضهخوانی و فروشحماقت و ابتذال امثال رحمانی را بجای مبارزة سیاسی، فرهنگی، صنفی و مالی و طبقاتی بنشاند. اما این روند دیگر نمیتواند ادامه یابد! و چرا راه دور برویم، علاوه بر ماجرای «چن» نیم نگاهی به تحولات فرانسه کفایت میکند.
در پی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه تحولات شگفتی حاصل شده! به جزئیات نمیپردازیم ولی از شما چه پنهان فراماسونهای لژ «گرانداوریان» فرانسه «انشعاب» کردهاند! این خبر بهجت اثر را فیگارو، مورخ 2 ماه مه 2012 منتشر کرده. در جمکران هم تحولات قابل رویت است! به عنوان نمونه، در «خط امام» مانند لژ گراندارویان «شکاف» افتاده، و «پیکنت» از خواب پریده و یادی از مسائل اقتصادی میکند. سایت «پیکنت»، مورخ 13 اردیبهشتماه سالجاری ضمن تأکید همیشگی بر «انقلاب» مینویسد، برندة اشغال سفارت آمریکا ریگان بود، جنگ 8 ساله میلیاردها دلار خسارت به بار آورد و زیان برنامةاتمی هم بیش از جنگ است:
«[برندة] اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری [آمریکا بود که] به همین بهانه پول و سرمایه مردم ایران را [...] بالا کشید [...] نتیجه جنگ 8 ساله [...] هزار میلیارد دلار خسارت به ایران بود و صدها هزار کشته و معلول [...] بلندپروازی اتمی همراه با تهدید [...] تحریمهای اقتصادی را روی دست مردم ایران گذاشت[...]»
در مطلب پیک نت «فاعل»، یعنی عامل انسانی «غایب» مانده! مقصود نام و مشخصات افرادی است که طی این مدت در رأس امور بودند و از حمایت بیدریغ کیانوریها و حزب توده نیز برخوردار میشدند. بله، حرکت انسان در زمان و مکان مشخص را به یاد داشته باشیم! در اینصورت با توجه به تحولات ارتباط روسیه با سازمان ناتو، و به ویژه با در نظر گرفتن پیامدهای منطقی ماجرای «چن» میتوان گفت، آمریکا دیگر نمیتواند به سیاست نیکسون برای گسترش روابط با چین، سیاستی که در تقابل با اتحاد شوروی شکل گرفته بود، ادامه داده، و ضمن بهرهبرداری اقتصادی از دیکتاتوری مائوئیستها، در جایگاه مدافع حقوق بشر نیز بنشیند. بدیهی است که این عقبنشینی، آمریکا را از منابع تغذیة استراتژیکاش در ایران، عربستان و چین محروم کرده، و پیامد این «محرومیت» را سیاستهای آمریکا در این مناطق متحمل شود.
فیلترشکنهای جدید4مه2012
implode.info
anonymus.us
fastaccesses.info
depraved.info
gobook.info
internet-unblocker.info
stanfordweb.info
multiplicity.info
analyzeme.info
gallows.info
internetsurf.info
happykid.info
greygoblin.info
mathlesson.info
collegeresume.info
buyus.info
columnbiamba.info
hidenode.com
nightshade.info
tourbrowser.info
securedonate.info
illgo.info
untracer.com
wordsurfer.info
surf-online.info
enlarged.info
accesslegal.info
cockfight.info
facebook-online.info
dazzling.info
stealthsecurity.info
0002site.info
onlinebrowser.info
humpy.info
incan.info
coldblooded.info
logically.info
linkhide.info
justly.info
mallrat.info
countme.info
university-proxy.info
blackgum.info
proxytool.net
myunblockersite.info
disobey.info
0004site.info
securitytunnel.info
https://proxychangeip.com
protectedbrow.info
علفیات
![]()
سازمان سیا از آخوند «تصویر دلپذیر» ارائه میدهد تا چپنمایان و دیگر شارلاتانها بتوانند با استفاده از این تصویر، فرهنگ چپ را لجنمال و مخدوش کنند. ولی برخلاف تصور آن سازمان مقدس و اهالی پیکنت که برای لجنپراکنی به چپ نوین اروپا خیز برداشتهاند، این روند پر نان و آب دیگر نمیتواند ادامه یابد. دلیل هم اینکه محفل اسلامنواز کلینتنها و متحداناش در اسرائیل و اروپا به پایان خط رسیده. این است دلیل «خستگی» مفرط هیلاری کلینتن از فعالیتهای سیاسی! و همین است دلیل شکوفائی قریحة شاعری «گونترگراس!»
ایشان به قول زندهیاد «نادرپور» با حذف «شعور» از «شعر»، آن را به شعار سیاسی تبدیل کردهاند و ... و خوشبختانه شاهدیم که این راه حماقت و بلاهت، همچون راه امام «روشنضمیر» میرحسین موسوی، پیروان فراوان پیدا کرده. و اما از آنجا که در زمینة گسترش حماقت و توحش کلیة مقامات قلعة حیوانات از جمله «ولیالله نصر» صاحب رکورد جهانیاند، بد نیست نگاهی داشته باشیم به واکنش شمقدری، «مسئول فرهنگی» قلعة کذا به مضحکة «گونترگراس!»
به محض انتشار خبر انتقاد برخی مقامات اسرائیل از شعارهای «گونترگراس»، شمقدری دریافت که میباید از این «شعر» استقبال به عمل آورد، چرا که «راه امام» دجال و راحلاش نیز از همین مسیر حماقت میگذشت. آنروزهای «خوب»، هر گاه یانکیها به ««مبارزات» بیامان روحالله خمینی با «استکبار جهانی» نیاز داشتند، مطالبات خود را به صورت واژگون مطرح میکردند. به عنوان نمونه، زمانیکه تداوم جنگ استعماری ایران با عراق مورد نظرشان بود، واشنگتن خواهان پایان جنگ میشد! همین کافی بود که «امام روشنضمیر» قلاده بگسلند و زوزة تداوم جنگ سر دهند تا میرحسین موسوی، محمد خاتمی، اکبر سازندگی و ... و خلاصه تل موهومی که امروز از دروناش هزار جور «اصولگرا» و «اصلاحطلب» بیرون زده، برای مبارزات روحالله خمینی پامنبری بخواند.
در این میان سفارتخانههای غرب نیز برای تقویت هر چه بیشتر پشت جبهة گاوچرانها، لات و اوباش را با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» به خیابان های تهران میفرستادند و رسانههای غرب چنین نتیجه میگرفتند که این «حکومت انقلابی»، محبوب، مردمی، و به ویژه «ضد آمریکائی» است، و شدیداً با صلح مخالفت دارد! انتشار همین شایعات بیپایه و اساس، هم برای آمریکا کفایت میکرد، و هم برای تقویت پایههای لرزان حکومت اسلامی. در پی هر لشکرکشی خیابانی که تحت نظارت ملاممد خاتمی سازمان مییافت، «سازشناپذیری» یا بهتر بگوئیم خودفروختگی «رهبرکبیر انقلاب» هم تقویت میشد، تا جائیکه اخیراً جانشین بر حق او، علی خامنهای انقلاب کذا را «کبیر» هم کرده! البته آن روزها اینهمه عظمت و شوکت فقط به این دلیل بود که جهانیان به میزان «مخالفت» خمینی با آمریکا پی میبردند!
همزمان آمریکا و متحداناش نفت ایران را بخرمی و خوشی غارت میفرمودند و در برابر تاراج نفت، اسقاطیهای ارتش اسرائیل را در اختیار حکومت انقلابی و رهبر سازشناپذیر میگذاشتند تا با شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» و «راه قدس از کربلا میگذرد»، ضمن سرکوب ملت ایران، جوانان و کودکان کشور را نیز به مسلخ بفرستد. در رسانههای غرب، این کشتار جمعی، «مبارزه با امپریالیسم» نام گرفته بود. مبارزة کذا خیلی به نبرد استالینیستهای شوروی که ارواح شکمشان با سرمایهداری میجنگیدند نزدیک بود، چرا که هر دو در واقع، زمینة انباشت سرمایه را در «اردوگاه غرب» فراهم میآوردند. «مبارزات» حکومت اسلامی با «آمریکا» و تحرکات «اوپوزیسیون» این حکومت نیز دقیقاً از «الگوی واژگونه» و ابلهفریب استالینیستها پیروی میکند.
مواضع حکومت جمکران که نیازی به توضیح ندارد، هر آنچه آمریکا بخواهد، عکس آن را در بوق میگذارد تا با یک تیر چندین و چند نشان بزند. حداقل مطالبات واقعیاش را میتواند آناً از زبان رهبر «انقلاب کبیر» اسلامی جمکران به گوش جهانیان برساند. و به این ترتیب جیرهخواراناش را در جایگاه «مخالفان آمریکا» تثبیت کند، و از طریق ملایان جمکران سیاست استعماریاش را در کل منطقه به پیش راند. طی 33 سال اخیر، روند کارشان چنین بوده، ولی با توجه به افلاس دولت اسرائیل و «مینی کودتای» اهودباراک بر علیه نتانیاهو، به نظر میرسد که کفگیرشان به ته دیگ خورده باشد. با این وجود، کهنه فروشهای نیویورک، هنوز «دوزاریشان» نیفتاده و میپندارند با انتشار مطالبات شخصی باراک اوباما از حکومت ملایان میتوانند یکبار دیگر «راه راست»، یعنی راه «یکجانبهگرائی» و نقض مقررات و تعهدات بینالمللی را به رهبر حکومت «مستقل» اسلامی نشان دهند! و این است دلیل انتشار مطلب «نیویورکتایمز»، در سایت رادیوفردا، مورخ 8 آوریل 2012!
کهنه فروشهای نیویورک در واقع به تداوم بحران دستساز هستهای امیدوارند، حال آنکه جناح دیگری در آمریکا، البته در ظاهر، برای رفع بحران میکوشد. به گزارش فیگارو، مورخ 8 آوریل سالجاری، روزنامة «والستریت جورنال» به نقل از یک منبع امنیتی آمریکا که خواسته ناشناس بماند، مینویسد که، «3 سال پیش یک هواپیمای بدون سرنشین از تأسیسات هستهای ایران در حوالی قم عکسبرداری کرده و ... و هیچ دلیلی برای نگرانی نیست!» بله سه سال پیش «هیچ دلیلی برای نگرانی» نبوده، پس امروز هم هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نخواهد داشت! ولی همین گزارش «موثق» و انتشار آن در فیگارو دلیلی است بر افلاس جنگفروشان در دو سوی آتلانتیک؛ اینان در چند جبهه شکست خوردهاند.
در آفریقا، ناچار شدند کودتایشان را در کشور«مالی» پس بگیرند! و برای ماستمالی کردن همکاریهایشان با «قذافی» میخواهند «سیفالاسلام قذافی» را در دادگاه بینالمللی لاهه محاکمه کنند! در سوریه هم که دیگر مشخص شده حضرات مدافعان اصلی تروریستهای اسلامگرا هستند. از سوی دیگر روابط ترکیه و جمکران نیز در پی انتشار اظهارات اردوغان، حداقل در ظاهر رو به تیرگی گذارده، و نقل «خاطرات» اکبر بهرمانی و انتشار عوعوی پاسدار شریعتمداری و سیداحمد خاتمی هم نتوانست الاغ مردة لازار را زنده کند؛ خامنهای ناچار شده همچنان در سنگر خفقان بنشیند! اما «کار» رادیوفردا و پیکنت تعطیلبردار نیست.
رادیوفردا، هم خاطرات اکبر بهرمانی را منتشر کرد، هم در اینمورد با یکنفر مصاحبهای ترتیب داد تا به هر ترتیب ممکن روحالله خمینی و توحش وی را به ارزش بگذارد. «پیام اصلی» مصاحبةکذا این بود که «خامنهای شهامت خمینی را ندارد!» وارد جزئیات پیامهای فرعی این مصاحبه نمیشویم چرا که مهم به ارزش گذاشتن «آخوند» در این مصاحبه توسط رادیوفردا بود! حال ببینیم چرا سازمان سیا آخوند را به ارزش میگذارد؟ آخوند «قانونشکن» و «انسانستیز» است و به صراحت دیدهایم که همین خصوصیات «الهی» تاکنون تا چه حد کارساز سیاست استعمار بوده. پس دلیلی ندارد دست از این «گاوشیرده» بشویند. بله، دفاع گاوچرانها از «آزادی ادیان»، به ویژه در کشورهای مسلماننشین دلیل موجه دارد؛ آزادی ادیان، برای اینان به معنای آزادی آخوند و مقدسات، یعنی گسترش توحش است! به همین دلیل نیز سایت پیکنت رهبر جبهة چپ فرانسه را به اسلام و آخوند پیوند زده!
نظر به اهمیت جبهة چپ فرانسه در «کلان ـ استراتژی» نوینی که پایان تأثیرات گسترده و مخرب استالینیسم را در اروپا نوید میدهد، وبلاگ امروز را به بررسی ادبیات سیاسی چپنمایان و دیگر آخوندپرستهای طرفدار حکومت اسلامی و مدعیان مخالفت با این حکومت اختصاص میدهیم. همینجا بگوئیم که این انساننمایان فاقد «ادبیات سیاسی» هستند چرا که برخلاف «انسان»، هیچ تحولی در مطالب و مطالباتشان دیده نمیشود. در واقع آنچه اینان میگویند، بازمیگویند و مینویسند، ادبیات نیست، از «علفیات» فراتر نمیرود! «علفیات» عشق و نفرت؛ «علفیات» ستایش و تحقیر، و ... و خصوصاً «علفیات تقدیس» که در مجموع، جز ارائة «تصویر دلفریب» از آخوند، یا بهتر بگوئیم «به ارزش گذاشتن» توحش دستاربندان ادیان ابراهیمی هیچ هدفی دنبال نمیکند.
این است دلیل بلبلزبانی «اکبر سازندگی» پیرامون «مذاکره با آمریکا»، و همین است دلیل «انتشار» سخنان اردوغان در باب مذاکرات هستهای، و همچنین ادعای مضحک ارسال پیام «شفاهی» اوباما برای علی خامنهای. در واقع این لاتبازی همه جانبه نهایتاً به کار رادیوفردا آمد تا «روحالله خمینی» را به ارزش بگذارد، چرا که در واقعیت این نیکولای پاتروشف است که «مذاکرات هستهای» را در واشنگتن به پیش میبرد نه سایة «امام» خمینی! جنجال کفنفروشها پیرامون «مذاکره» و یا «عدم مذاکره» با آمریکا، فقط برای «تقویت» پشت جبهة یانکیها در برابر روسیه به راه افتاده.
پیش از انتشار مهملات اکبر بهرمانی در رادیوفردا، از یکسو مقامات اسرائیل از «قدرت» و «شوکت» و «اقتدار نظامی» غیرقابل کنترل حکومت مردهشویان داد سخن دادند، و از سوی دیگر، ایرانینمایان صاحبنام که سلاح جنجال پیرامون «سازشکاری» را از دست دادهاند، به عموسام «نصیحت» کردند که از مذاکره با تروریستها بپرهیزد! دلیل هم اینکه، به زعم اینان، «آمریکا» سادهدل، خوشباور، خوشنیت و به ویژه «خردسال» است و از ماهیت جیرهخواراناش در جمکران آگاه نیست! خلاصه خدم و حشم یانکیها صفوفشان را فشردهتر کردهاند، ولی چه فایده! فروپاشی دیوارههای جنگ سرد این صفوف را آنچنان در هم ریخته که دیگر بازسازیشان امکان ندارد!
فروپاشی دیوارههای «جنگ سرد» ایجاب میکند که در اروپای غربی، نقش سرنوشتساز احزاب فاشیست یا «مردمی» که ادبیات سیاسیشان را بر «نفرت» و «هراس» تمرکز دادهاند هر روز بیش از پیش کاهش یابد! و به طریق اولی تشکلهای «چپنما» که «نفرت» از سرمایه و ثروت را تبلیغ میکنند نیز میباید جایگاه عوامپسندشان را از دست بدهند. مسلم است که اینان نیز همچون برادران فاشیستشان «دودستی» به جایگاه پوشالی اهدائی روابط «جنگ سرد» چسبیده باشند. به همین دلیل است که رهبر جبهة چپ فرانسه همزمان مورد تهاجم انسانستیزان چپنما و فاشیستها قرار گرفته، و علاوه بر سانسور رسانهای، در پی هر میتینگ، «تهدید» را نیز متحمل میشود. در فردای میتینگ «باستیی»، همچنانکه گفتیم «تهاجم به یهودیان»، فرصتی برای متخصصین «مبارزه» با تروریسم فراهم آورد تا افکار عمومی را از انتخابات منحرف کنند. ولی به دلیل تغییر شرایط استراتژیک، حضرات در این امر مقدس ناکام ماندند. نتیجه این شد که اینبار چند دقیقه پس از پایان میتینگ «ژان لوک ملانشون» در میدان کاپیتول شهر «تولوز»، شهربانی از تجمعکنندگان درخواست کرد تا میدان را ترک کنند، چرا که گویا در محل «بمبگزاری» شده!
نیازی نیست که بگوئیم هیچ بمبی در محل یافت نشد! ولی همه فهمیدند که بعضیها شدیداً احساس خطر کردهاند و میپندارند که با توسل به «تهدید» و سوءاستفاده از الزامات شهربانی برای حفظ جان شهروندان میتوانند مطالبات دمکراتیک فرانسویها را به حاشیه بکشانند. همانطور که آخوندپرستهای سایت «پیکنت» نیز به این توهم دچار شدهاند که میتوانند با انتشار «مطلب» پیرامون ژان لوک ملانشون، هم جبهة چپ فرانسه را در توحش و ابتذال «اسلام» غرق نمایند و هم این دروغ بزرگ را به مخاطب حقنه کنند که مخالفتی با جبهة چپ ندارند! حال آنکه با این عمل، در واقع ماهیتشان «بهتر» و بیشتر آشکار میشود! در واقع، اقدام پیکنت، در واکنش به «سانسور تصویر» رهبر جبهة چپ، بیشتر به واکنش «خردرگل» شباهت دارد! خری که در گل میافتد، هر چه بیشتر تقلا کند، بیشتر فرو خواهد رفت!
اینروزها از این خرهای مصیبتدیده فراوان میبینیم. خرهائی که در دو جناح افراطی «عشق» و «نفرت» به نشخوار علوفة اهدائی سازمان سیا مشغولاند و از اینکه تحرکات ارتش ناتو در منطقه تحت نظارت روسیه قرار گیرد چنان به هراس افتادهاند که دکان نفرتشان از آمریکا و اسرائیل، به سوپرمارکت «عشق» تبدیل شده و ارواح شکمشان به نگرش منطقی و «غیرجانبدارانه» هم مجهز شدهاند!
حضورشان بگوئیم «سرقت» از وبلاگ «ناهید رکسان» خیلی دردسرساز میشود، چرا؟ به این دلیل که واژة «غیرجانبدارانه»، همچون «دمکراسی»، «آزادی» و دیگر مفاهیم «انسانمحور» چارچوب حقوقی دارد! محض اطلاع آخوندپرستهای پیکنت بگوئیم در این چارچوب، مخالفت و موافقت با «اسلام» هیچ معنا و مفهومی نمیتواند داشته باشد؛ «انسان» در «اسلام» حضور ندارد! اسلام میتواند بخشی از زندگی برخی انسانها باشد. در نتیجه وقتی «ژان لوک ملانشون» میگوید «ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم»، نه «اسلام» را تائید کرده نه به نفی آن پرداخته. هدف نهائی در نگرش چپنوین فرانسه، «انسان» است، و در اسلام «انسان» وجود ندارد! اما مواضع رهبر جبهة چپ، همچون مواضع مدافعان دمکراسی در برابر آخوند جماعت، چه مسلمان و چه مسیحی و یهودی از هر نظر مشخص است. به عبارت دیگر، برخلاف استالینیستهای حزب کمونیست فرانسه، که در همسوئی با سازمان سیا و تاواریشهای شوروی سابق از استقرار حکومت آخوند در ایران حمایت کردند، و در برابر تشویق «اسلامگرائی» در فرانسه در سنگر سکوت نشستند، «جبهة چپ» حامی آخوندجماعت نیست و نمیتواند باشد!
به همین دلیل نیز رسانههای رسمی جمکران که برای انتشار مزخرفات رهبر تشکل فاشیست «جبهة ملی» فرانسه هیچ فرصتی را از دست نمیدادند، در مورد جبهة چپ فرانسه و مواضع رهبری این جبهه خفقان گرفتهاند. چون این جبهه هیچ ارتباطی با تشکلهای سنتی اروپای غربی ندارد. این تشکلهای سنتی، از فاشیست و «لیبرالیست» گرفته تا سوسیالیستهای آبدوغخیاری، بدون استثناء یک پا در کلیسا و پای دیگر در سازمان سیا دارند و همگی از بندگان مومن «بانکها» هستند. نمونهاش پاپاندرئو، نخستوزیر قبلی یونان. ایشان که در جایگاه رهبری «انترناسیونال سوسیالیسم» نشسته بودند، در برابر گلدمن ساکس، به قول ملانشون، دستها را به علامت تسلیم بالا برده و استعفا دادند! به همچنین است در مورد نخستوزیران سوسیالیست اسپانیا و پرتقال. بگذریم، و بپردازیم به ارائة تصویر آخوند از ملانشون.
سایت پیک نت، مورخ 19 فروردینماه 1391، اینبار در مطلبی تحت عنوان «در انتظار رویدادی بزرگ در فرانسه»، تلاش کرده با نقل پروپاگاند فاشیستها، و همچنین نقل «گزینشی» برخی از اظهارات ملانشون او را در کنار آخوند بنشاند. به همین منظور، یک کاریکاتور از «ملانشون» منتشر کرده که او را در هیبت قصاب و با روسری «سبز» نشان میدهد! بله، اشکال اینجاست که از یکسو سرووضع «ملانشون» با تبلیغات «خلقی ـ خاکی» و «مردمی» آخوندهای ساواک نمیخواند، و از سوی دیگر، شیوة بیان نامزد جبهة چپ و برنامة او برای مبلغین توحش عوامپرستی دردسرساز شده! به عنوان نمونه، آخوندهای پیکنت هرگز نمیتوانند از پیشنهاد جبهة چپ، مبنی بر گنجاندن سقطجنین در قانون اساسی فرانسه حرفی به میان آورند؛ این قماش پیشنهادها آخوندی نیست، ابهام هم ندارد، در نتیجه کارساز اهالی پیکنت نمیشود.
دکان عوامپرست ساواک برای گسترش ابتذال و خشونت به «ابهام» نیاز دارد. و برای دستیابی به ابهام مطلوب حذف «زمینة واقعی» اظهارات «ملانشون» کفایت خواهد کرد؛ به همین سادگی! به این ترتیب مخاطب در برابر «کلیگوئی» قرار میگیرد و نمیتواند از ارتباط مسائل با یکدیگر آگاه شود. به عنوان نمونه، نگاهی داشته باشیم به ابهام در مطلب پیکنت. این سایت ضمن اشاره به واقعیت، یعنی استقبال مردم از میتینگ «تولوز»، به گسترش ابهام مشغول میشود تا ملانشون را به امام روشنضمیر نزدیک و نزدیکتر بنمایاند! از زبان رئیس جمهوری فعلی فرانسه، سرکوزی میشنویم، «کاری» که طی پنجسال انجام شده، ظرف دو روز نابود خواهد شد! اگر کسی در جریان سیاست فرانسه نباشد، چه میداند نیکولا سرکوزی به کدام «کار» ارجاع میدهد؟ مخاطب پیکنت فقط از نابودی زحمات 5 ساله، طی 2 روز آگاه میشود؛ درست مثل توحش «امام» خمینی که در ظرف چند روز ایران را یک سده به عقب برد، عین اینکه زحمات کذا را بمباران کنند! روشنتر بگوئیم به این ترتیب، «ملانشون» در ترادف با جنگ و انقلاب و تخریب قرار میگیرد. ولی برای پیکنت این مختصر کافی نیست، میباید نامزد جبهة چپ را، همچون آخوندهای جمکران، مخالف مبهماتی از قماش ابتذال و فساد اخلاق و غیره هم معرفی کرد! برای تحقق این امر مقدس کافی است مطالبات سیاسی وی را از زمینة واقعی یعنی از اقتصاد تهی کرده بر طبل مبارزه با فساد اخلاق کوبید. سرکوزی میگوید ملانشون زحمات 5 ساله دولتاش را بر باد میدهد، ملانشون هم به سرکوزی «حمله» میکند و میگوید، این پنجسال جز ابتذال و سرافکندگی ارمغانی نداشته:
«[...] ملانشون [...] بشدت به سرکوزی که برنامه او را غیرقابل تحقق خوانده بود حمله کرد و گفت [...] پنج سال رنج، از همگسیختگی، عقبگرد، درشتگویی، ابتذال و خوار کردن میهن کارنامة شماست [...]»
و صدالبته، پیک نت نخواهد گفت سخنان ملانشون به کدامین مسائل ارجاع میدهد! ولی ما میگوئیم تا روشن شود، که «ابتذال» در ادبیات سیاسی چپ، هیچ ارتباطی با توضیحالمسائل حاج روحالله و چادرسیاه زهرا خانوم نداشته و ندارد! این «ابتذال» همزمان به گسترش مقدسات و تهاجم رسانهها به حریم جامعه ارجاع میدهد! به عنوان نمونه وقتی مقامات «فرهنگی» دولت پیرامون روابط جنسیشان با کودکان تایلندی «کتاب» چاپ میکنند، یا زمانیکه «حریم خصوصی» رئیس جمهور فرانسه «رسانهای» میشود، افکار عمومی فرانسه به این مسائل واکنش «منفی» نشان میدهد! آنچه در جامعة فرانسه «ابتذال» خوانده میشود تبلیغ کودک بارگی، جنجال پیرامون گرایشات جنسی و اتاقخواب مقامات رسمی و ... و به ویژه فوت کردن در آستین آخوند جماعت است.
باری پیک نت در ادامه جبهة چپ فرانسه را به جلادی به نام «روبسپیر» میچسباند تا بتواند حرف دلش را در باب قیام و انقلاب و اسلام و اعدام هم بزند و همزمان از ملانشون تصویر آخوند ابله و «یوتوپیست» جلاد و انقلابی ارائه دهد که در یک حرکت «انسان»، «زمان» و «مکان» را نفی میکند:
«ژان لوک ملانشون [...] بارها به ارزشهای انقلاب کبیر فرانسه و سخنان روبسپیر [...] اشاره کرد و [...] خواهان قیام مدنی و انقلاب شهروندی در کشور شد. وی همچنین خطاب به سرکوزی گفت [...] مسئله اصلی کشور ما برخورد اسلام و غرب نیست [...] فرانسه جمهوری ششم یک ملت غربی نخواهد بود [...] یک ملت جهانی خواهد بود[...] بزرگترین مرز [...]فرانسه [...] با برزیل است نه با اروپای غربی [...] سیلاب انقلابی مردم فرانسه از بستر خارج شده [...] قیام مدنی مردم مقدسترین وظیفه جمهوری است[...]»
بله اگر ماجرا به این ترتیب ادامه یابد، بزودی «پیک نت» جبهةچپ فرانسه را با خشونتطلبان سبز در ترادف قرار خواهد داد. ملانشون میشود پیرو خط امام و طرفدار کروبی و موسوی! پس بهتر است راه را بر شارلاتانیسم ببندیم. نخست به صورت خلاصه بگوئیم که ژان لوک ملانشون در فرانسه به عنوان وزیر، سناتور و نمایندة پارلمان اروپا انجام وظیفه کرده و هرگز، به قول فعلة فاشیسم، «هجرت» نکرده. آمادة «شهادت» نبوده و نیست! در ضمن برای «اعدام» مخالفان برنامه ندارد، شعار مرگ بر آمریکا هم نداده و نمیخواهد «حکومت را به امام زمان» تحویل دهد! نهایت امر، برخلاف رهبران خودفروختة اسلامپرست، ملانشون به عنوان انسان برای خود «مسئولیت» قائل است! و اما در رابطه با «نقل قول» پیکنت چند اشکال پیش میآید.
نخست اینکه ژان لوک ملانشون به «جمهوری ششم» ارجاع می دهد؛ که قانون اساسیاش هنوز نوشته نشده! این قانون میباید از طریق انتخابات فراگیر و استقرار مجلس مؤسسان تدوین شود. دیگر آنکه جبهة چپ به هیچ عنوان قصد خروج از اروپا را ندارد! دلیل هم روشن است؛ کشور فرانسه در قارة اروپا واقع شده و خروج از واقعیت «مکان» اصولاً در ادبیات چپ دمکراتیک جائی نمیتواند داشته باشد! خواست ملانشون خروج از پیمان نظامی «ناتو» و فاصله گرفتن از توحش آمریکاست! جبهة چپ از «حقوق جهانشمول بشر» و لائیسیته دفاع میکند، و همزمان از تبدیل جمهوری فرانسه به زائدة سیاست انگلستان و آمریکا انتقاد به عمل میآورد. یادآور شویم این سیاست پس از پایان جنگ دوم تقویت شد. میبینیم که «خروج» از اروپا و بازگشت به دوران نورانی «روبسپیر» در کار نیست؛ برنامة جبهة چپ هیچ ارتباطی با «خروج» خمینی و خامنهای از زمان و مکان و فروافتادن در شنهای روان کربلا و حجاز ندارد؛ نگرشی است صددرصد غیر آخوندی! نهایت امر اضافه کنیم که صفت عالی «مقدسترین»، در ادبیات چپ، نمیتواند به «مقدسات دین» ارجاع دهد، چرا که جبهة چپ «لائیک» است!
فیلترشکنهای جدید9آوریل2012
changeanyip.info
familyproxy.info
ytqk.com
sqza.com
youshouldhide.me
tzxe.com
tqwo.com
https://zacebook.com
proxycape.net
qpkd.com
aprilproxy.com
surftunnel.org
siteloo.com
wiksa.com
eufq.com
ylqu.com
hiload.org
phjx.com
xfgu.com
xhkq.com
https://schooldefend.com
mypr0xy.com
schoolfreebrowser.info
xfwu.com
seecure.me
lagometer.de
unblock-proxy.info
freetexting.info
webcrawlers.info
jwxg.com
qdpz.com
yopol.com
companysurfer.info
ytqe.com
proxhide.info
hidemeinschool.info
sqkw.com
ytqd.com
jfyw.com
https://sneakyfox.me
proxysensation.com
whmcstest.in
xfke.com
sitehider.info
proxycape.com
socialnetworkbrowser.info
kkhf.com
accesshider.info
proxyserver360.com
https://hidedoor.com
پشکل برتر
![]()
در تاریخ 3 آوریل 2012، سایت فرانسه زبان نووستی، در مورد گفتگوی «نیکلای پاتروشف»، دبیر شورای امنیت روسیه با مقامات آمریکا در واشنگتن، و همچنین در بارة عدم حمایت هیلاری کلینتن از باراک اوباما در انتخابات آیندة ریاست جمهوری ایالات متحد خبرهائی منتشر کرد. اینگونه بود که یانکیها مصلحت دیدند صفوف جیرهخوارانشان را فشردهتر کنند. از اینرو یک استخوان دندانگیر و خوب برای مقامات حکومت «آزاد» و «مستقل» جمکران پرتاب کردند، باشد که اینان با سق زدن به استخوان «مقدس»، همزمان اقتدار حکومت صحرائی و نقش سرنوشتساز آن را در جهان به نمایش بگذارند.
برای تحقق چنین اهداف مقدسی همچون دفعات پیشین، کافی است مزخرفات رایج از زبان اکبر بهرمانی نقل شود، تا پاسدار شریعتمداری و علی خامنهای و دیگر ملایان «قلعة حیوانات» بتوانند با تغذیه از «فضولات» سردار سازندگی، هم از «سازش ناپذیری» رهبر کبیر انقلابشان داد سخن دهند، و هم ضمن نشخوار «اسلام، اسلام»، تلویحاً مذاکره با آمریکا را محکوم کنند.
تعجبی ندارد که در داخل و خارج مرزها، «تهماندة سفره» نیز نصیب دیگر آخوندپرستان آشکار و نهان شود، تا اینان با توسل به واژة «آزادی»، در مسابقة گسترش لجنزار توحش و حماقت رکورد بشکنند. و اما در اروپا روند مسائل متفاوت است، چه بهتر که پیش از پرداختن به «امورات» قلعة حیوانات، به ترتیب حروف الفبا نگاهی به متحدان یانکیها در اروپای غربی داشته باشیم.
در آلمان، قلادة «گونترگراس» را سرپیری باز کردهاند، تا به بهانة مخالفت با جنگ، در واقع باد در بادبان پارة دولت اسرائیل بیاندازد. سابقة درخشان «گونترگراس» را پیشتر بررسی کردهایم و نیازی به تکرار مکررات نیست. «شعر» اخیر ایشان را هم بررسی نخواهیم کرد چرا که اتلاف وقت خواهد بود. فقط یک پرسش مطرح میکنیم و آن اینکه «اگر» اسرائیل اینچنین قدرتمند است که میتواند ایران را به قول ایشان «نابود»کند، چرا قدرت الهی تلآویو را طی جنگ 33 روزه مشاهده نکردیم؟!
البته برای این پرسش هیچ پاسخی در دست نیست، پس بهتر است برویم به سراغ ایتالیا چرا که دولت انتصابی گلدمن ساکس در این کشور به بنبست رسیده و حضرت ماریومونتی «قدیس» که فقط در شبنشینیهای از ما بهتران، به ویژه در شهر میلان لبخند میزنند، ناچار شدهاند جهت ائتلاف با دیگر شرکای عموسام در ایتالیا به مذاکره تن در دهند! و اما در فرانسه، شرایط بسیار متفاوت است. چرا که اینکشور از یکسو در شورای امنیت سازمان ملل عضویت دائم دارد، و از سوی دیگر، نفوذ فرهنگیاش در اروپا بسیار چشمگیر است. و به دلیل نفوذ تاریخی در قارة اروپاست که مطالبات جبهة چپ فرانسه، فاشیسم بینالملل را چنان به هراس افکنده که از انتشار تصویر «ژان لوک ملانشون» نیز تا حد امکان در رسانهها ممانعت میکند. «چپ» مطلوب فاشیسم همان چپنمایان پوچ و مزوری هستند که با شعار «مبارزه با کاپیتالیسم» در واقع زمینة انباشت سرمایه را در غرب فراهم میآوردند، یا بهتر بگوئیم، خودشان اهرم اصلی تقویت کاپیتالیسم بودند. حال آنکه «جبهة چپ» فرانسه خواهان «نظارت قانون» بر سرمایه شده، و همین امر کام تفنگفروشها را چنان تلخکرده که در خود فرانسه نیز بساط ارعاب ملت را گستردهاند.
همچنانکه پیشتر گفتیم میتنیگ میدان «باستیی» برق از چشم حضرات پراند، و در فردای این میتینگ بود که جنجال «مبارزه با تروریسم» به راه افتاد. اما این «مبارزات» راه به مسیر مطلوب نبرد و کار به جمعآوری «زباله» در فرانسه کشید! بله، وزارت کشور ناچار شد هم از ورود لات و لوتهای «اسلامشناس» به فرانسه ممانعت به عمل آورد، و هم اراذل اسلامفروش ساکن کشور را که جهت سرکوب مسلمان فرانسه «وارد» کرده بود اخراج کند! به این ترتیب «رفاقت» با عوامل سرکوب مسلمانان فرانسه پایان یافت! البته این «برنامه» هنوز شامل حال امثال «طارق رمضان»، گل سرسبد محفل اسقف روان ویلیامز نشده!
ولی با نیم نگاهی به تحولات پروندة «شتروسکان»، رئیس مستعفی صندوق بینالمللی پول، و با توجه به مرگ مشکوک «دکوئن»، رئیس مدرسة علوم سیاسی پاریس در شهر نیویورک بزودی شاهد برچیده شدن دکان طارق رمضانها و دیگر شارلاتانهای اسلامفروش نیز خواهیم بود. خلاصه بگوئیم، علیرغم اعمال سانسور عموسام و جیرهخواراناش بر جبهة چپ فرانسه، بساط توحش اسلامگرائی، تودهپرستی و مردمستائی با شعار نبرد با آمریکا به پایان راه خود نزدیک میشود. به همین دلیل علیرغم حمایت بریتانیا و جناح هیلاری کلینتن از اسلامگرایان ترکیه، دولت اردوغان، هم در عراق، هم در سوریه و هم در کل منطقه به بنبست افتاده.
به عبارت دیگر، سیاست آتلانتیستها متزلزل شده و روابط گرمشان با اسلامگرایان به تدریج آشکار میشود. و از آنجمله است «خبر» ملاقات یانکیها با اخوانالمسلمین مصر که در سایت نووستی، مورخ 5 آوریل 2012 انتشار یافته! و اما جالبتر از همه اینکه، تزلزل محفل «جنگ سرد» در «برمه» به مضحکه شدن «دوستان» آتلانتیستها در این کشور منجر شد و نهایتاً دولت نظامیان دستنشاندة پکن را در جایگاه «قابل احترام» قرار داد! جریان از اینقرار بود که دو روز پیش از برگزاری انتخابات برمه، «آنگ سان سوچی»، رهبر اوپوزیسیون اینکشور و یکی از «جایزهبگیرهای» صاحبنام این خطه، زمزمة تقلب سر داده و رسانههای غرب نیز برای جنجال «تقلب در انتخابات» خیز برداشته بودند که ناگهان خبر رسید از 44 نامزد اوپوزیسیون کذا برای انتخابات مجلس برمه، 43 نفر به مجلس راه یافتهاند!
به این ترتیب هم رسوائی «تقلب در انتخابات» نصیب اوپوزیسیون شد، و هم رهبر مخالفان برمه تمامی اعتباری را که از طریق هیاهوی رسانهای و «جایزة» نوبل صلح برای خودش دستوپا کرده بود از دست داد و ... و از همه مهمتر وزارت امور خارجة آمریکا نیز ناچار شد از نظامیان کودتاچی برمه برای برگزاری این «انتخابات» تشکر کند! دکان «تحریمها» هم به طبعاولی برچیده شد! حال باید دید خانم «اوپوزیسیون» با اینهمه «نماینده» چه گلی به جمال ملت «میانمار» خواهند زد! خلاصه آتلانتیستها «سلاح» جنجال را از دست دادهاند، هر چند عشق مفرط اینان به «نفت» رایگان، هنوز تیغهایشان را در سرکوب ملت ایران تیز نگه داشته و عقبنشینی کذا شامل حال حکومت قلعةحیوانات نشده؛ ولی مسلم بدانیم که این نیز دیری نخواهد پائید.
روز گذشته سایت «پیک نت»، با انتشار مطالبی پیرامون روابط اسرائیل با حکومت اسلامی و جبهة چپ فرانسه «پیام» ارباب را بخوبی به مخاطب حقنه کرد. بر اساس تبلیغات این سایت «مشخص» شد که در فرانسه، برنامة «جبهة چپ» همان برنامة «میتران» است، و در هر حال عملی نیست! در ایران نیز به استثنای خامنهای، آخوند جماعت هیچ ارتباطی با سیاستهای دولت سرکوبگر اسرائیل نداشته و ندارد! بله، در چارچوب تبلیغاتی که «چپنمایان» به راه انداختهاند خامنهای، سرداران سپاه و احمدینژاد باید بروند، بقیه هم خیلی خوب هستند و در سایة میرحسین موسوی و آخوند میباید به «سلطنت» خود در ایران ادامه دهند!
ولی با توجه به جدا شدن جناح هیلاری کلینتن از محفل باراک اوباما در ایالات متحد، نفسکشطلبیهای اسرائیل و ملایان به پایان خود نزدیک میشود. و از سوی دیگر هر تغییری در فرانسه رخ دهد، تمامی اروپا را تحتالشعاع قرار خواهد داد. و به طریق اولی حکومت اسلامی نیز متحمل پسلرزههای این تغییرات خواهد شد. به همین دلیل است که «میانهروها» ـ جناح لیبرالهای طرفدار ژیسکاردستن ـ برای حمایت از سرکوزی در دور دوم انتخابات اعلام آمادگی کردهاند! با این وجود، هیچ نیازی نیست که جبهة چپ برندة انتخابات باشد؛ اتحاد احزاب سنتی فرانسه در برابر این جبهه کفایت میکند. البته هول و هراس اهالی پیکنت را خوب درک میکنیم! اینان چنان هول کردهاند که از انتشار تصویر رهبر جبهة چپ در سایتشان پشیمان شدند! امروز سراسر سایت کذا را لجنزار «آخوند» و«مردم» پوشانده بود. و اما در گیرودار مذاکرات دبیر شورای امنیت روسیه با مقامات آمریکا پیرامون «سپر دفاعی»، «بحران هستهای» و جنگ در سوریه، رادیوفردا ولیالله نصر را نیز برای سرگرمی بیشتر به میدان آورد.
به گزارش رادیو فردا، مورخ 4 آوریل 2012، ولیالله نصر، مدیرکل بهزیستی استان تهران اظهار داشت:
«این سازمان با مهدهايی که برنامههای غيراخلاقی از جمله رقص به کودکان آموزش دهند برخورد میکند[...] يکی از اصلیترين برنامههای سازمان بهزيستی در سال جاری کنترل برنامههای آموزشی در مهدهای کودک است به طوری که بايد اين برنامهها در راستای موازين اسلامی و شرعی باشد[...]»
بله، موازین اسلامی و شرعی، یعنی اختلاس سه هزار میلیارد کذا، صدور فتوی اعدام برای متخلفین، با هدف ممانعت از استرداد فراریها توسط اینترپل، و همچنین گشودن راه گریز «ازمابهتران» به فرنگ! احتمالاً عدهای از غیرخودیها نیز در این گیرودار اعدام خواهند شد! همچنانکه پیشتر نیز در شاهکار قوة قضائیة آخوندها در زمینة پروندة «رفیق دوست» شاهد بودیم. «موازین اسلامی و شرعی»، یعنی تبدیل ایرانی به «جانوروحشی»، بیگانه با اخلاق انسانی و نظم قانونی، به صورتی که هیچ مسئولیتی نشناسد و پاسخگوی اعمالاش در سطح جامعه نباشد. فراموش نکنیم، چنین «پدیدهای» همواره مهرة سیاست استعمار بوده، هست و خواهد بود. مقامات حکومت اسلامی و جانشین رهبر «انقلابشان»، علیخامنهای خود تبلور همین توحشاند.
چرا راه دوربرویم؟ علی خامنهای که چندی پیش از «کش دادن» ماجرای «خاوری» گلایهها داشت، اینک مدافع «تولید ملی» شده! حال این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان هم تاراج اموال عمومی را به شیوة «فقاهتی» ماستمالی کرد، و هم شعار حمایت از تولید داخلی سر داد؟ پاسخ به این پرسش روشن است؛ با تکیه بر موازین اسلامی و شرعی میتوان با تاراجگر همداستان شد و شعارهای پوچ و «خررنگکن» نیز سر داد! اظهارات خامنهای در باب حمایت از تولید داخلی به این میماند که فوج ملخی به مزارع گندم حملهور شده و حین جویدن ساقههای گندم، شعار حمایت از تولیدات کشاورزی سر دهد! این است وظیفة خامنهای و دیگر مقامات حکومت توحش. این جانوران وحشی با برخورداری از «آزادي» اهدائی استعمار به سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی در کشور ما مشغولاند، و اربابان، پامنبریها ومخالفنمایانشان نیز با شعار «آزادی» به همین «خط امام» تداوم میبخشند.
ارزش واقعی شعار «آزادی» بستگی به شعار دهنده دارد! اگر شعار از امواج «رادیوزمانه» ساطع شود، آزادی در ابتذال غرقه خواهد شد، و نهایتاً میرسیم به «آزادی» مطالعة آثار شریعتی و شاملو! و از همه مهمتر «آزادی» برداشتن زیرابرو! بوق «بیلدربرگ»، این قماش «آزادیهای اساسی» را در مطلبی تحت عنوان، «سیاست، دین و آزادی»، از زبان فردی به نام «یاسمن» به خورد مخاطب میدهد. سایت زمانه، مورخ 15 فروردینماه 1391، همزمان با فروش این قماش «آزادی»، چندین «پیام» دیگر نیز ارسال میکند.
نخست اینکه «دین» و«ایمان» ترادف دارد، دیگر آنکه، دیندار کسی است که نگرش آزادیخواهانه از «دین» داشته باشد، و نهایت امر، مخالفت با تحمیل نگرش دینی، یعنی کنار گذاشتن ایمان و این «روند» همچون روش علمی «تجربی» است:
«[...] دینداران میکوشند روایتی آزادیخواهانه از دین بیافرینند و روایت رسمی و تنگنظرانه حکومت از دین را به چالش بگیرند. از سویی دیگر [...] کسانی [...] آرام آرام از خود دین فاصله میگیرند و ایمانشان را کنار میگذارند [...]» ایمان آوردن و ایمان از دست دادن چگونه تجربهای است؟»
لازم است به پادوهای «بیلدربرگ» بگوئیم، از یک سو «ایمان»، «باورها» و «اعتقادات» با «آزادی» در مفهوم معاصر آن نه تنها هیچ ارتباطی ندارد که در تضاد نیز قرار میگیرد، و از سوی دیگر «آزادیخواهی دیندار» همچنانکه طی دوران قجر و پهلوی نیز شاهد بودیم، تنها میتواند به مفهوم تقاضای «آزادی» برای مرزشکنی و عربدهجوئی بیشتر باشد. خلاصه، کاربرد واژة فریبندة «آزادی»، زمانیکه چارچوب فلسفی و حقوقی آن مشخص نشده، بسیار فراوان و گسترده است. روشنتر بگوئیم، «آزادی» مطلق و مبهم، در واقع جز انسانستیزی کاربردی نخواهد داشت. این قماش آزادی، همچون «سود سوزآور» آزادیهای دمکراتیک را خواهد سوزاند. به همین دلیل است که فعلة فاشیسم با ارائة تعریف نوین از «آزادی بیان»، آن را در گرو آزادی «بیبیگوزکانه» و مبهمی قرار میدهند که فاقد چارچوب حقوقی مشخص باشد! همین آزادی مبهم است که به یکسان مورد استفادة رهبر و مقامات قلعة حیوانات و مخالفنمایانشان قرار میگیرد.
خامنهای «خرتوخر» حاکم بر جمکران را «آزادترین جمهوری» جهان معرفی میکند و کودتای ارتش ناتو را «انقلاب کبیر» اسلامی میخواند! از همه مهمتر، «دمکراسی» در کلام این جانور وحشی با توحش «مردمسالاری» و «تودهباوری» در ترادف قرار گرفته. خامنهای میگوید، «مردم» کشور مسلمان و معتقداند و اسلام را میخواهند و کسانی که خواهان «جامعة پاک»، و بری از جرائم و رذائل اخلاقى هستند میتوانند از تجربة «ما» استفاده کنند:
«[...] در نظام اسلامى ـ یعنى مردمسالارى دینى ـ مردم انتخاب مىکنند [...] اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهى، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمىبرد و از صراط مستقیم خارج نمىشود. [...] مردمسالارى دینى [...] تجربه [...] جوانى است، اما [...] قابل تأمّل و پیگیرى [...] براى همه کسانى که دلشان براى فضیلتها و جامعه پاک و پاکیزه انسانى مىتپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خُلقیّات بشرى رنج مىبرند»
به موازات تضعیف آمریکا، گام به گام به «عظمت» و «ابهت» قلعة حیوانات نیز افزوده میشود؛ کودتای ارتش ناتو و لاتلوتهای ساواک تبدیل به «انقلاب کبیر اسلامی» شده! این به اصطلاح «انقلاب» در سخنرانی مقامات جمکران، یک سروگردن از دیگر «انقلابهای» جهان برتر است! همانطور که در بیبیگوزکهای شیعیمسلکان نیز پرسوناژ تخیلی «فاطمه» بر دیگر زنان جهان «برتری» پیدا کرده! خلاصه، راه گریزی نیست؛ اسلام یعنی «برتری!» فراموش نکنیم که در «توپ مرواری» هم «زن برتر» در پیشگاه «شیخ پشمالدین» اسلام آورد، و نام خوشقدم باجی بر خود نهاد.
«[...]خوشقدم باجی [...] به دستور غلام سفارت، تریاکهای زرین عالی و مواد مخدر را میان پیروان خود به رایگان پخش میکرد[...] خلاصه بازار دعانویس و جنگیر و شاخ حسینی و جیگرکی و محلل رونقی به سزا گرفت. متخصصین روضه و گریه تمام لذات این دنیا را حواله به دنیای دیگر میکردند و مردم را وادار به زوزه و روزه و گریه و چسناله مینمودند [...] از آنجا که خزانة دولت صرف زیارت اماکن مقدسه و سهم امام و پرکردن بیتالمال مسلمین شده بود [...]خوشقدم باجی [...] با ممالک اسلامی همجوار روابط اقتصادی مهمی برقرار کرد[...] هر سال صدها خروار چسفیل و پشکل ماچهالاغ به ملک یمن صادر میکرد و بجایش تربت اصل و پشکل شتر وارد مینمود. خلاصه آنقدر عنعنات اسلامی کردند که خوشقدم آباد صحرای کربلا شد. چنان گریه و شیون و شاخ حسینی و روضه خوانی و سینه زنی و قربانی و عزاداری و زوزه در گرفت که عرش و فرش به لرزه در آمد و گند و کثافت از سر و روی مردم بالا میرفت، تمام هستی مردم دستخوش پائین تنه [...] یک مشت آخوند گردن کلفت شده بود[...]»
منبع: توپ مرواری
فیلترشکنهای جدید6آوریل2012
mianmo101.com
2n54.com
qrgj.com
xfgu.com
youshouldhide.me
proxycape.com
2q34.com
qhwk.com
xfzu.com
dbqz.com
ytqe.com
2o18.com
2m24.com
ytqd.com
2a34.com
changeanyip.info
2h24.com
lx0.info
xfke.com
proxysensation.com
siteloo.com
2g23.com
webcrawlers.info
2r34.com
ytqk.com
qdpz.com
2r14.com
jqxd.com
xfwu.com
mypr0xy.com
2a90.com
2a24.com
qgsz.com
unblock-proxy.info
proxhide.info
whmcstest.in
2t37.com
2k93.com
2j27.com
2r32.com
2n11.com
xhkq.com
2l38.com
2n33.com
2l13.com
2r68.com
2n90.com
jwxg.com
2o16.com
jfyw.com

